رویدادهای گرجستان

گرجستان

ورود به سایت

نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]

سرود ملی

 

پرجم ایران

 

پرچم گرجستان

فرا رسیدن ایام مبارک دهه فجر و سالگزد پیروزی انقلاب اسلامی ایران مبارک باد.

فهرست:

تهران

اصفهان

یزد

کرمان

مشهد

شیراز

تبریز

ارومیه

اردبیل

البرز

ایلام

بندر بوشهر

شهر کرد

بیرجند

بجنورد

اهواز

زنجان

سمنان

زاهدان

قزوین

قم

سنندج

کرمانشاه

یاسوج

گرگان

رشت

خرم آباد

ساری

اراک

بندر عباس

همدان

 

تهران

تِهْران (دربارهٔ این پرونده آوا راهنما·اطلاعات) بزرگ‌ترین شهر و پایتخت ایران و مرکز استان تهران و شهرستان تهران است. جمعیّت آن حدود 12 میلیون نفر است و بیست و پنجمین شهر پرجمعیّت جهان به شمار می‌آید. مساحت این شهر ۷۳۰ کیلومتر مربّع است.
این شهر یکی از بزرگ‌ترین شهرهای غرب آسیا و بیست و هفتمین شهر بزرگ دنیا است. شهر تهران، در شمال کشور ایران و جنوب دامنهٔ رشته‌کوه البرز واقع شده‌است. این شهر دارای یک شبکهٔ متراکم بزرگ‌راهی و  خطّوط متعدد فعّال مترو است که فقط در بهار سال ۱۳۹۰، ۱۲۹ میلیون مسافر را جابه‌جا کرده‌اند.
از دههٔ ۱۳۴۰ تهران مرکز جذب مهاجران زیادی از سرتاسر ایران بوده‌است. ساکنان اصلی تهران اقوام فارسی‌زبان بودند، البتّه هم‌اکنون این شهر دارای اقوام مختلفی است و عمدهٔ گویش محاوره‌ای در این شهر فارسی است که این لهجه های این گویش شامل لهجهٔ تهرانی ، لهجه گیلکی گیلک، لهجه مازنی مازندرانی و لهجه لری لرمیباشد .تورکها، ارمنی، عرب، کرد،و بلوچ ها دیگر اقوام ساکن این شهر میباشند که در این میان تورک زبانها اکثریت اقوام ساکن آن را تشکیل داده اند. تراکم جمعیّت در تهران بین ده هزار و هفتصد تا بیش از یازده هزار تن در هر کیلومتر مربّع برآورد می‌شود که بنابر آمار نخست بیستمین شهر پرتراکم جهان است. شهر تهران در شمال ایران، در کوهپایه‌های جنوبی رشته‌کوه البرز در حدّ فاصل طول جغرافیایی ۵۱ درجه و ۲ دقیقهٔ شرقی تا ۵۱ درجه و ۳۶ دقیقهٔ شرقی، به طول تقریبی ۵۰ کیلومتر و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۳۴ دقیقهٔ شمالی تا ۳۵ درجه و ۵۰ دقیقهٔ شمالی به عرض تقریبی ۳۰ کیلومتر گسترده شده‌است. ارتفاع شهر در بلندترین نقاط شمال به ۲۰۰۰ متر و در جنوبی‌ترین نقاط به ۱۰۵۰ متر از سطح دریا می‌رسد. تهران از شمال به نواحی کوهستانی، و از جنوب به نواحی کویری منتهی شده، در نتیجه در جنوب و شمال دارای آب و هوایی متفاوت است. نواحی شمالی از آب و هوای سرد و خشک و نواحی جنوبی از آب و هوای گرم و خشک برخوردارند.

تاریخ تهران
تهران برای نخستین بار توسّط ایل قاجار پایتخت ایران شد. تصویر کتیبهٔ فتحعلی شاه، روی تپّهٔ سنگی چشمه علی واقع در شمال شهر ری منطقه ۲۰ تهران
یاقوت حَمَوی مورخ یونانی الاصل عرب زبان در مُعجَم‌البُلدان تعریفی از طهران کرده و وضع این آبادی را در قرن ششم و هفتم قمری نشان داده است که به شرح زیر است: طِهران به کسر طاء و سکون‌ها و را و نون در آخر، لفظی است عجمی و ایشان "تهران" تلفظ می‌کنند، چون در زبان ایشان طاء وجود ندارد. این آبادی از دیه‌های ری است و میان آن دو قرب سنگ فاصله است. مردی راستگو از مردم ری مرا خبر داد که این آبادی دیهی بزرگ است که بناهای آن در زیر زمین بنیان یافته است و هیچکس جز به اراده مردم بدانجا راه نمی‌یابد و در بیشتر اوقات ایشان نسبت به سلطان وقت راه خلاف و سرپیچی می‌پیمایند و وی را جز مدارا با ایشان چاره‌ای نیست. آنجا را دوازده محله است که هرکدام را با دیگری نزاع است و مردم محله‌ای به محله دیگر درنمی آیند. آن را باغ و بوستان فراوان است که همچون شبکه‌ای بناها را در میان دارد و خود حائلی در برابر تهاحم به حساب می‌آید. وی گفت مردم آنجا با وجود محفوظ بودن با گاو کشت نمی‌کنند و این کار را با بیل انجام می‌دهند از آن روی که ایشان را دشمن فراوان است و می‌ترسند که گاوشان به غارت برود.
تا پیش از کشف تمدّن قیطریّه و همچنین کشف آثاری در تپّه‌های عبّاس‌آباد، گمان می‌رفت پیشینهٔ تاریخی این شهر به همان آثار یافت‌شده در حوالی شهر ری محدود می‌شود، ولی اکتشافات باستان‌شناسی در تپّه‌های عبّاس‌آباد، بوستان پنجم خیابان پاسداران و درّوس، نشان داد تمام آبادی‌های ناحیهٔ تاریخی قصران، دوره‌ای درخشان از استقرار اقوام کهن و خلّاقیّت‌های فرهنگی را پشت سر گذارده‌اند.[۲۹] در فارسنامهٔ ابن بلخی نیز که مربوط به سال‌های ۵۰۰ تا ۵۱۰ هجری قمری است، از شهر تهران به دلیل انارهای مرغوبش یاد شده‌است. اگرچه در آثار مکتوب کهن از تهران پیش از اسلام نام برده نشده‌است، اما حفّاری‌های باستان شناسی ۱۳۲۱ خورشیدی در روستا‍ی درّوس ‍ شمیران نشان می‌دهد که در این ناحیه، در هزارهٔ دوّم پیش از میلاد، مردمی متمدّن زندگی می کرده‌اند.

آب و هوای شهر تهران تاثیرگرفته از کوهستان در شمال (نسیم توچال) و دشت در جنوب است. جز منطقه‌های شمالی تهران که تحت تأثیر کوهستان، تا اندازه‌ای معتدل و مرطوب هستند، آب و هوای دیگر منطقه‌های شهر کمابیش گرم و خشک و در زمستان‌ها اندکی سرد است. مهم‌ترین منبع بارش در این شهر بادهای مرطوب مدیترانه‌ای و اطلسی هستند که از سوی غرب می‌وزند. رشته کوه البرز همچون سدی از نفوذ بسیاری از توده‌های هوا جلوگیری می‌کند، از همین روی سبب گردیده که هوای تهران از یک سو خشک‌تر و از سوی دیگر از آرامش نسبی برخوردار باشد.
تهران به‌دلیل جایگاه آن به عنوان پایتخت زودتر از شهرهای دیگر با نمودهای مدرنیسم، و از آن میان معماری مدرن، آشنا شد. دگردیسی معماری تهران از سنتی به مدرن از دوران ناصرالدین شاه آغاز شد و به‌ویژه این روند در دوران پهلوی که زندگی مدرن از حصار دربار و ارگ سلطنتی خارج شد، چهرهٔ شهر را دگرگون نمود.

موزه‌ها
موزه هنرهای معاصر تهران که مهم‌ترین و جامع‌ترین مجموعه از هنر معاصر غرب در قارهٔ آسیا را دارا می‌باشد.
نمایی از ساختمان موزه آبگینه و سفالینه
بیش از ۳۰ موزه در سطح شهر تهران به فعالیت مشغولند که همه روزه تعداد زیادی بازدید کننده به‌سوی خود جلب می‌کنند.

از جمله:
    موزه مردم‌شناسی تهران،
    موزه ملی ایران،
    موزه فرش ایران،
    موزه هنرهای معاصر تهران،
    موزه صنایع دستی مجموعه سعدآباد،
    آبگینه و سفالینه،
    موزه جواهرات ملی
    موزه رضا عباسی
    کتابخانه و موزه ملک،
    ایران باستان،
    موزه آثار طبیعی و حیات وحش ایران

و کاخ موزه‌های:
    سعدآباد،
    نیاوران،
    گلستان

مکان‌های مذهبی
مسجدها، حسینیه‌ها و امامزاده‌ها از جمله مکان‌های مذهبی پایتخت هستند که در مجموع ۲٬۰۷۲ مرکز (۱۳۸۷ خ.) را شامل می‌شوند. تهران ۱۵۴۶ مسجد، ۴۸۷ حسینیه، و ۳۹ امامزاده دارد. در واقع برای هر ۳٬۵۱۶ تهرانی یک مرکز مذهبی وجود دارد. بیشترین امامزاده‌های پایتخت در منطقه ۲۰ متمرکز شده و بعد از آن منطقه ۲ و ۱ دارای بیشترین امامزاده‌ها هستند. در ۱۲ منطقه هم هیچ امامزاده‌ای وجود ندارد.


سینما و تئاتر
بیش از صد سالن سینما در شهر تهران وجود دارد که اکثراً فیلم‌های تولید داخل و تعدادی نیز فیلم‌های خارجی را اکران می‌کنند. بیش از چهل آمفی‌تئاتر نیز در این شهر فعال هستند که نمایش‌های گوناگونی را به روی صحنه می‌برند. در سال ۱۳۸۹ مسابقات جام جهانی ۲۰۱۰ نیز از بعضی از سینماهای تهران پخش شد.

رخدادهای سیاسی
    آغا محمد خان قاجار در سال ۱۱۷۴ خورشیدی برای نخستین بار شهر تهران را به پایتختی برگزید، و در همین شهر تاج‌گذاری کرد.
    انقلاب مشروطه که در دوران حکومت دو پادشاه قاجار یعنی مظفّرالدّین شاه و محمّدعلی شاه رخ داد از پیشامدهای مهم سیاسی شهر تهران محسوب می‌گردد. فتح تهران از پیامدهای این انقلاب به شمار می‌رود.
    کنفرانس تهران با حضور چرچیل، روزولت و استالین از ۶ تا ۹ آذرماه ۱۳۲۲ به‌صورت محرمانه در سفارت شوروی در شهر تهران بر‌گزار شد.

از راست به چپ: چرچیل ، روزولت ، استالین- کنفرانس تهران

    نهضت ملّی‌شدن صنعت نفت ایران که کانون رویدادهای آن در تهران بود مجموعه رخدادهایی بود که با کوشش دکتر محمد مصدق منجر به ملّی‌شدن صنعت نفت ایران گردید. در جریان این جنبش، تظاهرات‌های پرشماری در تهران به وقوع پیوست.
    کودتای ۲۸ مرداد، کودتایی‌است که با طرح و پشتیبانی مالی و اجرایی سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا علیه دولت محمد مصدق در مرداد ۱۳۳۲ در تهران به انجام رسید.
    انقلاب ۱۳۵۷ ایران، کانون رخدادهایش شهر تهران بود که از آن میان می‌توان به رویدادهای ۱۷ شهریور، خروج محمدرضا شاه از ایران در ۲۶ دی ماه، ورود روح‌الله خمینی رهبر انقلاب در ۱۲ بهمن، پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن و اعلان تشکیل دولت جدید در بهشت زهرا، که همگی در شهر تهران رخ دادند، اشاره کرد.

 

 

 

اصفهان

اِصفَهان یا اِسپَهان دربارهٔ این پرونده تلفظ راهنما·اطلاعات شهری باستانی در مرکز ایران است. این شهر مرکز استان اصفهان و نیز مرکز شهرستان اصفهان است. اصفهان، دومین شهر پهناور ایران پس از تهران و سومین شهر پرجمعیت ایران پس از تهران و مشهد است. این شهر در میان سال‌های ۱۰۵۰ تا ۱۷۲۲ میلادی به ویژه در قرن شانزدهم میلادی در میان حکومت صفویان هنگامی که برای دومین بار (پس از دوران سلجوقیان) پایتخت ایران شد، رونق فراوانی گرفت. حتی امروزه نیز شهر مقدار زیادی از شکوه گذشته خود را حفظ کرده‌است. بناهای تاریخی متعددی در شهر وجود دارد که تعدادی از آن‌ها به عنوان میراث تاریخی در یونسکو به ثبت رسیده‌اند. اصفهان در سال ۲۰۰۶ به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام و در سال ۱۳۸۸ به عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن ایران اسلامی انتخاب شد. این شهر به داشتن معماری زیبای اسلامی و بسیاری از بلوارهای زیبا، پل‌های سرپوشیده، کاخ‌ها، مسجدها و مناره‌های منحصربفرد معروف است. این امر باعث شده‌است که در فرهنگ ایرانی اصفهان، نصف جهان لقب بگیرد. میدان نقش جهان یکی از بزرگترین میدان‌های دنیاست و نمونه برجسته‌ای از معماری اسلامی است که توسط یونسکو به عنوان میراث جهانی ثبت شده‌است.
از روزگاران کهن تا کنون به نام‌های: الیهودیه (که وجه تسمیه الیهودیه آن بود که در زمان بخت نصر، یهودیان را از بابل کوچ داده و در این مکان ساکن کرده بودند)،صفاهان، صفویان، جی، رشورجی، سپاهان، سپانه، شهرستان، صفاهان، صفاهون، گابا، گابیان، گابیه، گبی، گی و نصف جهان سرشناس بوده‌است. پس از فتح توسط اعراب مسلمان و چون در عربی حرف «پ» وجود نداشته بمرور زمان با لهجه و حرف «ص» بصورت «اصفهان» تلفظ گردید.
بیشتر نویسندگان بر این باورند که چون این ناحیه پیش از اسلام، به ویژه در دوران ساسانیان، مرکز گردآمدن سپاه بود و سپاهیان مناطق جنوبی ایران، مانند بختیاری، فارس، خوزستان، سیستان و... در این ناحیه گرد آمده و به سوی محل نبرد حرکت می‌کردند، آنجا را «اسپهان» گفته، سپس عربی شده و به صورت «اصفهان» درآمده‌است.

دوره صفوی
در سال ۱۰۰۶ هجری قمری شاه عباس صفوی پایتخت صفویه را از قزوین به اصفهان منتقل کرد، مولف عالم آرای عباسی سبب این انتقال را علاقه شاه عباس به طبیعت اصفهان می‌داند. دوری از مرزها، کاهش دادن قدرت قزلباشان، بهبود تجارت و ترس شاه عباس از پیشگویی منجمانی که ماندنش را در قزوین برای جانش خطرناک دانسته بودند از دیگر دلایل ذکر شده برای این انتقال است. گزیدن اصفهان به عنوان پایخت توسط شاه عباس، نتایج مثبتی برای این شهر به بار آورد، مسجدها، آب انبارها و کاروانسراهای بسیاری در شهر ساخته شد، به ابتکار شیخ بهایی شبکه‌های کامل ارتباطی و آبیاری پدید آمد و با بنیان نهادن شهر بازرگانی نجف آباد در چند کیلومتری غرب اصفهان برای تهیه آزوقه شهر، زیربنای زراعی استواری برای پایتخت جدید پدید آمد.
اصفهان در روزگار شاه عباس اول تا مرگ شاه عباس دوم برتر از همهٔ شهرهای خاورزمین بوده است. در این روزگار، با افزوده شدن کوی‌های (:محلات) چهارگانهٔ (عباس‌آباد، جلفا، گبرآباد و اسپهان) نمای پایتخت صفوی از قسطنطنیه هم بزرگ‌تر و زیباتر بود.

معماری
پیش از اسلام
از دوره قبل از اسلام، چیزی به جز بقایای آتشکده‌ای در کوه آتشگاه، اکتشافات اندکی در تپه اشرف و همچنین پل شهرستان (متعلق به دوران ساسانیان) بجا نمانده‌است که از میان آن سه، تنها بنای برپا و برجا پل شهرستان است.
بیشتر آثار تاریخی بجا مانده در مربوط به دورهٔ اسلامی است. آثاری از تمامی دوره‌های تاریخی پس از اسلام بجا مانده‌است اما بویژه آثار دو دوره باشکوه از تاریخ اصفهان یعنی دورهٔ سلجوقی و دورهٔ صفوی برجستگی ویژه‌ای دارد، که هر کدام دارای ویژگی‌ها و سبک معماری یگانه خود است.

سلجوقیان
معماری سلجوقیان - که بویژه در مسجد جامع نمود می‌یابد - ساده و بی‌پیرایه اما با ظرافت فراوان است. از ویژگی‌های دیگر معماری این دوره سکوت و درونگرایی به دور از هر گونه جلوه‌گری آن است. بجای آنکه بیننده تحت تأثیر آنی آن قرار گیرد، آرام آرام زیبائی و عظمت اسرار آمیز آن را در جای خود احساس می‌کند. برخلاف معماری و هنر دوره صفوی که توجه به جلوه‌های رنگ و نور و چشمگیری و درخشندگی از ویژگی‌های آن است. آرامگاه ملکشاه و سلطان سنجر و خواجه نظام الملک از آثار تاریخی این دوره در شهر اصفهان می‌باشد. یکی از قدیمی ترین شهرهای اصفهان شهر گز در ۱۰ کیلومتری اصفهان است یکی از آثار مهم باقی‌مانده در این شهر مسجد جامع شر مربوط به دوره سلجوقیان است.

صفویان
میدان نقش جهان که معماری دوران صفویان در آن کاملاً نمایان است.
در سال ۱۰۰۰ هجری قمری بدستور شاه عباس اول پایتخت صفویان به اصفهان انتقال یافت دراین زمان جمعیت اصفهان به یک میلیون نفر رسید وبه شدت از نظر مراکز تجاری وفرهنگی ترقی نمود. عصر صفوی، عصر کمال و شکوفایی نبوغ معماری و شهرسازی در ایران است. هنرمندان شهر جلفای آذربایجان اوج شکوه معماری ایران را در اصفهان به نمایش گذاشتند. زیباترین و با شکوه‌ترین آثار معماری ایران در همین دوره، توسط معماران خلاق و هنرمندی چون محمدرضا و علی اکبر اصفهانی آفریده شد. در زمان شاه عباس اول صفوی پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل شد. اصفهان در مرکز امپراتوری صفوی قرار داشت و نسبت به قزوین به خراسان نزدیک تر بود. موقعیت جفرافیایی این شهر موجب افزایش سرعت عکس‌العمل شاه در مقابل تهدیدات ازبکان و عثمانیان بود. شاه عباس بدون ایجاد تفییرات عمده در بخش قدیمی شهر، بخش‌های جدیدی را به آن افزود. میدان نقش جهان، دولتخانه و خیابان چهارباغ در کنار بخش‌های قدیمی شهر ساخته شدند.
از ویژگیهای مهم در شیوهٔ معماری این دوره، علاوه بر استحکام و زیبایی ساختار، درخشش بیان است. در آثار این دوره تابش رنگ و نور، و جذابیت سطوح و شکوه چشمگیر آنها، احساس زیبائی خیره کننده‌ای در بیننده ایجاد می‌کند و طنین رنگها و سطوح مکرر کاشیهای درخشان به منظره‌ای شفاف، مجرد و روحانی تبدیل می‌شود.
معماری این دوره از لحاظ وسعت و کارآیی، بسیار متنوع است و در تمامی ابعاد حیات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مردم حضوری زنده و پویا دارد. باشکوه‌ترین مساجد، عظیمترین میدانها، زیباترین پلها و خیابانها، بزرگ‌ترین بازارها، مدرسه‌ها، و کاروانسراها در این عصر ساخته شد. و همه در نوع خود در اوج کمال هنری، استحکام و کارآیی و بعضی چنان باشکوه و زیبا و کامل، که گاهی نمی‌توان باور کرد که انسانی ناچیز آن را پدید آورده باشد.

جغرافیا
موقعیت جغرافیایی
اصفهان در ۴۳۵ کیلومتری تهران و در جنوب این شهر قرار دارد. شهر اصفهان دارای طول جغرافیایی ۵۱ درجه و ۳۹دقیقه و ۴۰ ثانیه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۲ درجه و ۳۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه شمالی می‌باشد. محدوده شهری آن به چهارده منطقه شهری تقسیم می‌شود و در خارج از محدوده شهری نیز از غرب به سمت خمینی شهر و نجف آباد، از جنوب کوه صفه و سپاهان شهر، از سمت شمال به شاهین شهر و از شرق نیز به د شت سگزی منتهی می‌شود.
سطح شهر از سطح عمومی دریاها حدود ۱۵۷۰ متر ارتفاع دارد و در قسمت شمالی و شرقی به کویر محدود می‌گردد و در قسمت غربی و جنوبی نیز به سلسله کوه‌های زاگرس منتهی می‌شود. کوهستان کرکس در پنجاه کیلومتری شمال اصفهان و زردکوه بختیاری در جنوب غربی آن قرار دارد. وجود آبهایی همانند زاینده رود که از زردکوه بختیاری سرچشمه گرفته دلیل پیدایش این شهر می‌باشد. شهر اصفهان بر روی دشتی به نسبت هموار با شیبی در حدود ۲ درصد و به طرف شمال شرقی بنا گردیده‌است. در طی سده‌های گذشته نیز به سبب وجود آب فراوانتر و آلودگی کمتر در سمت جنوب غربی توسعه بیشتری یافته‌است.

مردم‌شناسی و فرهنگ
جمعیت
نمودار رشد جمعیت شهر اصفهان از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۰. جمعیت سال ۱۳۹۰ با در نظر گرفتن الحاق خوراسگان به اصفهان، محاسبه شده است.
جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵ بالغ بر ۱٬۵۸۳٬۶۰۹ تن برآورد شده‌است. در سال ۱۳۹۰ طبق آمار رسمی کشور، جمعیت این شهر ۱،۷۵۶،۱۲۶ برآورد شده است. اصفهان از دیرباز از مهمترین مراکز شهرنشینی در فلات ایران به شمار می‌رفته‌است. در ۵ دی ۱۳۱۹ در زمان رضاشاه برای اولین بار در ایران به سبک اروپای در اصفهان از مردم سرشماری بعمل آمد و ۲۰۴ هزار و ۶۰۰ تن را ساکن شهر اصفهان گزارش کردند.

زبان
مردم اصفهان به زبان پارسی و لهجه اصفهانی صحبت می‌کنند. از ویژگی‌های لهجه اصفهانی اضافه کردن حرف «س» به آخر واژگان می‌باشد، که به جای واژه «است» استفاده می‌شود. همچنین ارامنه اصفهان نیز به زبان ارمنی سخن می‌گویند.

 

آداب و رسوم
روز و نماد اصفهان
نگاره تاریخی منقوش بر کاشی کاری‌های سردر قیصریه که با اقتباس از صورت فلکی برج قوس (آذر) طراحی شده‌است، به عنوان نماد اصفهان شناخته شده‌است.
در بهمن‌ماه سال ۱۳۸۳ پس از پیشنهاد گزینش روز اصفهان از سوی دکتر شاهین سپنتا و استقبال برخی از سازمان‌های غیردولتی اصفهان از این پیشنهاد، تلاشی برای گزینش روز اصفهان آغاز شد. در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۴ پس از فراخوان «هم‌اندیشی برای نام گذاری روز نکوداشت اصفهان» روز «یکم آذرماه» هر سال از سوی بیش از ۳۰ نفر از اصفهان شناسان به عنوان «روز نکوداشت اصفهان» گزینش و تصویب شد و بر اساس پیشنهاد دکتر لطف‌الله هنرفر نگاره تاریخی منقوش بر کاشی کاری‌های سردر قیصریه اصفهان را که با اقتباس از صورت فلکی برج قوس (آذر ماه) طراحی شده‌است، به عنوان نماد اصفهان برگزیدند. دلیل انتخاب آنها این بود که بر اساس مستندات تاریخی زایچه شهر اصفهان در ماه آذر (قوس) است.

جاذبه‌های تاریخی
اصفهان سرشار از آثار هنری و تاریخی است که میدان نقش‌جهان، مسجد امام، سی و سه پل، پل خواجو، پل مارنان، مسجد جامع، مسجد سیّد، مسجد شیخ لطف‌الله، منار جنبان، برج کبوترخانه، گذر چهارباغ عباسی، سبزه میدان، کاخ چهلستون، آتشگاه اصفهان، کاخ عالی‌قاپو، کاخ هشت بهشت، کلیسای وانک، حمام علیقلی آقا، مدرسه چهارباغ و هتل عباسی خانه خان (خوراسگان)، امام زاده ابو العباس (خوراسگان) از بارزترین آنها هستند.


پل‌ها
سی و سه پل
پل چوبی، پل شهرستان، پل مارنان، سی و سه پل یا پل الله وردیخان و پل خواجو و پل زمان خان

موزه‌ها
اصفهان به جهت داشتن موزه‌های مختلف و با ارزش مشهور است که از آن میان می‌توان به موزه‌های زیر اشاره نمود.

    گنجینه هنرهای تزئینی و هنرهای معاصر اصفهان
    موزه صنایع‌دستی و هنرهای سنتی اصفهان
    کاخ موزه چهل ستون
    موزه کلیسای وانک
    موزه تاریخ طبیعی
    موزه علوم و فنون آموزش پرورش اصفهان
    موزه آب اصفهان
    موزه شهدای اصفهان
    گنجینه سنگ نوشته‌های تخت فولاد
    باغ موزه پروانه‌ها

صنایع دستی
قلمزنی از صنایع دستی مهم اصفهان می‌باشد. قوری و سماور قلمزنی در میدان نقش جهان (امام خمینی) اصفهان
اقتصاد سنتی استان مبتنی بر صنایع دستی چون قالی بافی، ابریشم بافی، قلمزنی، منبت کاری، زری بافی، خاتم کاری، ملیله دوزی، مینیاتور، سفالگری، میناکاری، فلزکاری، فیروزه کوبی، نقره سازی، کاشی سازی، قلمکاری و پولک دوزی از صنایع زیبای اصفهان است که امروزه رونق خوبی نیز در بخش جهانگردی دارد.
صنایع بزرگی چون ذوب آهن، مجتمع فولاد مبارکه، پالایشگاه، شرکت پلی‌اکریل اصفهان و همچنین کارخانه جات متعدد سرامیک و کاشی‌سازی و معادن سنگ و سنگبری از علل صنعتی شدن و اقتصاد قوی استان محسوب می‌شود. از صنایع دیگر استان که می‌توان فهرست وار به برخی اشاره نمود: ظروف چینی، سرامیک، تولید لوازم خانگی، کارخانه تولید سیمان، ورق موجدار، صنایع خودروسازی، صنایع نظامی، صنایع هواپیماسازی، ساخت لوازم و تاسیسات گازی، صنایع مواد غذایی، فراورده‌های لبنی، ریسندگی، نساجی و …می‌باشند.

نگارخانه‌ها
برخی از نگارخانه‌های اصفهان را نیز می‌توان چنین نام برد: نگارخانه زاینده رود، نگارخانه بدرالسما، نگارخانه سایه، نگارخانه کوثر و نگارخانه کلاسیک.

کتابخانه‌ها
در اصفهان بیشتر از بیست کتابخانه در کنار بیست فرهنگسرا فعالیت دارند. که معروف‌ترین آنها به این ترتیب است:
    کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان
    کتابخانه ابن بابویه
    کتابخانه میرداماد
    کتابخانه صائب اصفهانی
    کتابخانه ولی‌عصر
    کتابخانه توحید
    کتابخانه عمومی میرداماد و تخصصی حقوق شهروند
    کتابخانه عمومی فاطمه زهرا و کتابخانه گویا اختصاصی نابینایان

شهرهای خواهرخوانده
اصفهان به عنوان یکی از شهرهای تاریخی و فرهنگی مشرق زمین با شهرهای زیر دارای پیوند خواهرخواندگی است:

شی‌آن، چین         کوالالامپور، مالزی          فرایبورگ، آلمان        فلورانس، ایتالیا
یاش، رومانی        بارسلون، اسپانیا       ایروان، ارمنستان          کویت، کویت
هاوانا، کوبا        لاهور، پاکستان          سنت پیترزبورگ، روسیه        داکار، سنگال
 بعلبک، لبنان

 

 

یزد

یزد مرکز استان و شهرستان یزد در مرکز ایران است. این شهر بین رشته‌های شیرکوه و خرانق و در دشتی گسترده به نام دشت یزد ـ اردکان قرار گرفته‌است. آبادانی یزد از سدهٔ «پنجم هجری» به بعد بوده و اتابکان فارس از مهم‌ترین عوامل پیش‌رفت این شهر در سده‌های گذشته به‌شمار می‌روند.یزد در منطقه جنوب شرق ایران واقع شده‌است.
این شهر به «شهر بادگیرها» و «شهر دوچرخه‌ها» معروف است.
 
پیشینه نام یزد
واژهٔ یزد در لغت به معنای مقدس و پاک بوده و وجه‌تسمیهٔ این شهر، سرزمین مقدس و شهر خدا است.
واژه‌هایی که در تاریخها، سفرنامه‌ها، سیاحت‌نامه‌ها و دیگر مدارک تاریخی مربوط به پیش از اسلام، ماد و پارت و نیز پیش از ورود آریایی‌ها تا دوران کنونی به یزد داده شده‌است عبارتند از:
الف: ایز - ایزاطیخه – ایزدیس – ایساتیس – ایستخای
ک: کت – کتروا - کته – کث – کثه – که – کهثه
گ: گث – گبست
د: دارالسیاده – داراشیعه – دارالعباده – دارالمومنین - دارلعلم
ش: شهر ایزد
ی: یزجی – یزد – یزدان شهر - یزدان گرد – یست – یسدی – یسن – یکس
واژه «یزش» به معنای ستایش و نیایش در زبان پارسی میانه‌است.
ابن بلخی در کتاب فارسنامه که در قرن ششم هجری تالیف شده نام اصلی یزد را «کثه» نامیده و احمد بن حسین بن علی کاتب نیز در قرن نهم در کتاب تاریخ یزد نام «کثه» را تایید نموده که معنی شهر کوچک است زیرا در پارسی باستان این واژه به معنای کوچک است زیرا کثه در مقایسه با ایساتیس که شهر بزرگی بود در حومه یزد قرار داشته و کوچک بوده‌است. اصطخری درباره یزد می‌گوید:«کثه مرکز یزد، شهری است درحاشیه کویر دارای هوای خوب ودرعین حال واجد آسایش وتنعم شهرهای بزرگ است». درزمان ساسانیان به فرمان یزدگرد اول در این محل شهری بناشد که آن را «یزدان گرد» نام نهادند و یزد گرد شهر را به دختر خود هدیه داد. واژه یزد نامی است باستانی که ریشه در «یشت» یا «یزت» و «یسن» داردبا مفاهیمی چون ستایش، نیایش، پرستش، ایزد و... که یکی از فصول پنجگانه اوستا هم با یکی از این نامها یعنی یشت خوانده شده‌است.
بعداز آمدن اسلام وگرایش مردم یزد به دین اسلام عنوان «دارالعباده» به این شهر داده شد. این نام توسط ملکشاه سلجوقی انتخاب شد زیرا علاء الدوله کالنجار تقاضای حکومت یزد را از وی کرده بود تا درآن جا به عبادت بپردازد.
احمد کاتب مورخ یزدی قرن نهم هجری قمری نوشته‌است که:[نیازمند منبع] «در سال ۵۰۴ هجری قمری ملکشاه سلجوقی حکومت یزد را به علاء الدوله کالنجار واگذار کرد و آن را دارالعباده نامید.»
اسامی منتسب به این شهر یعنی کثه (شهر دارای کتس=قنات)، فرافر (دژ بالایی)، هرفت (دژ نگهبانی)، ایساتیس (شهر دارای چشمه پوشیده نیرومند یا قنات نیرومند)، ایستیخای خبر بطلمیوس در صحرای کرمان ("ایس- تی-خا" به همان معنی ایساتیس) و یزد (شهر دارای چشمه پوشیده=قنات) نشانگر اهمیت دیرین و بزرگی این شهر کویری باستانی می‌باشند. وجه اشتقاق خود نامهای فارسی قنات یعنی کاریز (کا- ریز) و کتس (کت- اوس) هم چشمه ریزان و خانه چشمهاست. آثار این قنات نیرومند تاریخی دورتر از خود شهر یزد در بین کوههای شیرکوه و مهریز باقی‌مانده‌است.

تاریخ و قدمت
یزد اولین شهر خشتی و دومین شهر تاریخی جهان بعد از شهر ونیز ایتالیاست. استان یزد از سرزمینهای کهن و تاریخی ایران زمین است.
ابن حوقل در کتاب «ایران فی صورة الارض» درباره یزد می‌نویسد: «از مهمترین شهرهای ولایت اصطخر از سوی خراسان «کثه» است و آن حومه یزد و ابرقویه می‌باشد... اما کثه که حومه یزد است شهری است در کنار بیابان و هوای آن خشک سالم است و مانند شهرهای کوهستانی فراخ نعمت است و روستایی دارد که محصولش ارزان است. بیشتر بناهای آن دراز شکل است و از گل ساخته شده. در آنجا شهری است استوار که قلعه‌ای با دو دروازه آهنین دارد: یکی به نام ایزد(باب ایزد) و دیگری در مسجد(باب‌المسجد) که نزدیک مسجد جامع است. این جامع در ربض قرار دارد و آبهای آن از قنات تامین می‌شود...»
در بعضی از منابع بنای اولیه برخی از شهرهای این استان چون (میبد) را به سلیمان پیغمبر، (یزد) را به ضحاک و اسکندر مقدونی و (ابر کوه) را به ابراهیم پیغمبر نسبت داده‌اند. این بیانگر قدمت و دیرینگی پیشینیه تاریخی و فرهنگی سرزمین و مردم این دیار است. مجموعه آثار باستانی پراکنده موجود در این استان نیز به سهم خود گویای این پیشینه تاریخی است. آثاری چون دست افزارهای سنگی بدست آمده از دره‌های شیر کوه، نگاره‌های روی تخت سنگ کوه ارنان، تکه سفالهای منقوش نارین قلعه میبد – متعلق به دوره ایلامی، غارهای استان و آثار معماری و شهر سازی باستانی و... نشان می‌دهد مدنیت یزد، در چهار کانون باستانی (مهریز و فهرج)، (یزد)، (رستاق و میبد) و (اردکان) متمرکز بود. پژوهشگران این منطقه را که در مسیر شاهراه‌های باستانی (ری – کرمان) و (پارس – خراسان) قرار داشت، جزء سرزمینهای دوردست مادها شمرده‌اند
 احمد بن حسین بن علی کاتب یزدی، می‌نویسد : «هنگامی که عده‌ای از بزرگان ایران در ری علیه اسکندر مقدونی به مخالفت پرداختند، اسکندر آنان را دستگیر کرد و خواست که همراه خود به استخر فارس ببرد، چون به ناحیه‌ی یزد رسید، زندانیان را درچاهی محبوس کرد و آن محل را کِثَه (به یونانی یعنی زندان) نامید. پس از اینکه اسکندر یزد را ترک گفت، نگهبانان به کمک زندانیان به آبادانی و عمران یزد همت گماشتند»
برخی از جغرافی نگاران، تاریخ ساخت یزد را به یزدگرد اول، ساسانی نسبت می‌دهند که وجه تسمیه¬ی یزد در ارتباط با نام وی و واژه¬ی «یزش» به معنی ستایش و نیایش در زبان فارسی میانه است. بهرام گور نیز در هنگام حرکت خود به سوی خراسان چون به ولایت کثه (یزد) رسید، بیماری وی اندکی بهبود یافت و این سرزمین مبارک داشت و دستور داد در آنجا شهری بسازند و چون به نام یزدان می‌ساخت آن را «یزدان گرد» نام نهاد.
چون بهرام گور درگذشت یزدگرد به پادشاهی رسید. وی دو پسر داشت به نام شاه فیروز و شاه بلاس. بعد از مدتی یزدگرد، یزد را به دو فرزندش بخشید و آن دو شهر را بین خود تقسیم کردند. شاه فیروز دو ده در ولایت یزد ساخت، یکی «فیروز آباد مجو مرد» و دیگری «فیروز آباد میبد».
زمانی که انوشیروان به حکومت رسید، یزد را به دختر خود «مهرنگار» بخشید و وی را از مداین به یزد فرستاد و در آنجا ساختمان‌های زیادی ساخت.
در هشت فرسنگی یزد دهی ساخت و آن را «مهرگرد» نام گذاشت و اکنون آن قریه را «مهریجرد» می‌گویند. هم‌چنین در کنار میبد دهی ساخت و آن را «مهرجرد» نام نهاد و برادر وی «شاه هرمز» در جنب مهریجرد دهی ساخت و آن را «هرمیز» نام گذاشت که اکنون به «خورمیز» شهرت دارد.
پس از انوشیروان خسروپرویز به پادشاهی رسید. وی ولایت یزد را به دو دختر خود به نام‌های ایران دخت و توران دخت بخشید و دستور داد دهی بسازند و آن را «توران پشت» نام نهاد.
توران دخت هشت ماه پادشاهی کرد و بعد درگذشت. بعد از وی ایران دخت به سلطنت رسید. وی نماینده‌ای به نام «ابرند» به یزد فرستاد و به وی دستور داد که بر عمارت و آبادی یزد بیفزاید. ابرند نیز در دو فرسنگی شهر یزد ده جدیدی احداث کرد و آن را «ابرند آباد» نام نهاد.

اتابکان یزد
اتابکان یزد نزدیک به ۱۴۰ سال بر این خطه حکومت کردند. با کشته شدن فرامرز بن علی در جنگ با خان فتای، سلطان سنجر، حکومت یزد را به دختران فرمانده خود که پسری نداشت واگذاشت و رکن الدین سام از سرداران سپاه فرامرز را برای اداره یزد به اتابکی آنان گماشت.
رکن الدین سام نخستین ایمر این خاندان به علت پیری و ناتوانی در اداره حکومت در سال ۵۸۴ ه .ق جای خود را به برادر کوچکش عز الدین لنگر سپرد. با مرگ عزالدین در سال ۶۴۰ ه .ق ورد انزور به حکومت رسید و در سال ۶۵۲ ه .ق حکومت به ابو منصور اسفهسالار مشهور به قطب الدین رسید. مادر او مریم ترکان بناهای زیادی را در یزد ساخت و در دوره قطب الدین مغولان به ایران حمله کردند. اتابک چیرگی مغولان را پذیرفت و یزد را از سپاه مغول مصون داشت. با مرگ قطب الدین در سال ۶۲۶ ه .ق پسرش محمد بر تخت نشست و او نیز تا سال ۶۳۹ ه .ق حکومت کرد. پس از او به ترتیب سفلر شاه (متوفی ۶۴۹ ه .ق)، طفی شاه (متوفی ۶۷۰)، علاء الدوله (متوفی ۶۷۳) یوسف شاه (متوفی ۶۹۰) حکومت کردند. در دوره یوسف شاه در اثر بی احترامی او به فرستاده غازان خان، سپاه غازان وی به یزد حمله کرد و او مجبور به فرار به سیستان شد اما مردم یزد به همراه علما به نزد امیر محمد ابداجی فرمانده سپاه غازان رفتند و او را از ورود به داخل یزد بازداشتند. سرانجام سلسله اتابکان یزد در سال ۷۱۸ به دست امیر مبارز الدین برچیده شد و آخرین امیر سلسله اتابکان حاجی شاه فرزند یوسف شاه سرنگون گردید.

دوره مغول
در زمان حکومت سلطان قطب الدین، چنگیزخان مغول به ایران حمله کرد. وی سلطه مغولان را پذیرفت و جانشینانش به عنوان دست نشاندگان مغولان در یزد ابقا شدند و با کفایت و زیرکی یزد را از خشم مغولان مصون داشتند. در سایه امنیت و آرامش نسبی یزد، در این دوره بازرگانی و مبادله کالاهای مختلف رونق یافت. عوامل متعددی در بسط و توسعه بازرگانی دخیل بود از جمله این که ایالات جنوبی ایران تحت حاکمیت مغولان قرار گرفته بود، لذا کالاهای یزدی تا آن سوی آب‌های جنوبی ایران به خصوص هندوستان راه یافت و تنها مشکل، حفظ و حراست راه‌های منتهی به بازار فروش بود. راهداری و نگهداری راه‌های کشور از زمان مغولان مورد توجه قرار گرفت و حفاظت راه‌ها را اغلب به امرا و بزرگان واگذار می‌کردند. در اوایل قرن هشتم هر دو جنبه، یعنی گسترش شبکه راه‌های منتهی به یزد و هم امنیت آن حاصل شد و این دو از مواردی بود که نقش به سزایی در توسعه بازرگانی یزد و در نهایت شکوفایی اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی این ایالت داشت.

دوره تیموریان
در سال ۷۹۵ ه .ق امیر تیمور در یورش سه ساله خود طومار دولت مظفری را درنوردید و یزد را به یکی از عمال خود سپرد. بعد از مراجعت تیمور به ماوراءالنهر گروهی از همدلی مردم نسبت به آل مظفر سوء استفاده کرده، به رهبری حاجی آبدار، یزد را از تصرف حاکم تیمور بیرون آوردند و سپس سلطان محمد پسر ابو سعید طبسی، یزد را به چنگ آورد و استقلال آنرا اعلام کرد. حاکمان تیموری، اصفهان، نایین و اردستان برای اعاده نظم به یزد لشکر کشیدند، اما شکست خوردند. به ناچار پیر محمد بن عمر شیخ بن تیمور، حاکم فارس، با سپاهی فراوان رهسپار یزد شد و به امر تیمور، حاکم سیستان هم همراهی و مساعدت کرد و از هر سو یزد را در محاصره گرفتند و در نهایت یزد را گشودند. کاشی کاری‌های مسجد جامع و میدان امیر چخماق و مسجد امیر چخماق، مصلای عتیق و ... از آثار این دوران است. مدارس و کتابخانه های متعددی چون مدرسه و کتابخانه قطبیه سرپلوک، مدرسه دارالصفا، مدرسه و کتابخانه یوسف چهره، مدرسه و کتابخانه اصیلیه سرد هوک و کتابخانه باوردیه تاسیس شدند، که نویسندگان و علما و مورخان نامی نظیر شرف الدین علی یزدی در آنها پرورش یافتند.

دوره صفویه
مقارن ظهور شاه اسماعیل صفوی طایفه های مختلفی در ایران حکومت می‌کردند. در سراسر ایران در حدود چهل حاکم مستقل و نیمه مستقل حکم می‌راندند و یزد در تصرف مراد بیک بایندری بود. شاه اسماعیل مدعیان را منکوب کرد و یزد را به تصرف خویش درآورد. اما افراط در تعصب مذهبی و کشتارهای بی‌مورد خسارت معنوی بزرگی به ایران و به ویژه یزد وارد کرد. نمونه آن کشتن دانشمند بزرگ آن روزگار قاضی میر حسین میبدی است. درگیری یزدی‌ها با عامل حکومت منجر به یورش محمد کره حاکم ابرقو به یزد شد. وی با کمک لرهای خویشاوندش یزد را گرفت و شاه اسماعیل جهت دفع وی به یزد آمد و بعد از مدتی محاصره، وی را دستگیر و در اصفهان سوزاند. نعمت الله باقی پسر امیر میرزا عبدالباقی (صوفی سرشناس) که در جنگ چالدران کشته شد، در زمان شاه طهماسب، دختر شاه اسماعیل را به زنی گرفت و حاکم یزد شد. وی دیوان خانه‌ای به نام «عباسیه» ساخت و مسجد شاه طهماسب در نزدیکی میدان بعثت از یادگارهای اوست.
بعد از وی پسرش میر میران، حاکم یزد شد که غیاث آباد تفت از جمله یادگارهای اوست. مدرسه شفیعیه یادگار میرزا شفیع از حاکمان یزد در این دوران است. در عصر صفوی بازرگانی ایران رواج و اهمیت زیادی یافت، به ویژه ابریشم و منسوجات ایران در بازارهای اروپایی به خوبی معرفی شد و بازرگانان خارجی به ایران روی آوردند. از یک سو بازرگانان اروپایی و از سوی دیگر تجار هندی از طریق راه‌های زمینی بین اصفهان و دهلی در رفت‌وآمد بودند و یزد به علت داشتن ابریشم و منسوجات مرغوب و موقعیتی که در مسیر راه زمینی داشت رونق و اهمیت زیادی یافت.
در زمان یورش افغانها به ایران، یزدی‌ها به رهبری میرزا عنایت سلطان دلاوری‌های فراوانی از خود نشان دادند. محمود افغان در تصرف یزد ناکام ماند و عاقبت یزد را رها کرد و اصفهان را فتح کرد. اشرف افغان جانشین محمود چهار سال با یزدی‌ها و عنایت سلطان جنگید و عاقبت با حیله بر او و دودمانش دست یافت و به استثنای مؤمن خان و محمد تقی خان، خواهر زادگان عنایت سلطان، همه را به قتل رساند. مؤمن خان، از جانب نادرشاه افشار، حاکم کرمان شد و محمد تقی خان و فرزندانش تا اواخر زمان قاجار در نقش حاکم یا مستوفی یزد خدمت کردند. این خاندان خدمات ارزنده‌ای به یزد کردند و آثار و بناهای فراوانی در یزد ساختند. باغ دولت آباد، باغ ناصریه، مدرسه خان، میدان خان، بازار خان، بازار قیصریه و ... از آثار این خاندان است.

دوره زندیه
از فرماندارانی که در سلطنت زندیه به یزد آمده‌اند از زین العابدین خان و بعد از او عبدالرحیم خان نام برده شده است. عبدالرحیم خان به آبادی و عمران میل زیادی داشت و مزرعه رحیم آباد را که جزء حومه یزد است احداث نمود. همچنین مدرسه عبدالرحیم خان که اکنون با عنوان دبستان همت است از بناهای اوست. او در سال ۱۲۰۱ ه .ق مرحوم شد. در سال ۱۳۰۹ ه .ق لطفعلی خان زند (آخرین جانشین کریم خان زند) پس از واقعه ایرج به لار رفت و چون نتیجه‌ای نگرفت عازم راور کرمان گردید و چون حاکم کرمان قصد دستگیری او را داشت از طریق لوط و چهل پایه و نای بند خود را به طبس رساند.
امیر حسینخان طبسی مقدم لطفعلی خان و اتباعش را گرامی شمرد و بعد از ۵۰ روز پذیرایی سیصد سوار در اختیار او قرار داد. خان زند که در مدت اقامت خود در طبس از تخریب قلعه و حصار شیراز خبر یافت، لذا با همان نفرات کم به عزم تسخیر آن شهر حرکت کرد. در حوالی یزد محمد تقی خان یزدی به مخالفت برخاست و به مقابله آمد. لطفعلی خان با سپاه زند و سواران طبس در ناحیه اردکان بر خان یزدی حمله برد و افرادش را پراکنده و منهزم و گروهی را اسیر نمود و راه ابرقو را در پیش گرفت.
دوره قاجاریه
با به حکومت رسیدن آقا محمد خان قاجار، محمد تقی خان که از سال ۱۱۶۱ (دوره افشاریه) حاکم یزد بود در مقام خود باقی‌ماند. با مرگ وی در سال ۱۲۱۳ ه .ق چند تن از فرزندانش از سوی فتحعلی شاه به حکومت رسیدند. فرزندان وی در دوره حکومت خود به عمران و آبادی یزد پرداختند. در سال ۱۲۳۶ ه .ق فتحعلی شاه فرزند ۳۲ ساله خود محمد ولی میرزا را به حکومت یزد گماشت. وی در دوران حکومت به تعمیر و گسترش برخی از بناها پرداخت. در سال ۱۲۴۳ ه .ق ظل السلطان به حکومت یزد انتخاب گردید اما پس از مرگ فتحعلی شاه قبل از آنکه ولیعهد رسمی محمد شاه از تبریز به پایتخت برسد از یزد به سوی تهران شتافت و به یاری برادران بر تخت سلطنت جلوس کرد و خود را عادلشاه نامید. اما پس از ۹۰ روز مغلوب شد و به روسیه گریخت.

اقتصاد
کشاورزی
یزد از دیرباز به خشکی و کم‌آبی شهره بوده و لقب کم باران‌ترین شهر کشور را داشته است. [۱۸] استان یزد که اکنون تنها یک درصد از زمینهای کشاورزی کل کشور را در اختیار داردودر فقر منابع آبی به سر می‌برد، در سال ۱۳۸۷ توانست بیش از ۱۲ میلیون تن محصول کشاورزی در بخش‌های گلخانه‌ای، زراعی و باغی به دست آورد.[۱۹]
یزد در تولید محصولاتی نظیر روناس، پرورش کبک و بلدرچین رتبه نخست، تولید زعفران رتبه دوم، پسته رتبه سوم، بادام و انار رتبه پنجم و تولید گل‌های زینتی رتبه ششم را دارد.
گندم، جو، ذرت دانه‌ای، روناس و یونجه از شاخص‌ترین تولیدات بخش زراعی و پسته، انار، بادام، خرما، انگور، زردآلو و زیتون نیز از شاخص‌ترین محصولات باغی استان یزد به شمار می‌رود که بسیاری از این محصولات در میزان تولید، در کشور رکورددار هستند.
استان یزد همچنین در تولید محصولات گلخانه‌ای نیز در کشور حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد،یزد هم‌اکنون رتبه ششم در تولید محصولات گلخانه‌ای را داراست و در تولید خیار گلخانه‌ای و گل توانسته به موفقیت‌های چشمگیری دست پیدا کند.
 
صنایع یزد
در یزد صنایع بزرگی همچون نساجی فرش، نساجی پارچه‌های طرح دار و ساده، فولاد و معادن آهن، معادن ذغال سنگ و معادن سنگ، کارخانجات کاشی، کارخانه‌های کابل و فیبر نوری و صنایع غذایی جای گرفته‌است که با وجود این صنایع حدود ۵۳ درصد از مصرف برق در تعرفه صنعتی استفاده می‌شود که از نظر رتبه بندی کشوری نیز پنجمین استان صنعتی کشور شناخته می‌شود. صنعت زرگری یا طلا سازی در یزد از مهمترین و مشهورترین صنایع یزد در سطح کشور است. یزد با داشتن بیش ازسه هزار واحد صنعتی، در فهرست شهرهای دارای آلودگی بالای کشورایران قرار دارد.
برخی از شرکتها و کارخانجات مهم شهر یزد به شرح زیر است:

معماری یزد
 بادگیر
•    معماری قدیم یزد
نوشتار اصلی: معماری قدیمی یزد
مشخص‌ترین وجهه شهر، معماری خاص کویری آن است. بادگیرها، مناره‌ها و گنبدها مشخص‌ترین جنبه ظاهری معماری شهر است. در این معماری از بادگیر برای گرفتن جریان باد و خنک‌کردن فضای ساختمان به کار می‌رفته‌است.
بافت و ساخت معماری ویژهٔ منطقهٔ یزد از بارزترین نمونه‌های معماری خاص اقلیم‌های گرم و خشک در جهان است. تناسب آن با نیازها و شرایط اقلیمی- فرهنگی مردم منطقه، گذشته از زیبایی خاص این معماری، از ویژگی‌های آن است. در مرکز هر محله معمولاً حمام، بازارچه، آب انبار، مسجد، حسینیه، لرد، کارگاه‌های کوچک، جوی آب (برای دسترسی به قنات) قرار دارد که بسیاری از این امکانات هنوز پا برجا هستند.

•    معماری جدید یزد
ایجاد گذرگاه‌های جدید غیر هم سطح همچون میدانهای امام حسین(ع)، شهدای محراب، معلم، شهید باهنر و گذرگاه تازه تاسیس میدان مهدیه همچنین ایجاد مجموعه تجاری جدید مثل آریا و پردیس سینمایی تک در صفائیه یزد و مجتمع تجاری، تفریحی ستاره در میدان آزادی(باغ ملی)و مجتمع در حال ساخت بازار بزرگ شهر در منطقه صفائیه می‌توان اشاره کرد. ایجاد مجمتمع‌های مسکونی در مناطق مختلف از جمله صفائیه (مجتمع شقایق، هادی، فرهنگ و...)

 

 

کرمان

کرمان (نام منطقه در پارسی باستان: کارمانیا ، یکی از کلانشهرهای ایران و مرکز استان کرمان پهناورترین استان ایران درجنوب شرقی این کشور واقع است. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۹۰ برابر با ۵۳۴،۴۴۱ نفر بوده‌است. جمعیت کلان شهر کرمان به دلیل عدم رسمی شدن سکونت گاه های غیررسمی از سوی دولت و استفاده حاشیه نشین ها از امکانات شهری و عدم تناسب بودجه تخصیص یافته با جمعیت واقعی تا ۷۲۰،۰۰۰ نفر هم می رسد. کرمان یکی از پنج شهر تاریخی ایران است. وسعت شهر کرمان ۱۴۰۰۰ هکتار است و به دلیل وسعت شهری و جمعیت کرمان، این شهر جزو کلان‌شهرهای ایران طبقه‌بندی شده‌است.کرمان به لحاظ مساحت شهری هشتمین شهر ایران است. شهر کرمان، یک مرکز جمعیتی و بزرگترین شهر در منطقه جنوب شرق ایران است.کرمان به لحاظ صنعتی، سیاسی، فرهنگی و علمی مهمترین شهر جنوبشرق کشور است. حاشیه‌نشینی مهمترین مشکل کلانشهرکرمان است. کرمان در حال تبدیل شدن به شهری الکترونیکی است و این شهر به عنوان پایلوت دولت الکترونیک انتخاب شده‌است و در برنامه‌های توسعه کشور باید به شهری الکترونیکی تبدیل شود. شهرکرمان با ۱۷۵۶ متر ارتفاع از سطح دریا،سومین مرکزاستان بلند و مرتفع ایران محسوب می شود. و همین امر باعث اعتدال هوای شهرکرمان درفصل تابستان شده است.

ریشه نام کرمان
نام کرمان را در کتیبه‌های داریوش می‌توان دید. در آنجا کرمان نام ناحیه‌ای است که از آن چوب یاک برای کاخهای هخامنشی حمل می‌شود. نوشته‌های یونانی هم آن را کرمان خوانده و مردم کرمان را تیره‌ای از پارسیان گفته‌اند. از ریشه کر (کر به اوستا و کری به سانسکریت) چندین واژه سانسکریت در دست است. کرمن به معنی کار و کوشش و وظیفه و نیز کارکن و کوشا، کرمینه به معنی ماهر و استاد، کرمان بندا به معنی کاربنده یا وظیفه‌شناس و واژه‌های دیگر که از کرمان ساخته شده‌اند. همه معنی کار و کوشش را می‌رسانند. ریشه دیگر کر که به اوستایی «کر» به سانسکریت «کری» تلفظ می‌شود و به معنی بریدن و کشتن و جنگیدن است و واژه‌های کارد، پیکار و کارزار نیز از آن است. اگر چه کرمان در گذشته نام‌های دیگری چون بوتیا، کرمانیا، گواشیر و... داشته، اما در مجموع این نظر که نام کارمان (کار به معنی تلاش و سازندگی، و مان بمعنی محل و مکان) در طول زمان به کرمان تبدیل شده بیشتر مأنوس و منطقی است، چرا که اصولاً زندگی سخت و دشوار در کویر، همتی بزرگ و والا و تلاشی افزون را می‌طلبیده. بالا آوردن آب از چند ده متری عمق زمین، کشت و زرع در زمین‌هایی که هر از چندگاه یک بار زیر توفان شن مدفون می‌شده‌اند و... ادامه حیات با چنین وضعیتی کار آسانی نبوده و نیست. در فرهنگ آنندراج می‌خوانیم: کریمان پدر نریمان آن شهر را به نام خود بنا نهاده. در اوستا و سانسکریت، کرمان یعنی کوشا و نریمان، یعنی مردانه.


پیش از اسلام
قلعه دختر و قلعه اردشیر از آثار دوران ساسانی در شرق شهر کنونی کرمان، که هنوز خرابه‌های آنها برجاست، گواه بر این است که لااقل در زمان اردشیر بابکان در همین محل، شهری آباد یا قلعه‌ای مهم وجود داشته‌است. مؤلف جغرافیای کرمان معتقد است که حدود ۲۲۰ پس از میلاد، به هنگام فتح کرمان به دست اردشیر این محل گواشیر نام داشته و مرکز ولایت کرمان بوده‌است بنا به گفته هرودت کرمانیا از قبایل دوازده گانه ایران می‌باشد و ساتراپی چهاردهم (دارا) مشتمل بر ایالت کرمان بوده‌است. در روایات اساطیری آمده‌است که کیخسرو کرمان و مکران را به رستم بخشید همچنین نشانی‌هایی از فرمانروایی بهمن بر این خطه می‌دهند آنگاه روایت تاریخی این سرزمین آغاز می‌شود و اینکه در زمان هخامنشیان کوروش آن را تبعید گاه نبونید (پادشاه مغلوب شدهٔ بابِل) قرار داد سپس سخن از حکومت اشکانیان را شکست داد و فرزند خود را که او هم اردشیر نام داشت به حکومت کرمان گماشت. بنا بنوشته‌های مورخ کلدانی و کاهن معبد مردوک در سالهای ۵۳۹ -۵۳۸ -که کتب او از منابع مهم تاریخ زمان کورش است – کرمان از ولایات تابعه کوروش بوده و محلی مطمئن برای او بشمار می رفته‌است. در عصر داریوش کبیر نام کرمان جزء ولایات تابعه هخامنشی آمده‌است و در کتیبه بنای شوش کلمه‌ای مشاهده می‌شود که نام چوب درختی بوده‌است که برای استحکام بنای ساختمانها (شاید همان کاخ) به کار می رفته و محل تهیه این چوب کرمان ذکر شده‌است. در این مورد داریوش می‌گوید «چوب بیش مکن از گنداره (پیشاور) وکرمان حمل شود.» در متن کتیبه‌ای که از شاپور اول ساسانی – در اطراف کعبه زرتشت در نقش رستم فارس – بدست آمده‌است، شاپور درباره قلمرو خود چنین می‌نویسد: منم خداوندگار مزداپرست شاپور شاهنشاه ایرانیان وغیر ایرانیان. امارات و ولایات امپراتوری ایران اینها هستند: پارس، پارت، خوزستان، میشان، آشور، آذیان، عربستان، آذرآبادگان (آذربایجان)، ارمینیا (ارمنستان)، سسیگان، کرمان وسیستان. هرودت و استرابون مورخان یونانی که قبل از میلاد مسیح می‌زیسته‌اند در تشریح سفر بازگشت اسکندر مقدونی پس از فتح هند نوشته‌اند «اسکندر مقدونی سرزمین کرمان را برای تصرف هندوستان پیموده، هنگام مراجعت با لشکریان خود که حدود یکصد و بیست هزار نفر پیاده و پانزده هزار نفر سواره بودند به شهر کرمان وارد شد وفرمان داد که مدت یک هفته لشکریان وی در این شهر استراحت کنند و به جشن وسرور بپردازند و از این مطلب معلوم می‌شود که شهر کرمان در عصر تا چه حد وسیع آباد و پر نعمت بوده که توانسته این همه لشکر را به خود راه دهد و آذوقه آنها را فراهم سازد» (بر گرفته از کتاب از قلعه دختر تا دقیانوس تالیف محمد دانشور انتشارات مرکز کرمانشناسی)

 

سراسرنمای ارگ راین، دومین بنای خشتی بزرگ جهان

پس از اسلام
در دوره اسلامی و مقارن با ۲۱ تا ۲۴ هجری قمری و سال‌های بعد از آن، کرمان همواره مورد هجوم اعراب قرار گرفت. در زمان حکومت خلفای عباسی کرمان به شورش‌های مکرر دست زد ولی هیچ یک به سامان نرسید تا سرانجام در سال ۲۵۳ هجری قمری به تصرف یعقوب لیث، موسس سلسه صفاریان درآمد. پس از آن این سرزمین در زیر سلطه حکومت‌های قدرتمند زمان مانند سامانیان، دیلمیان، آل بویه و سلاجقه قرار گرفت. در عصر غزنویان فرمانروایان خونریز و هوسران آرامش را از مردم گرفتند. تنها در عهد سلجوقیان، حکومت ملک قاورد و فرزندانش بود که کرمان روی رفاه و آسایش دید و آثاری چون مسجد ملک پدید آمد. پس از حکومت ۱۵۰ ساله سلاجقه باز با حمله مغول بلای غز بر کرمان نازل شد. براق حاجب از سرداران قراختائیان، کرمان را به تصرف در آورد. از اعقاب وی ترکان خاتون بر کرمان فرمانروایی یافت که در آبادانی شهر کوشید و دخترش پادشاه خاتون نیز حاکمی فاضل و حامی دانشمندان بود. این سلسله از ۶۱۹ تا ۷۰۳ ه. ق. در کرمان سلطنت کردند. در زمان حکومت قراختائیان بود که مارکو پولو سیاح معروف ونیزی از کرمان دیدن کرد. در سال ۷۱۴ هجری قمری امیر مبارزالدین محمد مؤسس سلسله آل مظفر، کرمان را تصرف کرد.
تیموریان از سال ۷۹۶ تا ۸۳۴ برکرمان فایق آمدند. سپس تنی چند از طایفه قراقویونلو در کرمان به قدرت رسیدند.
 
جغرافیای طبیعی
بیشتر نقاط شهر کرمان با کوه احاطه شده‌است. متوسط ارتفاع شهر کرمان از سطح دریا ۱۷۵۵ متر است. شهرکرمان نیز خود در کنار کوه صاحب الزمان قرار گرفته‌است. کرمان شب‌های زمستانی بسیار سردی دارد. کوه‌های جوپار و پلوار و جفتان در جنوب و جنوب شرق کرمان در تمام طول سال برف دارند. شهر کرمان در عرض جغرافیایی ۳۰٫۲۹ و طول جغرافیایی ۵۷٫۰۶ قرار گرفته‌است.
تابستان‌های کرمان نسبتاً خنک و زمستان‌های کرمان بسیار سرد است. متوسط مقدار باران در طول سال در کرمان معادل ۱۵۵ میلی متر است. بطور کلی آب و هوای این شهر به دلیل ارتفاع زیاد از سطح دریا به نسبت خنک و معتدل است. کرمان سومین مرکز استان مرتفع ایران بعد از شهرکرد و همدان است و همین امر باعث شده‌است که در مقایسه با شهرهایی مثل یزد، زاهدان، بیرجند، قم، شیراز، اصفهان، تهران از هوایی خنک تر در تابستان‌ها برخوردار باشد.

کرمان از نگاه شاعران بزرگ
•    فردوسی
چو بگذشت یک چند بر هفتواد        مر آن حصن را نام کرمان نهاد
•    مولوی
کبوترخانه جان‌ها از او معمور گشت        پس چرا این زیره را من سوی کرمان می برم
•    سعدی
که می‌برد به عراق این بضاعت مزجاة        چنانکه زیره به کرمان برند و کاسه به چین؟
•    خواجوی کرمانی
آنها که ندارن نم چشم و غم دل        خاصیت این آب و هوا را نشناسند
•    قاآنی
حدیث خلد با شیرازیان، اکنون بدان ماند        که مشتی زیره، زی کرمان برند از بهر کرمانی

جاذبه‌های تاریخی
•    گنبد جبلیه: از بناهای مربوط به دوران قبل از اسلام است که به نام گنبد گبری نیز در تواریخ آمده‌است. در تمامی تواریخ بنای گنبد به دوره ساسانیان نسبت داده می‌شود (گویا آتشکدهٔ بوده‌است - یا قبر یکی از زرتشتیان). در کرمان در مورد این بنا این گونه شایع است که در ملات آن شیر شتر استفاده شده و از این رو در استحکام آن نقشه داشته‌است.
•    مجموعه گنجعلیخان: شاهکار عصر صفویه و یکی از زیباترین و پربیننده‌ترین اماکن تاریخی شهر کرمان به شمار می‌رود. این مجموعه که یادآور تلاش گنجعلیخان حاکم وقت کرمان است، شامل: بازار، حمام، میدان، کاروانسرا، آب انبار، مسجد و ضرابخانه‌است. حمام گنجعلیخان یکی از بخش‌های معروف و دیدنی این مجموعه‌است که معماری زیبای آن تحسین هر بیننده‌ای را برمی انگیزد. به دلیل این‌که این حمام به موزه مردم شناسی تبدیل شده مجسمه‌های مومی در جاهای مختلف حمام قرار گرفته که افرادی از طبقات مختلف جامعه آن زمان نظیر خوانین، روحانیون، پیشه وران و مردم عادی را نشان می‌دهند.
•    باغ شازده: باغ شازده یا شاهزاده یکی از زیباترین باغ‌های تاریخی ایران مربوط به دوره قاجاریه می‌باشد که در شهر ماهان، حوالی شهر کرمان در دامنه کوه بلند و زیبای تیگران واقع شده‌است. این باغ در تاریخ سی ام تیرماه ۱۳۹۰ به ثبت جهانی یونسکو رسیده‌است.
•    مسجد جامع مظفری: در قرن هشتم (سال۷۵۰) هجری قمری و در زمان آل مظفر بنا شده‌است و در میدان مشتاق کرمان قرار دارد. "پوپ" باستان شناس معروف این مسجد را از مفاخر معماری اسلامی، ایرانی وزمینه بالندگی این سرزمین می داند.
•    مسجد جامع ملک: (که پس از انقلاب اسلامی ایران به مسجد امام تغییر نام داده) در قرن پنجم و در زمان سلجوقیان ساخته شده‌است، قدمتی هزار ساله دارد و هم اکنون در بخش جنوبی ناحیه تاریخی بازار کرمان واقع است. این مسجد ۱۰۱ متر طول و ۹۱ متر عرض دارد و از جمله مساجد جهارایوانی به شمار می‌رود. برج سلجوقی نیز در همین محدوده واقع شده‌است که در ضلع شمال شرقی مسجد ملک کرمان قرار گرفته‌است.
•    آرامگاه شاه نعمت‌الله‌ولی: آرامگاه شاه نعمت الله ولی (عارف و شاعر نامی قرن نهم) در ۳۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر کرمان در شهر ماهان واقع شده‌است. این بنا ۳۲۰۰۰ مترمربع مساحت دارد. این مجموعه طی شش قرن بنا شده و تداوم معماری ایران را در شش قرن گذشته و به صورت زیبایی به تماشا گذارده‌است. بیشترین توسعه این مجموعه در دوران قاجاریه انجام شده‌است.

 

موزه‌ها
•    موزه هنرهای معاصر صنعتی: دومین موزه بزرگ هنرهای معاصر ایران، شامل آثار ارزشمندی از ۸۳ هنرمند ایرانی و ۱۶ هنرمند خارجی از جمله علی‌اکبر صنعتی، کمال‌الملک، سهراب سپهری، هنری مور، واسیلی کاندینسکی، پرویز تناولی و ژازه تباتبایی
•    باغ موزه هرندی: از آثار ملی ایران، شامل باغ زیبا، موزه دیرینه شناسی و موزه ساز
•    موزه زرتشتیان: اولین و تنها موزه¬ مردم¬ شناسی زرتشتیان جهان،واقع در آتشکده زرتشتیان کرمان، شامل جلوه‌هایی از فرهنگ و آداب و رسوم زرتشتیان در گذشته و همچنین اسناد و آثار کهن از جمله یک جلد کتاب دست-نویس گاتاها
•    باغ موزه دفاع مقدس: شامل باغ زیبا، گلزار شهدای گمنام، و موزه آثار و اسناد مربوط به جنگ ایران و عراق و ادوات نظامی، متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
•    موزه ذوالفقار : بزرگترین موزه ادوات نظامی قدیمی ایران و جزو ده موزه نظامی برتر جهان، متعلق به ارتش جمهوری اسلامی ایران
•    موزه مطبوعات: اولین و تنها موزه مطبوعات ایران مربوط به دوره قاجاریه
•    موزه سکه: واقع در ضلع شمالی میدان گنجعلیخان، شامل سکه‌های کشف یا ضرب شده در شهر کرمان از دوره هخامنشیان تا معاصر
•    موزه مردم شناسی: واقع در حمام گنجعلیخان، شامل مجسمه‌های مومی زیبا در جاهای مختلف حمام که افرادی از طبقات مختلف جامعه قدیمی شهر کرمان از جمله خوانین، روحانیون، پیشه وران و مردم عادی را نشان می‌دهند.
•    موزه شاه نعمت الله ولی: واقع در آرامگاه شاه نعمت الله ولی
•    موزه سنگ: واقع در گنبد جبلیه، شامل آثار سنگی باستانی از جمله قدیمی ترین پرچم سنگی جهان
•    موزه شهید باهنر: واقع در منزل شهید دکتر محمد جواد باهنر[
•    موزه ساعت: این موزه در محله (خیابان) زریسف واقع شده است.
•    موزه روحانیت
•    موزه پزشکی
•    موزه فرش

 

 

مشهد

مشهد- تلفظ (Mashhad)- کلان‌شهری در شمال شرقی ایران و مرکز استان خراسان رضوی است. این شهر در زمان افشاریان، پایتخت ایران بود. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ این شهر با ۲،۷۴۹،۳۷۴ تن جمعیت دومین شهر پرجمعیت ایران پس از تهران است.
این شهر به واسطه وجود حرم علی بن موسی‌الرضا، هشتمین امام مذهب شیعه، سالانه پذیرای بیش از ۳۲ میلیون زائر از داخل و بیش از یک میلیون زائر از خارج از کشور است. مشهد تنها در فصل تابستان سال ۱۳۸۹ پذیرای بیش از ۱۳ میلیون مسافر بوده‌است. آمار نشان می‌دهد وجود آرامگاه علی بن موسی الرضا در مشهد موجب شده است که به طور میانگین هر ایرانی، هر سه سال یک‌بار به مشهد سفر کند. مساحت شهر مشهد درآخرین تغییرات حدود ۲۸۹ کیلومتر مربع می‌باشد.

پیشینه
حوضهٔ رودخانهٔ کشف‌رود که شهر مشهد در آن قرار دارد،به خاطر شرایط مناسب طبیعی، از پیش از اسلام به عنوان یکی از بخشهای مورد توجه برای سکونت در خراسان به حساب می‌آمده است. این منطقه در آغاز مسکن اقوام آریائی بود. در نزدیکی شهر کنونی مشهد، شهری بنام توس وجود داشته است. در اسطوره‌های ایرانی بنای اصلی شهر توس را به جمشید و بازبنای آن را به توس، پهلوان و سپهسالار کیانی نسبت می‌دهند. از تاریخ این شهر در پیش از اسلام، به جز افسانه‌ای چند، آگاهی چندانی در دست نیست. ولی با توجه به اسناد موجود، می‌توان گمان برد که این شهر در اواخر حکومت ساسانیان، یکی از مرزداری‌های سر راه گرگان و نیشابور به مرو و بلخ، و از ولایت‌های مشهور در خراسان بزرگ بوده‌است.
توس در زمان خلافت عثمان به‌طور کامل توسط اعراب فتح شد. در دورهٔ اسلامی این منطقه بخشی از ولایت توس به مرکزیت شهر تابران بود که آبادی‌های سناباد و نوغان که بخشی از مشهد کنونی هستند را نیز در بر می‌گرفت. پس از حملهٔ مغولان مردم شهر ویران‌شدهٔ توس به مشهد مهاجرت کردند و شهر گسترش پیدا کرد. مشهد در زمان حکومت نادرشاه افشار به عنوان پایتخت ایران برگزیده شد.


نام مشهد
واژه مشهد به معنی محل شهادت است. علی بن موسی الرضا پس از قتل به دست مأمون عباسی در سال ۲۰۲ هـ. ق، در آرامگاه هارونی سناباد به خاک سپرده شد. از آن پس «سناباد نوغان» به نام «مشهدالرضا» خوانده شد و کم‌کم بر پهنه آن، به ویژه در زمان شاه تهماسب صفوی افزوده گشته و مردم توس به مشهد کوچ داده شدند؛ و به مرور زمان نام مشهد بر این شهر ماندگار شد.گفتنی است که نام مشهد اولین بار توسط سلطان محمود غزنوی به این شهر داده شد.


مشهد در دوره اسلامی
به گفته تاریخ نویسان، هنگامی که یزدگرد سوم از برابر سپاهیان مسلمان عرب گریخت، به خراسان روی آورد. سپاه مسلمانان به فرماندهی احنف بن قیس که مامور فنح خراسان بودند وی را تعقیب کردند. یزدگرد که آنان را به دنبال خویش یافت، راهی توس شد تا از کنارنگ توس مرزبان خود در آن خطه پناه بخواهد، اما کنارنگ با این بهانه که از یک سو، توس گنجایش موکب بزرگ پادشاهی را ندارد، و از سوی دیگر، پناه دادن به پادشاه، امکان یورش سپاه مسلمانان را افزایش می‌دهد، یزدگرد را از توس راهی مرو کرد. حاکم مرو نیز در آغاز به استقبال یزدگرد شتافت، اما سرانجام از او رخ برتافت و آخرین شاه ساسانی در سال ۳۱ هجری به دست آسیابانی در مرو کشته شد. کنارنگ توس هم با احساس خطر از سپاه مسلمانان، طی نامه‌ای از عبدالله بن عامر، امان خواست و عهد کرد که اگر پیشنهاد او پذیرفته شود، در فتح نیشابور مسلمانان را یاری خواهد داد. پس چنین کرد و به امارت نیشابور دست یافت. با این ترفند، کنارنگیان، به رغم فتح خراسان، همچنان نفوذ خود را در خطه توس حفظ کردند و تا پایان عصر اموی و چیرگی سپاه ابومسلم در سال ۱۲۹ هجری، در آن جا ماندند و تنها پس از یورش سرداران ابومسلم بود که آن جا را رها ساختند.

 
بارگاه حرم علی بن موسی الرضا
توس، در دل خود شهرهایی داشته، که نوغان و طابران از آبادترین آنها بوده و آورده‌اند که این دو شهر هزار قریه و آبادی را در بر می‌گرفته‌است.... در طول تاریخ، گاه نوغان اعتبار افزونتری می‌یافته و زمانی طابران رونق بیشتری داشته‌است. جایی که اکنون به نام شهر توس معروف است و آرامگاه فردوسی، حماسه سرای نامدار ایران در آن قرار دارد، تنها بخشی از توس قدیم، یعنی همان طابران است، که بقایای ارگ و باروی نیمه ویرانی که مردم آن را قصر مامون می‌خوانند و بنای بزرگی که به بقعه هارونیه مشهور شده‌است، در آن پیداست. این محل، در حال حاضر حدود بیست کیلومتری شمال غربی شهر مشهد است. دیگر شهر بزرگ و نامدار توس، نوغان بوده که اینک در دل شهر مشهد قرار دارد. یکی از آبادی‌های پیرامون نوغان، روستایی به نام سناباد بوده که آب و هوایی خوش و مطبوع، کشتزارهایی پربار، قنات‌هایی سرشار و بوستانهایی شاداب و سرسبز داشته‌است. در بهار سال ۱۹۳ ه-ق هنگامی که هارون جهت سرکوب شورشی در سمرقند به نوغان رسید مریض و سپس فوت نمود وی وصیت نموده بود پس از مرگ او را در باغ مجاور محل اقامتش دفن نمایند. مآمون جانشین هارون پس از گذشت چند سالی از خلافتش در اثر طغیانی که علیه وی در عراق پدید آمد به قصد آنکه تمایل شیعیان را به خود جلب کند «علی ابن موسی الرضا» را به جانشینی نامزد کرد. علی ابن موسی الرضا پس از یک سال ماندن در مرو رهسپار بغداد شد، وقتی به روستای نوغان رسید به خانه امیر سناباد وارد و در آن جا مسموم و در سال ۲۰۲ یا ۲۰۳ ه-ق پس از سه روز درگذشت و پیکرش در باغ حمید بن قحطبه در ۱٫۵ کیلومتری روستای سناباد مدفون شد، از همان زمان این نقطه به نام مشهد الرضا و بعد به اختصار مشهد نام گرفت.
در تاریخ ۱۳۸۸/۸/۸ سالروز تولد علی بن موسی الرضا، امام هشتم شیعیان، توسط محمود احمدی نژاد (رئیس جمهور وقت) و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مشهد رسماً به عنوان «پایتخت معنوی ایران» برگزیده شد.

شهر مشهد مرکز استان خراسان رضوی با ۲۸۹ کیلومتر مربع مساحت، در شمال شرق ایران و در طول جغرافیایی ۵۹ درجه و ۱۵ دقیقه تا ۶۰ درجه و ۳۶ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۳۷ درجه و ۸ دقیقه و در حوضه آبریز کشف رود، بین رشته کوه‌های بینالود و هزار مسجد واقع است. ارتفاع شهر از سطح دریا ۹۸۵ متر و فاصلهٔ آن از تهران ۸۹۴ کیلومتر است.


زمین‌شناسی
دشت (جلکه) مشهد که جزو حوضه آبریز کشف رود می‌باشد. دشت مشهد به صورت دره وسیع دارای ابعادی به طول بیش از 100km و عرض متوسط حدود 25 km و وسعت حدود 2500 km2 می‌باشد. دشت مشهد با مختصات طول جغرافیایی ۵۸° و ۲۱´ تا ۶۰° و ۸´ درجه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۵° و ۴۰´ تا ۳۶° ۰۳´ درجه شمالی در حوضه آبریز رودخانه کشف رود در خراسان رضوی قرار دارد. از میان سازندهای موجود در این دشت سازند مزدوران (سازند دوران دوم) در رابطه با منابع آب زیرزمینی حائض اهمیت است. این سازند که از رسوبات سخت کربناته تشکیل شده به دلیل وجود فضاهای خالی کارستی قادر است سفره‌های آب زیرزمینی را بوجود آورد. از جمله منابع آب سطحی این دشت نیز می‌توان به خود رودخانه کشف رود اشاره کرد. این رودخانه در گذشته دارای آب زیادی بوده‌است ولی در حال حاضر به علت پایین افتادن سطح آب زیرزمینی و در نتیجه قطع شدن زهکش‌ها تنها در مواقع سیلابی شدید مقداری آب از سرشاخه‌های آن وارد می‌شوند.

دیدنی‌ها
از دیدنی‌های داخل شهر مشهد و اطراف آن می‌توان به موارد زیر اشاره نمود: اماکن زیارتی:مسجد گوهرشاد، مسجد هفتاد و دو تن، مصلی طرق
از دیگر مراکز دیدنی شهر مشهد می‌توان به موزه‌های آستان قدس رضوی (که خود شامل چندین موزه است) اشاره کرد.
اماکن باستانی:از سناباد و توس قدیم آثار تاریخی زیادی بر جای نمانده است.(هم اکنون شهر توس در حال یازسازی است) چهار طاقی بازه هور از قدیمی‌ترین بناهای موجود در محدودهٔ شهر است که زمان ساخته‌شدنش را قرن سوم میلادی تخمین می‌زنند.
اماکن تاریخی: آرامگاه نادرشاه، آرامگاه فردوسی، ایستگاه راه آهن،
پارک‌ها: پارک کوهسنگی، پارک و شهربازی ملت، کوهستان پارک شادی، باغ وحش و پارک جنگلی وکیل‌آباد
پارک‌های آبی: سرزمین موج‌های آبی، پارک آبی ایرانیان، پارک ساحلی آفتاب، سرزمین موج‌های خروشان(درحال ساخت) و پارک آبی شهر رویایی پدیده(درحال ساخت)
ییلاقات: شاندیز و طرقبه، زشک، نغندر، جاغرق، منطقه ییلاقی خور (قزلق) و منطقه ییلاقی سررود در شمال غربی مشهد، چالی دره، پارک جنگلی وکیل‌آباد، بوستان ملت، آبشار اخلمد و کنگ (ماسوله‌ای کوچک)، آبشار ارتکند، پارک جنگلی نه دره در دو کیلومتری جنوب مشهد، منطقه دیدنی فریزی، سد ارداک، هفت حوض، چشمه گیلاس، چشمه گراب
مراکز خرید: مجتمع تجاری پروما، بازار رضا، بازار بین‌المللی، بازار خیام، مجتمع آلتون و مجتمع تجاری الماس شرق و مجتمع تجاری وصال، بازار بعثت طرقبه

پیشینه قالی مشهد
قالی‌بافی در شهر مشهد حدود پنج قرن قدمت دارد. یکی از قدیمی‌ترین فرش‌های مشهد که موجود است، نوعی فرش نماز (سجاده) است که توسط شاه طهماسب به سلیمان باشکوه در سال ۱۵۵۶ هدیه شده است. این فرش‌ها در سه درجه کیفیتی در کارگاه سلطان ابراهیم میرزا، فرزند سام میرزا، و برادرزاده شاه طهماسب، ساخته می شده است. یکی از انواع درجه یک آن تا چند سال پیش در لندن بود و به اعتقاد برخی در حال حاضر در اختیار کلکسیونر معروف، شیخ سعود آل ثانی قطری است. تعدادی از نمونه‌های درجه دوم و سوم هنوز در موزه توپکاپی موجود می‌باشند.
در قرن ۱۹ و ۲۰ محبوبیت قالی مشهد به حدی رسید که از آن علاوه بر استفاده در داخل کشور، برای صادرات نیز بهره می‌جستند؛ الیاف پشمی به کار رفته در این فرش‌ها به شدت صیقل داده می‌شدند تا رنگ را بهتر به خود جذب کنند، اما این عمل از دیگر سو باعث کاهش عمر فرش‌ها نیز می‌گشت، و این عاملی بود که تصویر بدی از قالی مشهد در اذهان شکل گیرد، تا جایی که صادرات این فرش به اروپا به طور چشمگیری کاهش یافت؛ متاسفانه قالی‌های به‌جای‌مانده از آن دوران نیز همگی در معرض فرسایش قرار دارند...

فرهنگ و هنر
سینما، تئاتر و نگارخانه‌ها
سینماهای فعال شهر به ترتیب تعداد تماشاگر: هویزه، آفریقا، سیمرغ، قدس، بهمن، رسالت، الماس شرق و پیروزی می‌باشند.
نگارخانه‌های فعال مشهد نیز عبارتند از: نگارخانه میرک، نگارخانه پارسه، نگارخانه رضوان، نگارخانه سروش، نگارخانه نارون و نگارخانه آبان.
فرهنگسراها
مشهد دارای فرهنگسراها و مراکز فرهنگی متعددی است. برخی فرهگنسراها و نگارخانه‌های مشهد عبارتند از: خانه هنرمندان مشهد، فرهنگسرای جهاد دانشگاهی مشهد، مجتمع فرهنگی هنری امام رضا، فرهنگسرای بهشت، فرهنگسرای علوم و نجوم، فرهنگسرای پایداری و مرکز آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی.
کتابخانه‌ها
مشهد دارای کتابخانه‌های زیادی است که در زیر به ۳۲ مورد از مهمترین کتابخانه‌های این شهر اشاره می‌شود:
کتابخانه آستان قدس رضوی به عنوان یکی از بزرگترین و جامع ترین کتابخانه‌های ایران شامل کتابخانه مرکزی، ۱۰ کتابخانه تخصصی و ۱۷ کتابخانه وابسته در شهر مشهد با مجموع ۲۲۹۵۴۲۸۷ منبع اطلاعاتی از جمله ۳۶۳۴۵۰۸ کتاب چاپی و ۱۴۱۴۸۱ کتاب نفیس خطی و چاپ سنگی و نیز با داشتن ۵۵۰۰۰۰ نفر عضو، متشکل از آقایان و بانوان و نیز فضای مطالعاتی بالغ بر ۹۳۱۶۴ متر مربع. سایر کتابخانه‌ها:کتابخانه امامین همامین، کتابخانه آیت الله العظمی خویی، کتابخانه باقر العلوم، کتابخانه تخصصی دفاع مقدس، کتابخانه ثارالله، کتابخانه حضرت ابوالفضل، کتابخانه دکتر شریعتی، کتابخانه دهخدا، کتابخانه راشد اتوبوسرانی، کتابخانه رضوی، کتابخانه سید الشهداء، کتابخانه شهداء، کتابخانه شهید آوینی، کتابخانه شهید باهنر، کتابخانه شهید ربائی (مسجد المنتظر)، کتابخانه شهید رجائی، کتابخانه شهید فهمیده، کتابخانه شهید مدرس، کتابخانه شهید مطهری، کتابخانه شهید مفتح، کتابخانه شهید نواب صفوی، کتابخانه شهید هاشمی نژاد، کتابخانه علامه طباطبائی، کتابخانه عمومی طبرسی، کتابخانه فردوس۲، کتابخانه فردوسی، کتابخانه فرزانه جامع، کتابخانه قائمیه، کتابخانه گاما، کتابخانه مجتمع فرهنگی مهر، کتابخانه مدرسه علمیه نرجس، کتابخانه مسجد امام رضاو کتابخانه هجرت
نشریات
نشریات مهم مشهد عبارت‌اند از روزنامه خراسان و روزنامه قدس که در سطح کشوری منتشر می‌شوند و روزنامه شهرآرا مجله که مخصوص شهر مشهد است.
موزه‌ها
در سطح شهر مشهد حدود ۱۵ موزه مشغول فعالیت هستند. مجموعه موزه‌ها یا گنجینه‌های آستان قدس رضوی که در محدوده حرم علی بن موسی‌الرضا قرار دارد و یکی از بزرگترین موزه‌های کشور و دارای ده موزه جداگانه است، موزه توس واقع در کهن‌شهر توس در کنار آرامگاه حکیم توس، موزه نادری واقع در باغ نادری در کنار آرامگاه نادرشاه افشار، موزه آب، موزه علوم و تاریخ طبیعی مشهد، موزه بزرگ تاریخ طبیعی خراسان از جمله موزه‌های سطح شهر مشهد هستند.
موزه مرکزی آستان قدس رضوی
هدف از ایجاد این مرکز فرهنگی در حرم علی بن موسی‌الرضا غرفه اشیای نفیس و گران بها و نادر بوده که در طی زمان توسط ارادتمندان به اهل بیت به رضا تقدیم شده‌است. این مکان پس از آخرین تغییرات در سال ۱۳۷۸ شمسی افتتاح گردید. موزه جدید هم اکنون دارای یازده موزه با موضوعات مختلف است.
طبقه همکف ساختمان به محل نگهداری و نمایش گنجینه هدایای علی خامنه‌ای اختصاص یافته‌است. این اشیاء توسط شخصیت‌های داخلی و خارجی به خامنه‌ای هدیه شده‌است.
موزه بزرگ خراسان رضوی
طراحان موزه بزرگ خراسان رضوی با الهام از نقشه و طرح بنای هارونیه و عمارت خورشید ساختمان موزه بزرگ خراسان رضوی را آغاز نمودند. سنگ بنای اولیه این موزه را شهرداری مشهد پی ریزی شده‌است. مکان این موزه در زمینی به وسعت ۴۹۰۰ متر مربع در بوستان کوهسنگی واقع شده و از پرو‍ژه‌های سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی است.
اجرای این طرح در ۱۲ طبقه و زیر بنای تقریبی ۱۸۰۰۰ متر مربع در سال ۸۲ از سوی شهرداری مشهد به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی واگذار شد که در آن بخش‌های مختلفی از جمله فضاهای موزه‌ای متنوع، اتاق پژوهشگران، محل نمایش نمایش دائمی اشیاء، فضای اداری و... پیش بینی شده‌است.
موزه بنیاد شهید
این مکان که در فضای اداری بنیاد شهید واقع شده در ابتدای بلوار مدرس قرار دارد، و گوشه‌هایی از جنگ ایران و عراق را به نمایش می‌گذارد. بیشترین اشیای موجود، از سوی خانواده کشته‌شدگان جنگ به این موضوع اهدا شده‌است.
موزه مردم شناسی رباط ویرانی
این موزه با هدف معرفی جایگاه و اهمیت مشاغل سنتی و بومی مشهد در سال ۱۳۸۵ شمسی در محل رباط ویرانی از بناهای تاریخی دوره تیموری و صفوی ایجاد گردیده‌است. رباط ویرانی بنایی است سرپوشیده که در قرون و سده‌های پیشین در راه کاروان‌رو نیشابور به توس واقع بوده اما امروزه در محور گردشگری مشهد شاندیز در ویرانی ۱۹ واقع است.
موزه علوم و تاریخ طبیعی خراسان
سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی با هدف ارتقای سطح اطلاعات عموم علاقه مندان در سال ۱۳۷۷ شمسی اقدام به تاسیس موزه علوم و تاریخ طبیعی خراسان نمود. بخشی از اشیاء ارزشمند این موزه اهدایی نمونه‌هایی توسط مردم بوده‌است.
موزه علوم زمین
این مکان در وسعتی حدود ۴۵۰ مترمربع در سال ۱۳۸۵ شمسی به بهره‌برداری رسید که از بخش‌های مختلف آن می‌توان به سالن مرکزی با تنوعی از نمونه سنگ‌ها، کانی‌ها، فسیل، مخزن با بیش از هزار نمونه، سالن نمایش فیلم و کارگاه اشاره کرد.
موزه تاریخ طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی
پروژه احداث موزه تاریخ طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی با مساحت تقریبی ۲۰۰ متر در سال ۱۳۸۷ در محل اداری واقع در بلوار وکیل آباد مورد بهره‌برداری قرار گرفت. این مجموعه شامل ۲۲ زیستگاه مصنوعی از جمله منطقه دشتی، کویری تپه ماهوری استپی، کوهستانی جنگلی، باتلاقی، نی زار، خور، آب‌های ساحلی و دریا است که در آن بیش از ۳۰۰ نمونهٔ تاکسیدرمی شده نظیر ۱۷ گونه پستاندار، ۱۱۰۰ گونه پرنده، ۳ گونه خزنده، ۵ نوع سنگواره و ۳۹ تابلو حشرات است.
گنجینه آب
این مکان در سال ۱۳۷۸ ش توسط کارشناسان آب منطقه‌ای خراسان واقع در بلوار سازمان آب افتتاح گردید. هدف از ایجاد چنین مجموعه‌ای آشنایی، بررسی و شناخت سازه‌های آبی قدیمی استان از قبیل شیوه‌های آبیاری سنتی، آداب و رسوم مرتبط با آب در مناطق مختلف، معرفی تکامل و پیشرفت صنعت آب، پل بندها، نحوه عملکرد بخدان‌ها، آب‌انبارها و قنات‌ها و روی هم رفته ارائه اطلاعات و مستندات به علاقمندان است.
موزه مردم شناسی حمام مهدی قلی بیک
این موزه در کنار مقبره امیر غیاث الدین ملکشاه در ضلع غربی حرم رضوی واقع شده‌است.
موزه فردوسی و شاهنامه توس
ساختمان این موزه همزمان با بنیان آرامگاه فردوسی در بخشی از محوطه باغ برای چایخانه سنتی طراحی و سپس اجرا گردید. بعدها این بنا به موزه تغییر کاربری داد و در آن اشیاء مرتبط و آثار به دست آمده از توس و روزگار فردوسی برای بازدید فرهنگ دوستان به نمایش گذاشته شده‌است.
موزه آرامگاه نادری
این موزه در محل آرامگاه نادری در چهارراه شهدا مشهد واقع است. فضای وسیع سالن موزه دارای ویترین‌هایی است که در آن بیشتر اقلام جنگی و جنگاوری از عصر افشاریه و قاجار در معرض دید عموم قرار گرفته‌است.

موزه حوضخانه هزاردستان
این مکان با وسعتی معادل ۳۵۰ متر مربع در اواسط راسته بازار جنت واقع گردیده و پیش از تغییر کاربری به حوضخانه بخشی از یک خانه مسکونی در محله قدیمی سراب قرار داشته‌است. هدف از ایجاد چنین فضای سنتی ارائه و بازشناخت فرهنگ غنی ایرانی اسلامی به گردشگران داخلی و خارجی و زائران آرامگاه رضا است.

ارتباط‌های بین‌المللی
کنسولگری‌ها
1.    افغانستان 
2.    پاکستان 
3.    ترکمنستان 
4.    عربستان سعودی 
5.    قرقیزستان 
6.    قزاقستان 
7.    عراق 
شهرهای هم‌پیوند و خواهرخوانده
شهرهای خواهرخواندهٔ مشهد عبارتند از:
•     ارومچی، چین
•     لاهور، پاکستان
•     کراچی، پاکستان
•     میلان، ایتالیا
•     فرزنو، ایالات متحده آمریکا
•     کوالالامپور، مالزی
•     مونیخ، آلمان
•     کربلا، عراق
•     نجف، عراق

 

 

شیراز

شیراز یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان فارس است. جمعیت شیراز در سال ۱۳۹۰ خورشیدی بالغ بر ۱،۴۶۰،۶۶۵ تن بوده که این رقم با احتساب جمعیت ساکن در حومهٔ شهر به ۱٬۷۰۰٬۶۸۷ تن می‌رسد.
شیراز در بخش مرکزی استان فارس، در ارتفاع ۱۴۸۶ متری از سطح دریا و در منطقهٔ کوهستانی زاگرس واقع شده و آب و هوای معتدلی دارد. این شهر از سمت غرب به کوه کوه دراک، از سمت شمال به کوه‌های بمو، سبزپوشان، چهل‌مقام و باباکوهی (از رشته کوه‌های زاگرس) محدود شده‌است.
شیراز پس از تبریز (در سال ۱۲۸۷) و تهران (در سال ۱۲۸۹) سومین شهر ایران است که در سال ۱۲۹۶ خورشیدی، نهاد شهرداری در آن تأسیس گردید. شهرداری شیراز به ۹ منطقهٔ مستقل شهری تقسیم شده و جمعاً مساحتی بالغ بر ۱۷۸٫۸۹۱ کیلومتر مربع را شامل می‌شود.
نام شیراز در کتاب‌ها و اسناد تاریخی، تحت نام‌های مختلفی نظیر «تیرازیس»، «شیرازیس» و «شیراز» به ثبت رسیده‌است. محل اولیهٔ این شهر در محل قلعهٔ ابونصر بوده‌است. شیراز در دوران بنی‌امیه به محل فعلی منتقل می‌شود و به بهای نابودی اصطخر – پایتخت قدیمی فارس – رونق می‌گیرد. این شهر در دوران صفاریان، بوییان و زندیان پایتخت ایران بوده‌است.
شیراز از دیرباز به واسطهٔ مرکزیت نسبی‌اش در منطقهٔ زاگرس جنوبی و واقع‌شدن در یک منطقهٔ به نسبت حاصل‌خیز، محلی طبیعی برای مبادلات محلی کالا بین کشاورزان، یکجانشینان و عشایر بوده‌است. همچنین این شهر در مسیر راه‌های تجاری داخل ایران به بنادر جنوب مانند بندر بوشهر قرار گرفته‌است.
شیراز به سبب جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی، مذهبی و طبیعی فراوان، همواره گردشگران بسیاری را به سوی خود فرا می‌خواند. سید علی خامنه‌ای -رهبر ایران- لقب سومین حرم اهل بیت در ایران را به این شهر نسبت داد.

ریشه نام شیراز
اولین اشاره به نام شیراز، بر روی لوح‌های گلی ایلامی به ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد باز می‌گردد که در ژوئن ۱۹۷۰ در هنگام کندن زمین برای ساخت کوره آجرپزی در گوشه جنوب غربی شهر یافت شده‌است. لوح‌های نوشته شده در ایلام قدیم به شهری به نام تیرازیس اشاره دارد. با توجه به فونتیک چنین برداشت می‌شود: تیراسیس یا سیراسیس، این اسم از نام سیراجیس در فارسی قدیم گرفته شده‌است که بر اثر تغییر منظم صداها در زبان فارسی مدرن به شیراز تغییر نام داده‌است. نام شیراز بر روی سفال‌های پیدا شده از ویرانه‌های دوره ساسانی در سده دوم پس از میلاد نیز رویت شده‌است. بر اساس نوشته‌های برخی از نویسندگان بومی، با توجه به شاهنامه، نام شیراز از نام پسر سومین شاه جهان یعنی تهمورث مشتق شده‌است. در کاوش‌های باستان‌شناسی در تخت جمشید، به سرپرستی جورج کامرون در سال ۱۳۱۴ خورشیدی به پیدایش خشت‌نبشته‌هایی عیلامی انجامید که بر روی چند فقره از آن‌ها به قلعه‌ای بنام «تیرازیس» یا «شیرازیس» اشاره شده‌است.همچنین مهرهایی مربوط به اواخر ساسانی و اوایل اسلام، در محل قصر ابونصر یافت شده‌است که حاوی نام «شیراز» می‌باشند. بن حوقل، جغرافی‌دان مسلمان سده چهارم هجری، وجه تسمیه شیراز را شباهت این سرزمین به اندرون شیر می‌داند؛ چرا که به قول او عموماً خواربار نواحی دیگر بدان‌جا حمل می‌شد و از آن‌جا چیزی به جایی نمی‌بردند. براساس تحقیقات تدسکو شیراز به معنای مرکز انگور خوب است. هرچند این نظر توسط محققین دیگر مانند بنونیست و هنینگ رد شده‌است.

برگ نویسی نام شیراز
در اسطوره‌ها و روایات سنتی

طبق روایتی سنتی بنای شیراز توسط تهمورث، از پادشاهان پیشدادی صورت گرفته و با گذشت زمان این شهر رو به ویرانی گذاشت. همچنین طبق روایت سنتی دیگری در محل شهر شیراز شهری بنام فارس بوده‌است که برگرفته از نام فارس پسر ماسور، پسر شِم، پسر نوح می‌باشد.


فتح فارس توسط مسلمانان
استان فارس ساسانیان شامل استان فارس، یزد، حاشیه خلیج فارس و جزایر آن و بخشی از خوزستان کنونی بود، و طی حملات اعراب بین سالهای ۶۴۰- ۶۵۳ میلادی که از بصره سازماندهی می‌شد به تسخیر درآمد. در آن زمان در محل شیراز کنونی شهری نبود.اما قلعه‌هایی در حوالی شیراز کنونی وجود داشت که در سال ۶۴۱ میلادی به تسخیر اعراب درآمد. در طی این دوران اعراب حملات متعددی از محل این قلعه به استخر تدارک دیدند. استخر، پایتخت فارس تا سال ۶۵۳ میلادی مقاومت کرد. «شهر اصلی فارس، استخر، پیوندهایی نزدیک با سلسله ساسانی و دین زردشتی داشتند. حکمرانان عرب می‌خواستند که مرکزی رقیب و اسلامی در قلمرو تازه فتح شده خود درست کنند.» هنگامی که اعراب شهر شیراز را بنیان نهادند، شهر را بگونه‌ای بنیان گذاشتند که بزرگتر از اصفهان باشد.

آل بویه تا صفویان
در سده چهارم و پنجم هجری قمری سلسلهٔ آل بویه فارس، شیراز را به پایتختی برگزیدند و مساجد، قصرها، کتابخانه و کانال آبرسانی از رودخانه کر در آن بنا نمودند. در این دوران شیراز به بزرگترین شهر استان فارس (شامل یزد و سواحل شمالی خلیج فارس) تبدیل شده بود. آل بویه پیرو شیعه ۱۲ امامی بودند و شیعه را تبلیغ نموده و مراسمی مانند محرم و عید غدیر را پاس می‌داشتند. با اینحال آل بویه سیاست مدارا و پذیرا بودن با سایر مذاهب مانند اهل سنت را در پیش داشتند. در زمان آنها غیر مسلمانان مانند زردشتی‌ها مجبور نبودند که علامت مشخص کننده به تن داشته باشند و یا در محله‌های خاصی زندگی کنند. در زمان آل بویه بازار شهر در هنگام جشن مهرگان و نوروز نورانی می‌شد و هنگامی که در سال ۳۶۹ هجری مصادف با ۹۸۰ میلادی مسلمانان شیراز علیه زردشتیان به اغتشاش پرداختند، عضدالدوله لشکری برای تنبیه اغتشاش‌کنندگان به شیراز فرستاد.
 
دوران صفویه تا دوران معاصر
شیراز بسال ۹۰۹ هجری (۱۵۰۳ میلادی) به دست صفویه افتاد. شاه اسماعیل در راه توسعه تشیع رهبران مذهبی اهل سنت شهر را از دم تیغ گذرانید. در این دوران بناهای متعددی در شیراز مانند مدرسه خان، قصری در محل «میدان» و حصاری بدور شهر ساخت. شهر شیراز در دوران صفویه دو گروه رقیب را در خود جای داده‌بود. حیدری‌ها که پیرو شیخ حیدر صفوی بودند و در شرق شرق سکنا داشتند و نعمتی‌ها که در غرب شیراز ساکن بودند و پیرو شاه نعمت الله ولی بودند. پس از حمله افغانها به ایران و سقوط صفویه در سال ۱۷۲۲ میلادی، سپاه افغان در سال ۱۷۲۳ روانه شیراز شد. شیراز پس از نه ماه محاصره و تحمل قحطی تسلیم شد. گفته می‌شود طی این محاصره حدود ۱۰۰ هزار تن از مردم شیراز هلاک شدند. نادرشاه توانست در سال ۱۷۲۹ شیراز را از دست افغان‌ها در آورد و خرابی‌های به بار آمده را ترمیم نماید. اما با شورش حکمرانان محلی در دوره افشاریان علیه نادر شاه، نادر شاه سپاهی را روانه شیراز کرد و شهر پس از چهار ماه محاصره سقوط کرد. پس از این حمله بسیاری از مردم شیراز از دم تیغ گذشتند و دو کله مناره در اطراف شهر برپا شد و باغ‌های اطراف شیراز نابود شد.
 
کریم خان زند شیراز را در سال ۱۱۸۰ هجری قمری (۷-۱۷۶۶ میلادی) به‌عنوان پایتخت سلطنت خود برگزید. در این دوران شیراز رونقی دوباره یافت و بر جمعیت آن افزوده‌شد. شیشه ساخت شیراز به تمام ایران صادر می‌شد و شراب شیراز که عمدتاً توسط ارمنیان و یهودیان ساخته می‌شد از طریق خلیج فارس به بازار هند صادر می‌شد. در دوره کریم خان استادکاران و کارگران از سراسر ایران به شیراز آورده شدند. گفته شده‌است که تنها ۱۲،۰۰۰ تن در ساختن خندق جدید دور شهر شرکت داشتند. بدستور کریم خان بناهای متعددی مانند ارگ جدید شهر، بازار وکیل، دیوان‌خانه، توپخانه، یک مسجد باشکوه و چند هزار مسکن برای لرها و لکهایی که در سپاه کریم خان بودند بنا شد. در آن زمان شیراز یازده بخش داشت که پنج تای آنها بخش‌های حیدری، پنج تای آنها نعمتی و یک بخش متعلق به یهودیان بود. پس از کریم خان، جانشینان وی موفق به حفظ سلسله زندیه نشدند و پس از روی کار آمدن قاجارها، آقا محمد خان قاجار پایتخت را به تهران منتقل نمود. در دوره قاجاریه، سید علی محمد باب در سال ۱۲۶۱ هجری قمری (۱۸۴۵ میلادی) در شهر شیراز شروع تبلیغ آیین خود نمود. او دستگیر و از شهر اخراج شد.

شهر شیراز به شهر شعر در ایران معروف است. از میان شاعرهای بانویِ معروف ایران می‌توان از جهان‌ملک خاتون که در شیراز می‌زیسته نام برد. شیراز به شهر شعر، شراب، باغ و گل و بلبل معروف است. باغ در فرهنگ ایرانیان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و شیراز از قدیم به داشتن باغ‌های بسیار و زیبا مشهور بوده‌است. شیراز از دوران باستان باغ‌های انگور فراوانی داشته و همین باعث شهرت جهانی شراب شیراز در دنیا شده‌است. امروزه بیش‌تر باغ‌های این شهر در شمال غرب آن و در مناطق قصردشت، کشن، چمران و معالی‌آباد واقع شده‌اند. تعدادی از باغ‌های شیراز از لحاظ تاریخی بسیار حایز اهمیت هستند و به‌عنوان مراکز مهم گردشگری به‌شمار می‌آیند. از معروف‌ترین این باغ‌ها می‌توان به باغ ارم، باغ عفیف‌آباد، باغ دلگشا و باغ جهان‌نما اشاره نمود.

 سروده های مشاهیر
سعدی
شنیدم هر چه در شیراز گویند        به هفت اقلیم عالم باز گویند
آخر ای باد صبا بویی اگر می‌آری        سوی شیراز گذر کن که مرا یار آن جاست
کاروانی شکر از مصر به شیراز آید        اگر آن یار سفرکرده ما بازآید
خاک شیراز همیشه گل خوشبوی دهد        لاجرم بلبل خوشگوی دگر بازآمد
میلش از شام به شیراز به خسرو مانست        که به اندیشهٔ شیرین ز شکر بازآمد
خاک شیراز چو دیبای منقش دیدم        وان همه صورت شاهد که بر آن دیبا بود
که یارب پارس را مهد امان دار        به سعدی برج طالع توامان دار
خوشا سپیده‌دمی باشد آنکه بینم باز        رسیده بر سر الله اکبر شیراز
به حق کعبه و آن کس که کرد کعبه بنا        که دار مردم شیراز در تجمل و ناز
که سعدی از حق شیراز روز و شب می‌گفت        که شهرها همه بازند و شهر ما شهباز
حافظ
خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش        خداوندا نگه‌دار از زوالش
به شیراز آی و فیض روح قدسی        بجوی از مردم صاحب کمالش
نسیم باد مصلی و آب رکن‌آباد        غریب را وطن خویش می‌برند از یاد
نمی‌دهند اجازت مرا به سیر و سفر        نسیم باد مصلی و آب رکن‌آباد
اگرچه زنده‌رود آب حیات است        ولی شیراز ما از اصفهان به
فردوسی
دوهفته در این نیز بخشید مرد        سوم هفته آهنگ شیراز کرد
هیونان فرستاد چندی ز ری        سوی پارس، نزدیک کاوس کی
شهریار
سلام ای شهر شیخ و خواجه شیراز        سلام ای مهد عشق و مدفن راز
سلام ای قبله تقدیس و تقوا        سلام ای قلعهٔ سیمرغ و عنقا
سلام ای شهر عشق و آشنایی        سلام ای آشیان روشنایی
بهار پوستانت بی‌زمستان        دعایت کرده سعدی در گلستان
که یارب پارس را مهد امان دار        به سعدی برج طالع تو امان دار
به تیر این دعا پیر دل‌آگاه        مغول را کرد دست فتنه کوتاه
دل و دل‌بستهٔ ایران توباشی        گل و گلدستهٔ ایران توباشی
اگر من دیهقان یا شهریارم        گدای عشق این شهر و دیارم
بابا طاهر
صفا هونم صفا هونم چه جابی        که هر یاری گرفتم بیوفا بی
بشم یکسر بتازم تا به شیراز        که در هر منزلی صد آشنا بی
سنایی
چشم بگشا و فرق کن آخر        عنبر از خاک و شکر از شیراز
بهار
بود آیا که دگر بار به شیراز رسم        بار دیگر بمراد دل خود باز رسم
هست راز ازلی در دل شیراز نهان        خرم آنروز که کس بر سر آن راز رسم
برسر مرقد سعدی که مقام سعداست        بسته دست ادب و جبهه قدمساز رسم
همت از تربت حافط طلبم وز مددش        مست و مستانه به خلوتگه اعزاز رسم

از سوغات عمدهٔ شیراز می‌توان به آبلیمو، انار، انجیر، ترشی‌جات، چرم، حصیر، حنا، خاتم‌کاری، خراطی، خرما، ریسندگی، زعفران، سفیداب، سنگ‌تراشی، شیشه‌گری، بهار نارنج، ظروف سفالی، عرقیات، فلزکاری، قالی، کنده‌کاری، کیسه حمام، گبه، گلیم، کلوچه و مسقطی، نان یوخه، نان شیری، منبت‌کاری و نمد اشاره کرد.


شهرهای خواهرخوانده
شیراز با پنج شهر جهان دارای پیوند خواهرخواندگی است:
تاریخ         شهر خواهر
۱۹۸۰         دوشنبه، تاجیکستان

۱۹۹۹         نیکوزیا، قبرس

۲۰۰۵         چونگ کینگ، چین

۲۰۰۹         وایمار، آلمان

۲۰۱۱         مالاکا، مالزی

 

 

تبریز

تبریز یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی است.این شهر با ۲۳۷٫۴۵ کیلومتر مربع مساحت، سومین شهر بزرگ کشور پس از تهران و مشهد، بزرگ‌ترین شهر منطقهٔ شمال‌غرب ایران و مناطق آذری‌نشین و قطب اداری، ارتباطی، بازرگانی، سیاسی، صنعتی، فرهنگی و نظامی این منطقه شناخته می‌شود.
جمعیت تبریز در سال ۱۳۹۰ خورشیدی بالغ بر ۱٬۴۹۴٬۹۹۸ نفر بوده که این رقم با احتساب جمعیت ساکن در حومهٔ شهر به ۱٬۸۰۰٬۰۰۰ نفر می‌رسد. تبریز در سال ۱۵۰۰ و در زمان پایتختی صفویان به‌عنوان چهارمین شهر بزرگ جهان شناخته می‌شده‌است. این شهر همچنین بزرگ‌ترین، مهم‌ترین و متجددترین شهر ایران در عصر قاجار بوده‌است.امروزه مردمان تبریز به زبان ترکی آذربایجانی و لهجهٔ تبریزی تکلم می‌نمایند؛ هرچند اسناد و شواهد تاریخی نشان می‌دهد که پیش‌تر زبان آذری –که زبانی ایرانی بوده– در این شهر تکلم می‌شده‌است.
تبریز در غرب استان آذربایجان شرقی و در منتهی‌الیه مشرق و جنوب شرق جلگهٔ تبریز قرار گرفته‌است. این شهر از سمت شمال به کوه‌های پکه‌چین و عون بن علی، از سمت شمال‌شرق به کوه‌های باباباغی و گوزنی، از سمت شرق به گردنهٔ پایان و از سمت جنوب به دامنه‌های کوه سهند محدود شده‌است.آب و هوای تبریز در زمستان‌ها بسیار سرد و در تابستان‌ها خشک و گرم است.
نام تبریز در اسناد تاریخی تحت نام‌های مختلفی نظیر «تَورِز»، «تَورِژ»، «تِبریز» و «توری» به ثبت رسیده‌است. این شهر در طول تاریخ بارها ویران و تجدیدبنا شده و بنای فعلی آن به دوران اشکانی و ساسانی برمی‌گردد. تبریز در طول حکومت ۴۰۰ سالهٔ خاندان «رَوّادی» و اسکان قبیلهٔ عرب «اَزْد» به شکوفایی رسید.این شهر پایتخت سیاسی ایران در زمان خوارزمشاهیان، ایلخانان، چوپانیان، جلایریان، اتابکان، تیموریان، قراقویونلوها، آق‌قویونلوها، صفویان و قاجاریان (پایتخت دوم) بوده و اوج شکوفایی آن مربوط به دورهٔ ایلخانان است که در این زمان، پایتخت قلمرویی پهناور از نیل تا آسیای مرکزی بوده‌است.در میان پایتخت‌های ایران در طول تاریخ، دوران پایتختی تبریز بیش از هر شهر دیگری بوده‌است.
تبریز در سده‌های گذشته حوادث متعددی از قبیل اشغال توسط بیگانگان و زمین‌لرزه‌های مهلک را تجربه کرده‌است.این شهر به سبب موقعیت مناسب خود در گذشته از مراکز تجاری منطقه به شمار می‌رفته و امروزه نیز یکی از مراکز مهم صنعتی در سطح ایران محسوب می‌شود.تبریز در دو سدهٔ اخیر مبدأ بسیاری از تحولات اجتماعی، فرهنگی و صنعتی در کشور به شمار می‌رود؛ به طوری که این شهر آغازگر انقلاب مشروطه بوده و نقشی کلیدی در تحولاتی مانند انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ و مدرنیزه‌کردن کشور داشته‌است.
تبریز به عنوان شهر اولین‌ها،شهر بدون گدا،شهر زیرگذرها و روگذرها،امن‌ترین شهر ایران،سالم‌ترین شهر ایران،مهد سرمایه‌گذاری ایران،دومین شهر صنعتی ایران، دومین شهر دانشگاهی ایران،دومین شهر بلندمرتبه‌ساز ایران،دومین قطب علوم پزشکی ایران،دومین شهر در جذب گردشگر سلامت در ایران،شهر شکلاتی ایران،قطب خودروسازی ایران،قطب قطعه‌سازی ایران،قطب تولید موتور دیزل خاورمیانه و یکی از مهم‌ترین شهرهای مهاجرپذیر ایران شناخته می‌شود.

پیش از اسلام
شماری از محققان بر این عقیده‌اند که دژ «تارویی–تارمکیس» که نام آن در کتیبهٔ سارگن دوم (پادشاه آشور در بین سال‌های ۷۰۵ تا ۷۲۱ پیش از میلاد مسیح) آمده، در محل شهر کنونی تبریز قرار داشته‌است. در کتیبهٔ سارگن دوم این دژ را دژی بزرگ و آباد و دارای باروی تودرتو وصف شده‌است. این دژ بنابر نوشته‌های کتیبهٔ سارگن، محل نگه‌داری اسب‌های ذخیرهٔ سواران اورارتو بوده که در حملهٔ آشوری‌ها ویران شده‌است. اما این ارتباط تبریز با شهرها و قلعه‌های دوران مادها، مورد اختلاف بین محققین است.
در کتاب تاریخ ایران (چاپ دانشگاه کمبریج) آمده که تبریز در اوایل دورهٔ ساسانی (سدهٔ سه یا چهار میلادی) بنا شده یا به احتمال بیش‌تر در سدهٔ هفتم این واقعه روی داده‌است.شهر کنونی تبریز برروی خرابه‌های شهر «تَوْرِژ» (بارها) بنا شده‌است. تورژ یکی از بااهمیت‌ترین مراکز بازرگانی منطقه بوده و به عنوان پل ارتباطی میان شرق و غرب اهمیت فراوانی داشته‌است. این شهر در زمان حکمرانان اشکانی‌تبار ارمنستان، پایتخت این منطقه بوده‌است.
ولادیمیر مینورسکی در دانشنامهٔ اسلام بیان می‌کند، این داستان که شاه اشکانی‌تبار ارمنستان به‌خاطر انتقام کشته‌شدن اردوان (آخرین پادشاه اشکانی) به دست اردشیر بابکان (بنیان‌گذار سلسلهٔ ساسانی) تبریز را اشغال کرده و این شهر را پایتخت ارمنستان قرار داده، تنها براساس نوشته‌های واردان (تاریخ‌نگار ارمنی در سدهٔ چهاردهم میلادی) در منابع قدیمی به چنین چیزی اشاره نشده و این روایت ریشه‌ای عامیانه دارد.

پس از اسلام
 در زمان فتح آذربایجان به دست اعراب در سال ۲۲ هجری، آن‌گونه که در کتاب فتوح‌البلدان بلاذری آمده، توجه سپاه اعراب بیش‌تر متوجه شهر اردبیل بوده و حتی نامی از تبریز در فهرست شهرهایی که مرزبان پارسی از آن‌ها سربازگیری کرده بود، نیامده‌است. چنین پیدا است که تبریز همان‌گونه که «فاستوس بیزانسی» اشاره کرده، در سدهٔ چهارم میلادی ویران شده بود و در زمان حملهٔ اعراب، قریه‌ای کوچک بیش نبوده‌است.
پس از فتح آذربایجان، گروهی از اعراب در آذربایجان ساکن شدند. در زمان خلافت منصور عباسی (۱۵۸–۱۳۶) و در حدود سال ۱۳۷ هجری، مردی به نام «رَوّاد» از قبیلهٔ «اَزْد» از قبایل مشهور یمن در تبریز مسکن گزید و پسران او اقدام به ساخت نخستین دیوار شهر کردند.به گفتهٔ یاقوت حموی، تبریز قریه‌ای بود تا آن‌که رواد ازدی در زمان متوکل عباسی به آن درآمد. پس از رواد، پسرش «وجنا» با برادرانش در آن‌جا قصرها ساختند و گرد شهر دیوار کشیدند. سپس مردم به آن شهر درآمدند.

تبریز در جنبش مشروطه نقشی مهمی برعهده داشت. پس از سرکوب مشروطه توسط محمدعلی‌شاه قاجار تمام حرکت‌های مشروطه‌خواهانه در تهران خاموش شدند؛ اما در تبریز و تنها در چند محلهٔ آن، هنوز کسانی چون ستارخان (سردار ملی)، باقرخان (سالار ملی)، و شیخ‌الاسلام بودند که از این دست‌آورد پاسداری کنند.
ستارخان و پیروانش در محلهٔ امیرخیز، باقرخان از محلهٔ خیابان و مارالان و ارامنهٔ این محله‌ها و حدود یک‌صد داوطلب مسلحی که توسط روشنفکران ارمنی شهر از قفقاز سازماندهی شده بودند، شروع به مقاومت کردند و به‌تدریج چند محلهٔ دیگر نیز به آن‌ها پیوستند. مقاومت آن‌ها در مقابل نیروهای طرفدار محمدعلی‌شاه، به سرکردگی امام جمعهٔ تبریز و با حمایت طایفهٔ شاهسون و دیگر مدافعان استبداد، ماه‌ها ادامه داشت تا این‌که در اصفهان و گیلان نیز مردم به پا خواستند و مشروطه‌خواهان با فتح تهران به پیروزی رسیدند. درواقع شروع قیام مشروطه‌خواهان علیه استبداد محمدعلی‌شاهی از تبریز بوده‌است.

 
وضعیت طبیعی
جغرافیا
 تبریز در غرب استان آذربایجان شرقی و در منتهی‌الیه مشرق و جنوب‌شرق جلگهٔ تبریز قرار گرفته‌است. این شهر از سمت شمال به کوه‌های پکه‌چین و عون بن علی، از سمت شمال‌شرق به کوه‌های گوزنی و باباباغی، از سمت شرق به گردنهٔ پایان و از سمت جنوب به دامنه‌های رشته‌کوه سهند محدود شده‌است.
تبریز از سمت شمال، جنوب و شرق به کوهستان و از سمت غرب به زمین‌های هموار و شوره‌زارهای تلخه‌رود (آجی‌چای) محدود شده و به شکل یک چالهٔ نسبتاً بزرگ یا یک جلگهٔ بین‌کوهی درآمده‌است. ارتفاع این شهر از سطح دریا از ۱۳۴۸ متر در سه‌راهی مرند تا ۱۵۶۱ متر در محلهٔ زعفرانیه متغیر بوده و شیب عمومی زمین‌های تبریز به سمت مرکز شهر و سپس به سمت مغرب است.مسافت جاده‌ای بین این شهر تا اردبیل ۲۱۹ کیلومتر، تا زنجان ۲۸۰ کیلومتر، تا ارومیه ۳۰۸ کیلومتر و تا تهران ۵۹۹ کیلومتر است.
 
آب و هوا
آب و هوای تبریز استپی خشک با تابستان‌های گرم و خشک و زمستان‌های سرد است. سرمای زمستانی، تأثیرپذیرفته از ارتفاع بالا و توپوگرافی کوهستانی منطقه‌است. آب و هوای این شهر در تابستان‌ها خشک و گرم است؛ اگرچه حرارت به دلیل نزدیکی به کوه سهند و وجود باغ‌های زیادی در پیرامون شهر تعدیل می‌گردد.
میانگین دمای تبریز در تیرماه (گرم‌ترین ماه سال) ۲۵٫۴ درجهٔ سانتی‌گراد، در دی‌ماه (سردترین ماه سال) ۲٫۵- درجهٔ سانتی‌گراد، در فروردین‌ماه ۱۰٫۵ درجهٔ سانتی‌گراد و در مهرماه ۱۴٫۱ درجهٔ سانتی‌گراد و میانگین سالانهٔ دما ۱۱٫۹ درجهٔ سانتی‌گراد است. میانگین بارندگی سالیانهٔ تبریز مانند بیش‌تر شهرهای ایران بسیار اندک و در حدود ۳۳۰٫۱ میلی‌متر در سال است. معمولاً در طول فصل تابستان، میزان بارندگی بسیار ناچیز بوده و به ندرت بارش رخ می‌دهد.

فرهنگ
 مقبرةالشعرای تبریز؛ آرامگاه بیش از ۴۰۰ شاعر، عارف و نام‌آور ایرانی. اسدی طوسی نخستین و محمدحسین شهریار واپسین آرمیده در این آرامگاه است.
از نظر شعر، ادب، هنر، خطاطی، تاریخ، سیاست، فقه، تفسیر و فلسفه، مشاهیر زیادی از تبریز برخاسته‌اند همچنین یکی از مکتب‌های نگارگری ایران به نام «مکتب تبریز» نیز در این شهر و در دورهٔ ایلخانان، جلایریان، ترکمانان قراقویونلو و آق‌قویونلو و صفویان شکل گرفته‌است.
از جملهٔ مشاهیر تبریز در سده‌های گذشته می‌توان نظام‌الدین تبریزی فقیه شافعی سدهٔ هشتم، قطران تبریزی شاعر پارسی‌گوی سدهٔ پنجم، خطیب تبریزی عالم ادبیات عرب و نویسندهٔ دیوان حماسه در سدهٔ پنجم و اوایل سدهٔ ششم، تاج‌الدین تبریزی مفسر شافعی سدهٔ هشتم، ملا قاسم انوار عارف و شاعر سدهٔ نهم، ملا رجبعلی تبریزی حکیم و عارف سدهٔ یازدهم، بدیع‌الزمان تبریزی خوش‌نویس و شاعر سدهٔ یازدهم نام برد.
از مشاهیر تبریز در عصر حاضر نیز می‌توان به سید محمدحسین طباطبایی مفسر و فیلسوف، شیخ عبدالحسین امینی مؤلف کتاب الغدیر، سید حسن تقی‌زاده سیاست‌مدار و محقق، سید احمد کسروی مورخ، محسن هشترودی ریاضیدان، حسین کاظم‌زادهٔ ایرانشهر نویسنده و سید محمدحسین شهریار شاعر اشاره کرد.

شهرهای خواهر
استانبول؛ از خواهرخوانده‌های تبریز.
 
باکو؛ از خواهرخوانده‌های تبریز.
تبریز با ۱۳ شهر جهان در ۱۰ کشور مختلف دارای پیوند خواهرخواندگی است که ۴ مورد از این شهرها در کشور ترکیه واقع شده‌اند.
    نام کشور    شهر خواهرخوانده
     ترکیه
استانبول

     ویتنام
هوشی‌مین

     ترکیه
ازمیر

     چین
ووهان

     جمهوری آذربایجان
باکو

     اتریش
وین

     روسیه
قازان

     ترکیه
قونیه
     کرواسی
زاگرب

     ترکیه
ارزروم[
     فلسطین
غزه
     بلاروس
موگیلف

     تاجیکستان
خجند

 

 

 

ارومیه

اُرومیّه یکی از کلان‌شهرهای ایران، مرکز استان آذربایجان غربی و شهرستان ارومیه در شمال غربی ایران که در منطقه آذربایجان واقع شده است. این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۹۰ با ۶۶۷٬۴۹۹ نفر جمعیت، دهمین شهر پرجمعیت ایران و دومین شهر پرجمعیت منطقهٔ شمال‌غرب ایران به‌شمار می‌آید. ارومیه با ۱۳۳۲ متر ارتفاع در غرب دریاچه ارومیه، در دامنه کوه سیر و ودر میان دشت ارومیه قرار گرفته است. هوای ارومیه در تابستان نسبتاً گرم ودر زمستان سرد می‌باشد.
ارومیه با بیش از ۳ هزار سال قدمت قدیمی‌ترین شهر در منطقهٔ شمال‌غرب ایران به‌شمار می‌آید که هنوز پابرجا است. از این رو ارومیه به عنوان ۱۹ شهر تاریخی ایران در یونسکو ثبت شده است. برخی مورخان ارومیه را زادگاه زردشت می‌دانند. در سده‌های گذشته حوادث متعددی از قبیل اشغال توسط عثمانی‌ها و روس‌ها را تجربه کرده است. این شهر به سبب موقعیت مناسب که در میان شاه‌راه ارتباطی قفقاز، میان‌رودان و آسیای صغیر داشته در گذشته از مراکز تجاری منطقه به شمار می‌رفته است. نقل مهمترین سوغات ارومیه است.
لرد کرزن دربارۀ شهر ارومیه می‌نویسد: «این شهر که در ارتفاع ۴۴۰۰ پا از سطح دریاست بین ۳۰۰۰۰ و ۴۰۰۰۰ نفر سکنه دارد که بیشتر آنها طایفۀ ترک افشار هستند، ولی مقدار زیادی هم خانواده‌های نسطوری و کلیمی و ارمنی در آنجاست.»

نام‌گذاری
اور در زبان آشوری به معنای شهر است (همان واژه‌ای که در نام اورشلیم (شهر آشتی) هم وجود دارد) و میه به معنای آب است (هم‌ریشه با مآء عربی) و اورمیه یا ارومیه در زبان آشوری به معنای "شهر آب" است. نام این شهر در شروع دوره پهلوی به دلیل علاقه رضا شاه به این شهر به رضائیه تغییر نام داد و بعد از انقلاب اسلامی دوباره به نام ارومیه برگشت.ارومی، ارومیه، ارْمیه، اورمیه، ارم از دیگر نام‌های آن بوده است. در بین آذربایجانی‌ها نام اورمی رواج دارد.

پیشینه
عقیده بر این است که شهر ارومیه در هزاره دوم قبل از میلاد مسیح تاسیس شده است.

پیش از اسلام
از تل‌های متعدد در نزدیکی شهر (گوک تپه، دیگاله، ترمنی، احمد، سارالان، دیزه تپه) تا به حال اشیای بسیار قدیمی به دست آمده است. ارومیه در اورارتوی باستانی قرار داشت (اواخر هزاره دوم قبل از میلاد-اوایل هزاره اول قبل از میلاد) که دارای ارتباطات زبانی با هوریان آناتولی بود ولی شدیداً تحت تأثیر آشوریان بود. درست زیر دریاچه ارومیه شهر و امارت منا قرار داشت، که در قرن هشتم با قدرت فزاینده آشور که سارگون شاه آن اورارتویی‌ها را در ۷۱۴ قبل از میلاد شکست داده بود، علیه اورارتو در آمد گرچه شاهان اورارتو تا قرن ۷ قبل از میلاد همچنان حضور داشتند.

پس از اسلام
 جایگاه ارومیه در نقشهٔ استان آذربایجان در دورهٔ خلفای عباسی.
جایگاه ارومیه در آذربایجان در قرن چهارم در زیر دریاچه کبودان (ارومیه) مشخص است.
صدقه بن علی، از خدمهٔ عضدالدوله دیلمی ارومیه را فتح کرد، و قلعه‌های زیادی در آنجا بنا کرد؛ بنا بر روایتی دیگر، عتبة بن فرقد که عمر او را ۲۰ق/۶۴۰م گسیل داشته بود تا موصل را فتح کند، ارومیه را گرفت. جغرافیدانان قرن ۴ هجری نظیر ابن حوقل و اصطخری در بین شهرهای آذربایجان (پس از اردبیل و مراغه) جایگاه سوم را می‌دهند و به پرآب بودن، و غنایش از نظر میوه و حاصلخیزی تأکید می‌کنند. المقدسی، ارومیه را در ارمنستان قرار می‌دهد و می‌گوید از دوین اداره می شده است. در این دوره، ارومیه بر سر بزرگراه اردبیل-مراغه-ارومیه-برکری (به شمال غرب دریاچه وان)-آمِد قرار داشت. از آنجا که تبریز هنوز اهمیت چندانی نداشت، جاده به جنوب منحرف می‌شد تا از شهرهای اصلی رد شود. ممکن است حضور عوامل غیر مطیع در شمال آذربایجان هم بر انحراف جاده به جنوب تاثیر گذاشته باشد. ناحیه ارومیه با ساکنان کرد و مسیحی، در تاریخ اسلام هرگز نقش عمده‌ای ایفا نکرده است. تیولی بوده است که در آن انشعابات دودمان‌هایی که در آذربایجان حکومت می‌کردند، به انزوا می‌زیستند. در دوره سیطره دیلمیان بر آذربایجان، در ارومیه به جستان بن شرمزن برمی خوریم. این سردار از ۳۴۲ق/۹۵۳م به عنوان یکی از جنگجویان وفادار دیسم کرد ظهور کرد. بعدتر که دیلمیان ارمنستان را شکست دادند، او تحت امر مرزبان حاکم ارمنستان درآمد. وقتی جستان در ۴۳۶-۸ق/۹۵۷م جایگزین پدرش مرزوبان شد جستان بن شرمزن زیر بار سروری و اقتدار او نرفت. اول ارومیه را ترک کرد و با ابراهیم بن مرزبان که مراغه را برایش فتح کرده بود متحد شد. او بعدتر او را ترک کرد و به ارومیه برگشت و دور آن دیوار کشید و سربازخانه مستحکمی هم در آنجا ساخت. سپس به خدمت مدعی خلافت؛ المستجیر بالله درآمد و از حمایت کردهای قحطانی برخوردار شد. ولی پسران مرزوبان (جستان و ابراهیم) او را با کمک کردهای هذبانی شکست دادند. در ۳۴۹ق/۹۶۰-۹۶۱م به تحریک وهسودان، برادر مرزوبان او بر ابراهیم بن مرزوبان شکستی را تحمیل کرد، بازمانده سپاه او را تسخیر کرد و مراغه را به ارومیه منضم کرد. در ۳۵۵ق/۹۶۶م به میانجیگری رکن الدوله بویی، او دوباره اقتدار ابراهیم را به رسمیت شناخت. وقتی غزها در ۴۲۰-۴۳۲ق/۱۰۲۹-۱۰۴۱م آذربایجان را اشغال کردند، حاکم ارومیه ابوالهیجا بن ربیب الدوله، رییس کردهای هذبانی بود که مادرش خواهر امیر تبریز، وهسودان روادی بود. این پسر ربیب الدوله به خود می‌بالید ۲۵۰۰۰ تا از ۳۰۰۰۰ غزی را که سعی می‌کردند از سرزمینش عبور کنند را در نزدیکی یک پل نابود کرده است.

دوره معاصر
پس از درماندگی روسیه به دلیل شکست‌های پی‌درپی در جبهه شرق دور، عثمانی در آگوست ۱۹۰۶ منطقه ارومیه -به جز شهر ارومیه- را به بهانه اختلافات مرزی -چون که هیچگاه مرز ایران و عثمانی مشخص نبود- اشغال کرد. سربازان عثمانی با شروع جنگ بالکان به آنجا فراخوانده شدند. پس از درگیری‌های تبریز، در دسامبر ۱۹۱۱م سربازان روس، ارومیه را اشغال کردند.
در طی جنگ جهانی اول ارومیه چندین نوبت دست به دست گشت. پس از فروپاشی ارتش روسیه در سال ۱۹۱۷م، مسئولیت حقیقی اداره امور در شهر به دست شورای مسیحیان آشوری (موتاوا) سپرده شد. پس از یک سلسله رویدادهای پی‌درپی غم‌انگیز و وقایع خونینی چون کشتار مسلمانان ارومیه به دست مسیحیان در ۲۲ فوریه ۱۹۱۸، ترور مطران مارشیمون به دست کردهای طرفدار سمکو در ۲۲ فوریه، رسیدن ۲۰ هزار ارمنی پناهجو از وان، جنگ‌های بین آشوری‌ها و ترک‌ها در نتیجه همهٔ جمعیت آشوریان در جلگه ارومیه جمع شدند. این جمعیت ۵۰ تا ۷۰ هزار نفری از آشوریان به سوی جنوب حرکت کردند تا تحت‌الحمایه بریتانیا قرار گیرند. این مهاجرت دسته‌جمعی به همراه زنان، کودکان و رمه‌ها از طریق صائین قلعه و همدان، در میان نبرد با ترک‌ها و کردها صورت گرفت. پناهجویان در بعقوبه -در نزدیکی شمال بغداد - اسکان یافتند. پس از رفتن آشوریان، سونتاگ، عالی‌جناب اسقف کاتولیک و اچ فلاومر، مبلغ باپتیست در آگوست ۱۹۱۸م در ارومیه به قتل رسیدند.
اسماعیل سیمکو شکاک در سال ۱۲۹۹ش به کمک ارشدالملک شهر ارومیه را گرفت. پس از رسیدن نیروی ارتش در سال ۱۳۰۱ش سمکو متوالی شد و مدتی بعد کار او پایان گرفت. پس از ویرانی و خالی از سکنه شدن شهر، آرامش بر ارومیه حکمفرما شد. رفته رفته حکومت مرکزی در تهران توانست قدرت حامیتی خود را در غرب دریاچه ارومیه بدست آورد.

وضعیت طبیعی
جغرافیا
 ارومیه با داشتن موقعیت ممتاز جغرافیایی در ۲۰ کیلومتری دریاچه ارومیه قرار دارد. ارتفاع ارومیه ۱۳۳۲ متر از آب‌های آزاد است. ارومیه در دشت ارومیه واقع شده است که ارتفاعاتی چون کوه سیر، کوه قیزقلعه، کوه جهودها، کوه چهل مر شهیدان، کوه ماه، کوه علی پنجه سی و کوه علی ایمان آن را احاطه کرده‌اند. در واقع ارومیه بین دریاچه ارومیه و دیوارهٔ کوه‌های غرب استان واقع شده است.

موقعیت جغرافیایی
شهر ارومیه روی مدار ۳۷ درجه و ۳۲ دقیقه در نیم‌کره شمالی از خط استوا قرار گرفته است. همچنین این شهر روی نصف النهار ۴۵ درجه و ۲ دقیقه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد.
    
فرهنگ
 زردشت، پیامبر ایرانی که به عقیده برخی در این شهر متولد شده
ارومیه به عنوان ۱۹ شهر تاریخی ایران در یونسکو ثبت شده است.برخی مورخان متقدم اسلامی نیز ارومیه را زادگاه زردشت عنوان کرده‌اند.
دارالنشاط ، پاریس ایران ، شهر آب ، شهر ادیان، مذاهب و اقوام از القاب ارومیه است.

دریاچه ارومیه
دریاچه ارومیه -که در دوره پهلوی دریاچه رضائیه نامیده می‌شد- یک دریاچه آب شور در شمال غرب ایران است. این دریاچه استان آذربایجان شرقی و غربی را از یکدیگر جدا می‌کند. دریاچه ارومیه بزرگترین دریاچه در خاورمیانه و دومین دریاچه آب شور بر روی کره زمین است. دریاچه ارومیه در ارتفاع ۴۱۸۳ پایی از سطح دریا، در ۳۷ درجه تا ۳۸/۵ درجه عرض شمالی و ۴۵ درجه تا ۴۶ درجه طول شرقی قرار دارد. طول آن ۱۴۰ کیلومتر در راستای شمال-جنوب و عرض آن ۸۵ کیلومتر در ۸۵ کیلومتر در گستره شرق-غرب با مساحت سطح آب ۵ تا ۶ هزار کیلومتر مربع است.

روابط بین‌المللی
شهرهای خواهر
ترابوزان؛ از خواهرخوانده‌های ارومیه.
 
وارنا؛ از خواهرخوانده‌های ارومیه.
 
ارزروم؛ از خواهرخوانده‌های ارومیه.

 

 

 

اردبیل

اَردَبیل (نام باستان: آرتاویل)یکی از کلان شهرهای ایران و مرکز استان اردبیل در شمال غربی این کشور است.
این شهر در قبل و پس از اسلام مرکز آذربایجان بوده است.
اشتهار و اهمیّت اردبیل تنها از آن جهت نیست که چند تن از پادشاهان ایران آن شهر را قرارگاه خود ساختند، بلکه از آن لحاظ است که سر حلقه فرقه صفویه، شیخ صفی‌الدین اردبیلی، از این جا برخاست و در همین جا به خاک سپرده شد.
با ظهور شیخ صفی‌الدّین و خاندان صفوی، اردبیل اعتبار ویژه‌ای یافت، به طوری که این شهر در زمان تیمور، دارالارشاد و در زمان سلاطین صفوی با عنوان دارالامان از جایگاه خاصّ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار گردید. حکومت صفوی بسیاری از هرج و مرج‌ها را که در ایران وجود داشت، برانداخت و یک حکومت دینی و مذهبی را پایه گذاری کرد که به گفته بسیاری از کارشناسان تاریخ، تشکیل دولت یکی از مهم ترین وقایع تاریخ ایران به شمار می‌آید.
واژۀ اردبيل واژه‌ای اوستایی است که از دو کلمه آرتا ( مقدّس) و ويل (شهر) به معنی شهر مقدّس ترکيب شده است. وسعت اين شهرستان ۳۸۱۰ کيلومتر مربّع است و چهرۀ عمومی شهرستان اردبيل متأثّر از ارتفاعات کوهستان‌های ساوالان (سبلان)، باغرو (تالش) و بزغوش است که اين عوامل طبيعی سبب محصور شدن آن شده‌اند. اردبيل از مناطق با اهميّت ايران به شمار می‌آيد و دارای آثار و ابنیّه تاريخی و جاذبه‌های طبيعی بسيار زيادی است.
این شهر همچنین مرکز شهرستان اردبیل است. جمعیت اردبیل در سال ۱۳۹۰ خورشیدی بالغ بر ۴۸۲۶۲۳ نفر بوده که این رقم با احتساب جمعیت ساکن در حومهٔ شهر به بیش از ۵۸۰۰۰۰ نفر می‌رسد. اردبیل از شهرهای باستانی و تاریخی ایران است. این شهر در نزدیکی مرز جمهوری آذربایجان قرار گرفته‌ و از سردترین شهرهای ایران محسوب می‌گردد که جاذبه‌های طبیعی زیادی دارد. این شهر در ۲۱۹ کیلومتری تبریز و ۵۷۸ کیلومتری تهران واقع شده‌است.
 
اردبیل در استان آذربایجان در دوره خلفای عباسی
شهر اردبیل در میان دشتی با همین نام در ارتفاع ۱۵۰۰متری از سطح دریا و در میان کوه‌های باغرو (تالش) و ساوالان (سبلان) در شمال غرب فلات ایران جای گرفته و دارای زمستان‌های سرد و تابستان‌های معتدل است.

شناسه ها
اردبیل در طول تاریخ، به نام‌های گوناگونی ازجمله «دارالارشاد»، «دارالملک»، «دارالعرفان»، «دارالامان» و «شهر مقدس» ملقب بوده‌است و در دوره‌های مختلف، مرکز ایالت آذربایجان بوده و به‌علت قرارداشتن در مسیر جاده ابریشم، از رونق اقتصادی بسیار خوبی، برخوردار بوده‌است.


پیشینه
اردبیل از شهرهای کهن ایران است که در لوحه‌های گلی سومریان به صورت آرتا یا آراتتا ثبت گردیده‌است. همچنین اردبیل تمدنی ۳۰۰۰ ساله در حاشیه جاده ابریشم دارد که سابقه تاریخی و باستانی آن را کاروانسراهای بی نظیر به جهت نوع معماری و تجمیع هنرهای ظریف ایرانی بیان می کند. اردبيل در گذشته گذرگاه كاروانهای تجاری و نظامی متعددی بوده که زمینه احداث كاروانسراها را فراهم کرده است. به عقیده کارشناسان وجود کارونسرا در شهرستانهای مختلف این استان بیانگر رونق اقتصادی تمامی شهرهای این منطقه در گذشته است. از جمله مهمترین کاروانسراهای اردبیل می توان به كاروانسرای سنگی صائین در نیر، شاه عباسی شورگل در بیله سوار، عباسی نقدی كندی و قانلی بولاغ در مشگين شهر اشاره کرد.
 
مسجد جمعه اردبیل(مسجد جامع اردبیل)-یادگار دوره پیش از اسلام ودوره سلجوقیان
این شهر در زمان حکومت بنی‌امیه مرکز حکومت آذربایجان و در زمان بنی‌عباس مرکز قیام بابک خرمدین بوده است. در سال ۶۱۸ هجری مورد حمله مغولان قرار گرفت.در دوران باستان نیز که ایران به چهار ولایت تقسیم شده بود اردبیل مرکز ولایت باختر شامل آذربایجان (از همدان و ساوه تا دربند در جنوب روسیه و ارمنستان فعلی) بوده‌است.[۲۳] اما در زمان تیموریان و صفویان، نهضت تشیع و جنبش‌های سیاسی ایران از این شهر برخاست. اردبیل در زمان صفویان آباد گردید و به اوج اعتبار، عزت، و عظمت خود رسید، اما پس از انقراض این سلسله در پیشامدها و تحولات تاریخی دوره نادرشاه و اوایل قاجار و به‌خصوص با ورود قشون روسیه به ایران و حوادث دوران مشروطیت، از رونق و اهمیت افتاد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در ۲۴ فروردین ۱۳۷۲ به مرکز استان تبدیل شد.
از آثار تاریخی اردبیل که برخی به دوره پیش از اسلام می‌رسد، می‌توان از دهکده آتشگاه، شهر هیر، شهریور، و مسجد جامع اردبیل که در قدیم آتشکده بوده‌است، نام برد. با توجه به این‌که این مسجد، بزرگ‌ترین و قدیم‌ترین مسجد اردبیل است، یکی از واحدهای آن، کتابخانه بوده است.
بسیاری از مؤلفان دوره اسلامی، بنای شهر اردبیل را به فیروز، پادشاه ساسانی نسبت می‌دهند و می‌نویسند که اردبیل به دستور این پادشاه، که در سده پنجم میلادی می‌زیست، ساخته شده‌است.فردوسی در شاهنامه بنای اردبیل را به پیروز ساسانی نسبت می‌دهد.
اما تاریخ اردبیل خیلی قدیمی‌تر از زمان فیروز ساسانی است. زیرا که فیروز درسال ۴۵۹ میلادی به سلطنت رسیده‌است و ۳۴ سال قبل از این تاریخ، بهرام پنجم ملقب به بهرام گور در مقابل حمله هیاتله از راه اردبیل به آمل وگرگان و سپس به خراسان رفته و در آن‌جا، خاقان هیاتله را کشته‌است. این موضوع در شاهنامه فردوسی آمده‌است:
چو آگاهی آمد به بهرام‌شاه        که خاقان به مرو است چندان سپاه
همی راند لشکر چو تزکوه سیل        به آمل گذشت از ره اردبیل
سپاهی که از بردع و اردبیل        بیامد، بفرمود تا خیل خیل
بیایند و در پیش او بگذرند        رد و موبد و مرزبان بشمرند

باستان‌شناسی اردبیل
 شهر یئری ۶۵ کیلومتری اردبیل
منطقه اردبیل حداقل از هزاره ششم قبل از میلاد مسکونی بوده‌است. براساس پژوهش، سراسر منطقه از تپه‌های باستانی پوشیده شده‌است. کاوش‌های مقدماتی در برخی از نواحی اردبیل به ویژه در قسمت‌های شمالی و شرقی آن نشان می‌دهد که اردبیل از کانون های مهم فرهنگ مگالی تیک یا سنگ افراشتی بوده‌است. مردم مگالی تیک شرق آذربایجان که ماهیت قومی آن ها می‌باید از عناصر کاسی و هوری بوده باشد، ده ها اثر مگالی تیک پرارزش از خود به یادگار گذاشته‌اند. کشفیات اخیر در محوطه باستانی شهر یئری مشکین شهر، پرتو تازه‌ای به تمدن و فرهنگ هشت هزارساله اقوام ساکن در اردبیل و اطراف آن افکنده‌است و انتشار نتیجه کشفیات می‌تواند ارتباط تمدن و فرهنگ مگالی تیک اردبیل را با دیگر مناطق ایران و آذربایجان تاریخی و قفقاز و شرق آسیای صغیر مشخص کند. تصاویر هیکل‌های سنگی شهر یئری با تصاویر هیکل‌ها و سرهای آدمیانی که برروی اجاق‌های نعل اسبی ایغدیر (ایگدیر درشمال شرقی ترکیه در نزدیکی مرز ایران و ارمنستان) نقش بسته، شباهت تام دارد.آثار یافت شده درموزه باستان شناسی اردبیل قرار دارند.

اردبیل در دورهٔ سلجوقیان
در اواخر عهد سلجوقیان که مصادف با قدرت یافتن دولت گرجستان بود، اردبیل از حملات گرجیان آسیب بسیار دید و در ۶۰۵ه.ق، /۱۲۰۹م. غارت شد و گفته‌اند که دوازده هزار تن از مردم آن کشته شدند.حمله گرجیان از حوادث ناگوار این عهد است. گرجیان در این دوران، که مدّت آن در کتاب‌ها متجاوز از یک قرن نوشته شده، بلای بزرگی برای مسلمانان آذربایجان به ویژه اردبیل بودند و از قتل و آزار آنان خودداری ننمودند. شهرها و روستاها را ویران کردند، مردم بی گناه بسیاری را کشتند. حتّی در اردبیل به انتقام سوخته شدگان نخجوان، جمعی را در آتش انداخته و سوزانیدند و از هیچ گونه رفتار ناشایست روی برنتافتند.

اردبیل در دوره ایلخانان
اردبیل اندکی بعد از هجوم گرجیان، به دست مغولان فتح و غارت شد. چنگیز در سال ۶۱۶ هجری قمری، به ایران حمله کرد و چون علاءالدین محمد خوارزمشاه شکست خورد و فراری شد، ولایات ایران یکی پس از دیگری در مقابل این سیل خروشان تاب مقاومت نیاورده، سقوط نمودند. پس از حملهٔ چنگیز خان به ماوراءالنهر و خراسان، یمه و سبستای، دو تن از سرداران مغول به دنبال سلطان محمّد خوارزمشاه و تعقیب کسان او، شهرهای ایران را به باد غارت و ویرانی دادند. لشکریان مغول بین سال‌های ۶۱۷ و ۶۱۸ هجری قمری، به آذربایجان رسیدند. مردم تبریز انقیاد کردند و نجات یافتند. امّا مردم اردبیل مقاومت کردند و دوبار سپاه مغول را عقب راندند، ولی سرانجام مدافعین شهر ضعیف تر گردیده و در نتیجه، شهر اردبیل به دست مغول افتاد و با خاک یکسان گردید و از سکنه بی شمار آن، جز آن‌هایی که قبلاً فرار کرده بودند، کسی زنده نماند. ولی به زودی اردبیل پس از این واقعه، باز رونق از سرگرفت. در اوایل قرن هشتم هجری قمری، که حمدالله مستوفی از اردبیل دیدن کرده، توابع آن را صد پارچه و حقوق دیوانش را پانصد هزار دینار نوشته‌است. در عهد ایلخانان مغول، تبریز ترقّی بسیار کرد و به جای اردبیل، مرکز آذربایجان شد، اما با ظهور شیخ صفی‌الدین اردبیلی سردودمان خاندان صفوی، اردبیل دارالارشاد شد و در زمان شاهان صفوی اهمیّتی نوین یافت.


اردبیل در دوره صفویان
شاه اسماعیل یکم صفوی قیام مؤثر خود را بر ضد امیران آق قویونلو به سال ۹۰۷ از هجری قمری، اردبیل آغاز کرد ولی پایتخت خود را به تبریز انتقال داد. با وجود این، اردبیل به سبب آن که مدفن شیخ صفی الدّین بود، پایتخت معنوی شاهان صفوی به شمار می‌رفت و از تقدس و احترام خاصّی بهره مند بود. شاهان صفوی هرگاه که فرصتی به دست می‌آوردند، برای زیارت قبر جدّ خود به آن جا می‌رفتند. شاه عباس بزرگ از نیم فرسنگی شهر، چکمه و پاپوش از پا در می‌آورد و با پای برهنه، پیاده به زیارت آرامگاه جدّش می‌شتافت.

اردبیل در دوران مشروطه
اردبیل در مشروطیت ایران سهم بزرگی داشت. با پیشبرد مشروطه خواهی، اوّلین انجمن ولایتی اردبیل در سال ۱۳۲۶ هجری قمری، تشکیل گردید ولی با پیش آمدن استبداد صغیر، این قبیل مجامع عموماً بسته شد و جزء فعالیّت‌های زیرزمینی گردید و کسانی مثل ملّا امام وردی و مشهدی حسین آخوندزاده و میرزا محسن امام زاده و دیگران کشته شدند و چون محمد علی شاه از سلطنت خلع گردید، جمعی از سران استبداد مانند خادم باشی، مبشّر، مؤتمن، مشیرالتجّار و غیر هم که برای تشکیل انجمن شهری به نارین قلعه دعوت شده بودند، در یکی از اتاق‌های آن جا تیرباران شدند.
 
ثبت در فهرست آثار طبیعی ملی
قله سبلان به شماره ۱۹۴۹۶/۱۲ در فهرست آثار طبیعی ملی کشور به ثبت رسیده و سند مالیکت آن از ارتفاع بالای سه هزار و ۶۰۰ متری قله سبلان به وسعت شش هزار و ۲۰۰ هکتار به نام سازمان حفاظت محیط زیست صادر شده‌است.
 
خواهر خوانده های شهر اردبیل   
تیساوازوری مجارستان؛ از خواهرخوانده‌های اردبیل در سال ۲۰۱۱ میلادی    
ارزروم ترکیه؛ از خواهرخوانده‌های اردبیل در سال ۲۰۱۳ میلادی

افتتاح نمایندگی وزارت امور خارجه در اردبیل
با افتتاح این دفتر در تاریخ ۳ تیرماه ۱۳۹۲ در استان اردبیل ، امور مربوط به وزارت امور خارجه در داخل استان انجام میگردد.با آغاز به کار این دفتر، مسئولان استان با مقامات شهرهای مرزی جمهوری آذربایجان در خصوص مسائلی از قبیل امور گمرکی، مرزبانی، پایانه‌ها، امور مربوط به برپایی نمایشگاه، فعال کردن بازارچه‌های مشترک مرزی و نیز استفاده بیشتر از پتانسیل‌های استان اردبیل در حوزه‌های گردشگری، توریسم درمانی، پیگیری مشکلات اتباع ایرانی، ویزای اتباع خارجی در مرز با ایجاد شعبه و دیگر موارد میتوانند هماهنگی لازم را بعمل آورند.علاوه بر این نمایندگی وزارت امور خارجه در استان اردبیل سرویس‌های دیگری نظیر دعوت از سفرای کشورهای خارجی به استان برای آشنایی آنان با قابلیت‌های مختلف اردبیل، تایید مدارک دانشجویان در خارج از کشور، پیگیری هرگونه مشکلات احتمالی اتباع ایرانی در خارج از کشور را نیز، ارائه خواهد کرد.

 

 

 

کرج

کرج یکی از کلانشهرهای ایران و همچنین مرکز استان البرز و شهرستان کرج است. کرج یکی از شهرهای مرکزی و کوهپایه‌ای ایران می‌باشد و در دامنهٔ رشته کوههای البرز و در بلندای ۱۳۰۰ متری از سطح دریا واقع شده‌است. جمعیّت این شهر در سال ۱۳۸۵ برابر با ۱،۳۸۶،۰۳۰ نفر و در سال ۱۳۸۹ خورشیدی برابر با ۱،۶۰۵،۰۰۰ نفر بوده‌است و طبق آمار رسمی در سال ۱۳۹۰، ۱،۶۱۴،۶۲۶ نفر می‌باشد که از این جهت در حال حاضر پس از شهرهای تهران و مشهد و اصفهان به‌عنوان چهارمین شهر پرجمعیت ایران به‌شمار می‌رود. کرج پس از تهران بزرگ‌ترین شهر مهاجرپذیر ایران است و همچنین جمعیت این شهر نسبت به سایر شهرهای بزرگ ایران جوان‌تر است. کرج هم‌اکنون به‌عنوان یکی از کلان‌شهرهای کشور ایران به‌شمار می‌آید. این شهر در میان کلان‌شهرهای ایران با رشد جمعیت سالانهٔ ۳/۱۴ درصد بالاترین رشد جمعیت را دارد.

موقعیت و تقسیمات کشوری
کرج در ۳۶ کیلومتری غرب تهران و در کرانهٔ غربی رود کرج و در دامنهٔ جنوبی رشته کوه البرز قرار گرفته‌است. این شهرستان از شمال به استان مازندران، از جنوب به شهرستان شهریار و استان مرکزی، از غرب به شهرستان ساوجبلاغ و استان قزوین و از شرق به شهرستان تهران محدود است.
شهر کرج با طول جغرافیایی ۵۱ درجه و ۰ دقیقه و ۳۰ ثانیه خاوری و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۴۸ دقیقه و ۴۵ ثانیه شمالی (پل تاریخی کرج، ورودی جاده کرج-چالوس)، با ارتفاع ۱۲۹۷ متر از سطح دریا (ایستگاه راه آهن)، در فاصله ۴۸ کیلومتری غرب شمالی تهران واقع شده‌است. این شهر با مساحتی معادل ۱۷۵/۴ کیلومتر مربع و حریمی به وسعت ۱۷۸/۹ کیلومتر مربع در دامنه رشته کوه البرز مرکزی قرار دارد و مرکز شهرستان کرج می‌باشد.
جلگهٔ پهناور کرج با ارتفاع متوسط ۱۳۲۰ متر از سطح دریا در مسیر راه ارتباطی وسایط نقلیه حامل کالاهای وارداتی و صادراتی از مرز ترکیه و آذربایجان و به مقصد تهران و بالعکس است.
کوههای البرز استان مازندران و کرج را از هم جدا کرده‌است. دهستان کرج در میان دره‌های پرپیچ‌وخم البرز و در اطراف جاده چالوس قرار دارند. از تونل کندوان تا روستای مراد تپه در غرب اشتهارد، حوزه فرمانداری کرج را تشکیل می‌دهد.

پیشینه تاریخی
آثار باقی‌مانده در عهد باستان و دوران حکومت هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان در منطقه کرج گواه این اهمیت است که این ناحیه در روزگاران گذشته از تمدن پیشرفته‌ای برخوردار بوده است.
کرج مدتی جزء مازندران و زمانی بخشی از ری بوده‌است و گاهی از روستاهای طالقان یا شهرستانک محسوب می‌شده‌است. تا پیش از حمله مغول رفت‌وآمد کاروان‌ها بیشتر از راهی بوده که از طریق سگزآباد و شهریار به ری می‌رفته‌است. از این دوره به بعد راه قزوین – کرج – ری اهمیت بیشتری یافت ولی اهمیت کرج در دوره صفوی به دلیل قرار گرفتن بر سر راه قزوین به تهران و تبریز بیشتر شده و کاروانسراها، پلها و قلعه‌های ایجاد شده در حاشیه این جاده به آن هویت بخشیده‌است.
مقدسی در سده چهارم هجری قمری از کرج به عنوان یکی از روستاهای ری نام برده‌است. در آغاز سده هفتم هجری قمری یاقوت حموی نیز کرج را تابع ری دانسته‌است.
حمدالله مستوفی در سده هشتم هجری قمری در کتاب مشهور خود (نزهة القلوب) کن و کرج را از ولایات تابع طالقان برشمرده و در ذکر رودخانه‌های عراق عجم از کوهرود نام می‌برد که ویژگی‌های آن به طور دقیق قابل تطبیق بر روی رودخانه کرج است.
در سده‌های میانه اسلام و پس از آن به ویژه در عهد آخرین پادشاهان صفوی که تهران مقر حکومتی دربار می‌شود، مسیر قزوین – کرج – تهران مورد توجه قرار می‌گیرد و به احتمال فراوان کاروانسرای صفوی کرج قابل انتساب به همین دوره‌است.
دوره قاجاریه به ویژه عصر فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه کرج به علت همجواری با پایتخت و قرار گرفتن بر سر راه ارتباطی سلطانیه و تبریز مورد توجه سلیمان میرزا قرار گرفت و کاخ سلیمانیه را در انجا ساخت. در همین دوران سپاهیان زیادی از منطقه عبور کرده و یادداشتهایی از خود بر جای نهاده‌اند. در این دوره کرج به عنوان قسمتی از راه اصلی تهران-قزوین شناخته می‌شد. در بیشتر سفرنامه‌های غربی و فارسی به گستردگی از این مکان یاد نشده‌است.
 
ریشه‌یابی نام
بر پایه زبان کهن کرج ، نام کرج از واژه کاوک به معنی میان تهی گرفته شده و این، از آن روی است که کرج میان دره واقع شده است.همچنین یکی دیگر از وجه تسمیه کرج از واژه کراج است و با پیشینه تاریخی آن که در تپه آتشگاه، کوه‌های کلاک، قلعه دختر شهرستانک و قلعه اشتهارد در روزهای تابستان برای خبر رسانی و دیده‌بانی آتش‌افروزی می‌شده، مرتبط است.همچنین گفته دیگری موجود است که نام کرج از واژه کوه رج به معنی محلی که کوه‌های ردیف شده دارد، می‌داند و مورد دیگری که به آن اشاره شده نام کرج را بدست آمده از واژه اکراج به معنی بانگ و فریاد می‌داند.
در فرهنگ نفیسی کرج به معنی گوی، گریبان، چاک و شکاف آمده و آنرودخانه ایست که در کوههای شمال غربی ری جاری می‌شد و بلوک شهریار و ساوجبلاغ را مشروب می‌سازد و نام دهی است در کنار این رودخانه که پادشاهان قاجار در آنجا بناها و قصرهای عالیه برپا نموده‌اند. همچنین در کتب مختلف آمده، لفظ کرج از واژهٔ کرژ به معنی کوهپایه‌است.

مراحل گسترش تاریخی
کرج در محدودهٔ خیابان‌های کشاورز و مصباح، روستایی تابع بخش ساوجبلاغ از توابع حوزه ۱۹ تهران بود و در این دوره مراکز اداری و تجاری آن گاهی تهران، برغان، کردان و هشتگرد بوده‌است. سپس شهر کرج تابع شهرستان تهران شد و نمایندگی‌های ادارات مرکزی به رتق و فتق امور آن می‌پرداختند. این شهرستان با جهشی سریع از دوره روستایی و شهری گذشت و منطقه بسیار وسیعی را در بر گرفت. اشتهارد، شهریار، طالقان، ساوجبلاغ، کوهپایه و بخش حومه تابع استان تهران، همه قلمرو کرج به حساب می‌آمد.
پس از انقلاب اسلامی، با گسترش سریع و افزایش جمعیت و پیدایش قطب‌های جاذبه‌ای، کرج به چندین شهرستان و منطقه تقسیم شد؛ که اینک هر کدام از بخش‌های پیشین به یک شهرستان و بسیاری از روستاهای اقماری آن خود به شهر و شهرک‌هایی تبدیل شده‌اند.

مردم شناسی
طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد.

مشاهیر کرج
حاسب کرجی
ابوبکر محمد بن حسین حاسب کرجی (۹۵۳ تا ۱۰۲۹ میلادی)، ریاضی‌دان و آب شناس فرهیخته ایرانی است و در نیمه دوم سده چهارم و آغاز سده پنجم هجری زندگی کرده‌است. وی هم دوران ابوریحان بیرونی، زکریای رازی و پورسینا بوده‌است اما کسی وی را به اندازهٔ این سه تن نمی‌شناسد.
کرجی در سدهٔ چهارم و پنجم هجری می‌زیست. وی در چهل کیلومتری غرب تهران (کرج) زاده شد. او پس از آنکه در شهر ری (کرج و تهران) که کانون دانشمندان ایرانی بود، بر بنیان و اساس رشته‌های ریاضی چیرگی یافت، در آغاز سدهٔ پنجم به پایتخت علمی جهان اسلام، بغداد رفت. به خوبی آشکار نیست که کرجی تا چه زمانی در بغداد به سر می‌برده‌است. اما گویا پس از قتل وزیر بغداد (فخرالملک) که پشتیبان کرجی به شمار می‌رفت، این شهر را هراسان رها کرده و به زادگاه خود (کرج) بازگشته‌است (۴۰۳ هجری یا پیش از آن). در آنجا بنابر دستور ابوغانم معروف بن محمد وزیر و دبیر ویژه منوچهر بن قابوس و شاعر و ادیب فرهیخته ایرانی دربارهٔ "آبهای درونی زمین و روش بیرون آوردن آنها" گفتاری را می‌نگارد که فرایند آن پژوهش کاربردی و بزرگترین شاهکار کرجی است. حاصل آن کتاب "انباط المیاء الخفیه" است. وفات وی در سال ۴۲۰ هجری (۳۲ سال پیش از ابوریحان) روی‌داد.

مکان‌های تاریخی ، فرهنگی
کاروانسرای شاه‌عباسی
آهنین راه و پل سنگی- دوره اسلامی
تپه‌های امامزاده احمد و محمود- دوره اسلامی
مسجد هلجرد- دوره قاجار
مسجد جامع- دوره قاجار
کاروانسرای کندوان- دوره قاجار
کاروانسرای شاه عباسی- دوره صفوی
قبرستان قدیمی- دوره صفوی
حمام حیدر آباد- صفویه

 

 

 

ایلام

استان ایلام یکی از استان‌های کشور ایران است که در باختر این کشور و در ناحیه‌ای کوهستانی و نیمه گرم قرار گرفته‌است. مرکز این استان شهر ایلام است. استان ایلام از غرب با کشور عراق، از جنوب با استان خوزستان، از شرق با استان لرستان و از شمال با استان کرمانشاه همسایه‌است.
این استان از استان‌های کمابیش جنگلی ایران است. پیش از دوره رضاشاه به این ناحیه لرستان پشتکوه می‌گفتند.اما در شهریور ۱۳۱۴ ه. ش. در زمان پادشاهی رضاشاه به موجب تصویب‌نامهٔ هیأت وزیران و به منظور یادآوری عظمت و شکوه تمدن عیلام باستان، نام روستای حسین‌آباد، به ایلام تغییر یافت و این روستا به عنوان شهر و مرکز استانی به نام ایلام انتخاب شد. منطقه تمدن باستانی عیلام در استان‌های فارس و خوزستان امروزی تمرکز داشت اما ظاهرا تصمیم دوران رضاشاه برای نام‌گذاری استان ایلام به این موضوع برمی‌گردد که منطقه پشتکوه نیز در دوره‌هایی بخشی از ناحیه عیلام باستان بوده‌است.
ایلام دومین استان ایران به لحاظ امنیت است.

ایلام (به کردی: ئیلام) به یکی از شهرهای غربی ایران و مرکز استان ایلام است. جمعیت این شهر برپایهٔ سرشماری سال ۱۳۹۰ خورشیدی برابر با ۱۷۲،۲۱۳ نفر بوده‌است.ایلام در عهد باستان نام‌های بسیاری مانند آلامتو، اریوجان، ماسبذان داشته و در قرن اخیر «دیوالا» و «حسین‌آباد» بوده‌است. شهر ایلام بعد از شهرهای کرمانشاه و سنندج سومین شهر بزرگ کردنشین ایران محسوب می‌شود. زبان اهالی شهر ایلام کردی ایلامی می‌باشد.
ایلام در عهد باستان به ‹‹اَریوجان›› معروف بود.اما ایلام کنونی در سال ۱۳۰۸ شمسی در منطقه‌ای که حسین‌آباد پشتکوه نامیده می‌شد از نو احداث گردیده و یک سال بعد با توجه به سابقه تاریخی و تصویب فرهنگستان ایران به نام ‹‹ایلام›› نام گذاری شده‌است. شهر ایلام در حصاری از کوه‌ها و ارتفاعات جنگلی استقرار یافته و آب و هوایی معتدل کوهستانی و بهاری دلپذیر دارد.
ایلام از دیرباز جایگاه شهرنشینی و گهواره فرهنگی ایرانیان بوده است. در دوره ساسانی بخشی از سرزمین “پهله” یا “پهلو” شمرده می‌شده و تازیان آن را “جبال” می‌نامیده‌اند. از سده چهارم تا میانه‌های ششم قمری، این منطقه بخشی از عراق عجم بود. ایلام در دوران جنگ ایران و عراق بشدت آسیب دید.

چگونگی تشکیل شهر
شهر کنونی ایلام، در میان چندین کوه که دور تادور شهر کشیده شده‌اند قرار دارد که آب و هوای معتدل تری نسبت به دیگر نقاط استان دارد. از آنجایی که تپه زیبا و طبیعی شاهد (خرگوشان) و قبر صی می (مهدی پدر هارون الرشید) یکی از خلفای عباسی و دره زیبای ارغوان در میان این کوهها قرار داشت، غلامرضا خان والی در زمان قاجار بر آن شد تا قلعه والی را در میان آن کوهها بنا کند که اولین بنای و به تدریج مردم ایلام در اطراف قلعه و در میان این کوهها شهر ایلام شکل گرفت.
در حال حاضر شهر ایلام به عنوان مرکز سیاسی - اداری استان ایلام از شهرهای توسعه یافته باختر کشور است و به لحاظ دارا بودن تفرجگاهی جنگلی و آثار تاریخی و باستانی متعدد از زیباترین شهرهای استان نیز محسوب می‌شود.

دلیل نام‌گذاری
در شهریور ۱۳۱۴ ه. ش. در زمان سلطنت رضا شاه به موجب تصویب‌نامهٔ هیات وزیران و به منظور یادآوری عظمت و شکوه تمدن عیلام باستان، نام قصبه حسین‌آباد، به ایلام تغییر یافت.
ایلام شکلی نادرست از واژه سامی عیلام به معنای جای بلند و منطقهٔ کوهستانی است. که پرهیز از حرف «ع» عربی در این تغییر املا تاثیر داشته‌است.

پیشینه
پیش از اسلام
این سرزمین، بنا به اسناد تاریخی فراوان، بخشی از کشور عیلام باستان بوده که در ۶۴۰ سال پیش از میلاد به دست آشور بانی پال به تصرف شد. در کتیبه‌های بابلی، عیلام را «آلامتو" یا "آلام"خوانده‌اند. که به قولی به معنای کوهستان یا "کشور طلوع خورشید» است. بر طبق جدیدترین نظریه از دکتر والتر هینتس، استان ایلام کنونی یکی از مهم ترین بخش‌های امپراتوری ایلام بوده است. این منطقه به لحاظ موقعیت جغرافیایی و کوهستانی بودن بر سرزمین بین‌النهرین مسلط بوده است و فاتحان و مهاجمان سومری، اکدی و بابلی گاه از طریق مسیرهای پر پیچ و خم آن، وارد سرزمین ایلام باستان می‌شدند و از منطقه استان ایلام کنونی که در آن زمان به عنوان یکی از ایالت‌های ایلام به نام (ورهشی) یا (مرهشه) خوانده می شده است، با پیمودن دره‌ها و کوهستان‌های آن به سوی شمال جلگه‌های خوزستان و شوش پیشروی می‌کردند و شهرها و مناطق پر جمعیت ایلام را مورد هجوم و قتل وغارت قرار داده‌اند. ورهشی به احتمال قوی منطقهٔ کوهستانی پشتکوه - ایلام امروزی - و سرزمین اطراف کرخهٔ علیا - سیمره امروزی - در قسمت شمال غرب سوزیانا بوده است. بیشتر مورخان نیز بر این باورند که ورهشی یک ایالت و حکومت کاملا مستقل از ایلام باستان بوده است که گاهی متحد حکومت‌های بین‌النهرین و گاه متحد ایلام می شده است و زمانی که حکام ایلامی قوی بوده‌اند، ورهشی را ضمیمه خاک خود می کرده‌اند. مدتی پس از سقوط عیلام، حوزه فرمانروایی آنان به دو منطقه تحت نفوذ پارسها و مادها در غرب تقسیم شد. در دوره هخامنشی جزئی از امپراطوری هخامنشی بوده‌است. بعد از تسخیر ایران به وسیله اعراب مسلمان، احتمال دارد که این ناحیه جزئی از ایالت کوفه بوده باشد. از اوایل قرن چهارم تا اوایل قرن ششم خاندان حسنویه کرد بر لرستان و ایلام حکومت می‌کردند و از سال۵۷۰ تا ۱۰۰۶ اتابکان لر بر لرستان و پشتکوه حکومت کرده‌اند. تا آن که با کشته شدن شاهوردی خان واپسین حکمران اتابکان لر به دست شاه عباس یکم در آن سال حکومت بر این ناحیه و از سوی شاه عباس به حسین خان، نخستین والی از والیان پشتکوه داده شد. غلامرضا خان ابوقاره، آخرین والی این دودمان نیز در سال ۱۳۰۷ واز سوی رضا شاه به صورت تقریبا مسالمت آمیزی از حکومت برکنار شد. از سال ۱۳۰۹ شمسی در تقسیمات کشوری، ایلام بخشی از استان پنجم یعنی کرمانشاه گردید.

پس از اسلام
پس از تسلط اعراب مسلمان بر ایران، ایلام و لرستان و شهرهای دیگری را به نام ایالت «جبال» نامیدند و چون حاکم این منطقه یعنی ماسبذان و مهرجانقذق، به حاکم کوفه مالیات و خراج می‌دادند؛ از این‌رو این منطقه را ماه کوفه می‌نامیدند.
بعد از پنج قرن از حکومت اعراب بر ایران، برای سهولت اداره آن ناحیه، منطقه مزبور به دو منطقه بختیاری و لرستان تقسیم گشت، که برای بازشناختن آن‌ها از یکدیگر، قسمت بختیاری امروز را لر بزرگ و لرستان امروزی را که منطقهٔ ایلام (ماسبذان و مهرجان قذق) نیز جزو آن محسوب می‌شد، لر کوچک می‌گفتند.در حدود سه قرن حکومت محلی منطقه در دست اتابکان بود. پس از سقوط اتابکان حکومت محلی منطقه به دست والیان افتاد، که بر تمام منطقه لرستان، از جمله ایلام، حکومت می‌کردند. در ابتدا مقر حکومت والیان در قلعهٔ «فلک الافلاک» خرم‌آباد امروزی بود، اما در دوره قاجاریه به جهت تضعیف قدرت والیان و با توجه به اختلاف‌هایی که در امور مرزی، ایران و عثمانی بوجود آمده بود، حکومت ایلام از لرستان جدا و مقر والی، از قلعهٔ «فلک الافلاک» خرم‌آباد به «پشتکوه» که به ایلام اطلاق می‌شد، انتقال یافت و چون ایلام (پشتکوه) به خط مرزی ایران و عثمانی نزدیک تر بود، از تجاوز دولت عثمانی و تحریکات آنان جلوگیری به عمل می‌آوردند.
در دورهٔ قاجاریه، به واسطه اهمیت لرستان این ولایت به دو منطقهٔ پشتکوه(استان ایلام امروزی) و پیشکوه (لرستان کنونی) با مرکزیت خرم‌آباد تقسیم گردید و چون ایلام در دامنه‌های غربی رشته کوه زاگرس و پشت لرستان امروزی (خرم‌آباد) قرار گرفته‌است و قسمتی از خاک ایلام در کوه‌های کبیر کوه واقع شده‌است، لذا آن را پشتکوه نامیدند و پشتکوه همان ماسبذان (و مهر جانقذق) است.از این زمان حکومت از لرستان جدا اداره می‌شد و والیان ایلام مستقیما از حکومت مرکزی ایران اطاعت می‌کردند. پس از انتقال مرکز حکومت والی به ایلام، به واسطهٔ پراکندگی مردم در دو ناحیهٔ «ده بالا» و «ده پایین» با همین عنوان از آن نام می‌بردند. پس از مرگ «حسن خان» والی، و به قدرت رسیدن «حسین قلی خان» مدت‌ها، شهر ایلام امروزی به این علت که مقر تابستانی والی بود به «حسین‌آباد» پشتکوه معروف شد و از آن، به نام «حسین‌آباد» یاد شده‌است و تا مدت‌ها ایلام یکی از شهرستان‌های استان پنجم کشور (کرمانشاهان) بود.
ایلام در دوران جنگ ایران و عراق آسیب فراوانی دید؛ به طوریکه ۳۴٬۷۷۲ واحد مسکونی در سطح استان به کلی ویران شد.

تاریخ لرستان
لرستان به معنی سکونتگاه مردم لر واژه‌ای است که به سرزمین‌های لرنشین اطلاق می‌گردد و به معنای گستره جغرافیایی است که مردم لر در آن سکونت دارند. با این توضیح می‌توان حدود لرستان را از دشت‌های غرب خانقین و مندلی در عراق تا دشت ارژن در استان فارس در ایران و از شمال از استان همدان، تا سواحل خلیج فارس به صورت حدودی تعیین کرد.گستره نام لرستان پیش از حکومت صفویان، سکونتگاه لرهای بختیاری، لرهای کهگیلویه و لرهای بویراحمدی را هم شامل می‌شد. اما پس از حکومت صفویان سکونتگاه لرهای بختیاری را منطقه بختیاری نام‌گذاری کردند و جغرافیای نام لرستان به حدود استان لرستان و ایلام کنونی محدود شد.این منطقه نیز در حکومت قاجاریان به دو بخش پشتکوه و پیشکوه تقسیم شد.امروزه لرستان نام یکی از استان‌های غربی ایران است. در نمودار زیر تقسیمات لرستان از ۳۰۰ هجری قمری تاکنون آورده شده است.

گردشگری
 از نقاط دیدنی استان ایلام می‌توان به دریاچه‌های دوقلوی بسیار زیبای آبدانان، قلعه تاریخی پشت قلعه آبدانان (دوره ساسانیان)، انبارهای هزاردر آبدانان (دوره ساسانیان)، آتشکده سیاهگل(دوره ساسانیان) و طاق شیرین و فرهاد در ایوانغرب، تنگ رازیانه، میان تنگ (مانشت)، شهر باستانی ماداکتو در درّه‌شهر، آتشکده چهار تاقی دره‌شهر، دره ارغوان در شمال شهر ایلام، دریاچه سد ایلام (چم گردلان)، و چشمه‌های آب گرم دهلران-منطقه توریستی سرابکلان-آتشکده موشکان-قلعه سام وامام زاده پیر حسین و طاق رستم واقع در روستای زیبای زنجیره علیا -تنگه شمشه هلسم -شهر تاریخی گم گم در شیروان چرداول اشاره نمود.

آبشارها
دراستان ایلام تعداد محدودی آبشار وجود دارد که هر کدام فضای طبیعی دلنشینی را ایجاد کرده‌اند. که با وجود محدودیت و سختی دسترسی به آنها جاذب جمعیت هستند.
استان ایلام در سال ۱۳۷۸ خورشیدی ۷۵۳ روستا داشت که از این تعداد ۵۶۲ روستا دارای جمعیت و سکنه هستند. از مجموع این روستاها ۴۷۰ آبادی دارای تأسیسات آب سالم آشامیدنی بهداشتی هستند که زیر پوشش آب و فاضلاب روستایی قرار دارند و ۹۲ روستا که زیر ۲۰ خانوار هستند شبکه آبرسانی ندارند.
راه‌های روستایی استان ایلام در آن سال ۱۰ هزار و ۷۰ کیلومتر جاده آسفالته بود که در حدود ۷۶ درصد راه‌های روستایی این استان آسفالت و زیرسازی شده‌است.

 

 

بندر بوشهر

 

بندر بوشهر یکی از شهرهای استان بوشهر و مرکز استان بوشهر از استان‌های جنوب غربی ایران است. جمعیت این شهر در سال ۱۳۹۰ خورشیدی بالغ بر ۱۹۵،۲۲۲ نفر بوده‌است.
بندر بوشهر در بخش مرکزی استان بوشهر، در ارتفاع ۱۸ متری از سطح دریا و در منطقهٔ ساحلی خلیج فارس واقع شده و آب و هوای نیمه بیابانی گرم دارد. این شهر از سمت شمال، غرب و جنوب به خلیج فارس محدود شده‌است.
نام بوشهر در کتاب‌ها و اسناد تاریخی، تحت نام‌های مختلفی نظیر «رام اردشیر»، «ابوشهر»، «لیان» و «ریشهر» به ثبت رسیده‌است.
بیشتر مردم بوشهر به زبان فارسی با لهجه محلی تکلم می‌کنند. بندر امروزی بوشهر را نادرشاه افشار در ۱۷۳۶ میلادی رونق دوباره بخشید. نام این محل پیش از آن ریشهر بود.
بندر بوشهر به خاطر عواملی مانند صیادی،وجود نیروگاه اتمی،کشتی سازی و صادرات از این بندر رونق اقتصادی گرفته‌است.
هم اکنون ۱۸ اسفند سالروز تأسیس مدرسه سعادت روز بوشهر نام گرفته شده است.

نام بوشهر
بنای بوشهر به اردشیر ساسانی نسبت داده شده و نام اصلی آن «رام اردشیر» بوده‌است. گفته می‌شود که «رام اردشیر» به مرور زمان به «ریشهر» تبدیل شد. به نظر می‌رسد که بوشهر تحریف شده ریشهر- همان شهر قدیمی است.در عصر هخامنشی از تمدنهای بزرگ در ایران تمدن لیان بوده‌است که برخی به اشتباه نام آن را از نام‌های بوشهر می‌دانند. هم اکنون نام خیابانی در بازار بوشهر به همین نام است طبق آثار کشف شده در منطقه باستانی هلیله و ریشهر نام این سرزمین ژرمانسیکا بوده‌است. همچنین در آثار باستانی شوش از این بندر نام برده شده‌است. در زمان اسکندر نام آن به موزامبری تغییر یافت.
نام دیگر اباشهر در زمان اردشیر بابکان به معنی شهر بابک و بعد از آن بوشهر به معنای شهر پایین بدلیل اختلاف سطحی که با ریشهر داشته‌است.

پیشینه
بنای بوشهر را به اردشیر ساسانی نسبت داده‌اند. در کارنامه اردشیر بابکان به وجود بندری به نام بُخت اردشیر اشاره شده که در کنار مدارک دیگر نشان دهنده اهمیت خلیج فارس برای شاهان آغازین ساسانی است. اهمیت این بندر چنان بود که بُخت اردشیر با جاده ای به کازرون و شیراز وصل می شد و از آن کالاهای صادراتی به مناطق دیگر حمل می شدند. ولی بوشهر کنونی که تاریخچه ۳۰۰ ساله دارد را «ابومهیری» پسر شیخ ناصرخان آل مذکور (ناخدا باشی کشتی‌های نادرشاه و بنیان گذار خاندان آل مذکور) در سال هزاروصدوپنجاه قمری (۱۱۱۴ش/ ۱۷۳۵م) پایه‌گذاری کرد، علت تاسیس این شهر به دلیل این بود که نادر شاه می‌خواست بندری در جنوب بسازد و همچنین نیروی دریایی را تاسیس کند.
این بندر چنان پر رونق شد که به عنوان رقیب بزرگی برای بندر بصره به حساب می‌آمد. این شکوفایی تجاری تا آنجا پیشرفت که «حاج محمد شفیع» اجازه چاپ و نشر اسکناس رایج بوشهر را به دست آورد و این امتیاز تا برقراری بانک شاهی، در بوشهر باقی بود. بندر بوشهر از اولین مراکزی بود که دارای صنعت چاپ سنگی شد و همچنین بعدها در صنعت یخ سازی و برق پیشرو بود، مردم این شهر از اولین مردمان ایران بودند که با نشریات و مجلات آشنا شدند از اولین نشریات بوشهر می‌توان به روزنامه‌های مظفری. خلیج ایران و ندای جنوب اشاره کرد، همچنین به دلیل رونق و موقعیت خاص اولین نمایندگی‌های شرکتهای تجاری و کنسولگری دولت‌های خارجی از جمله بریتانیا، آلمان و روسیه و امپراطوری عثمانی در این شهر دایر شد ولی این رونق با توسعه راه آهن به خرمشهر منتقل شد.
جبههٔ ساحلی بافت قدیم بوشهر در سال ۱۳۷۸ تحت شمارهٔ ۲۳۶۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

روز ملی بوشهر
هم اکنون ۱۸ اسفند ماه سالروز تاسیس مدرسه سعادت[۱۴] روز بوشهر نام گرفته شده است. هم اکنون در مورد روز بوشهر نظراتی بر طبق این که ۱۲ شهریور ماه، سالروز شهادت رئیس علی دلواری روز بوشهر باشد بیان شده است.

جغرافیا
بندر بوشهر در بخش مرکزی استان بوشهر، در ارتفاع ۱۸ متری از سطح دریا و در منطقهٔ ساحلی خلیج فارس واقع شده و آب و هوای نیمه بیابانی گرم دارد. این شهر از سمت شمال، غرب و جنوب به خلیج فارس محدود شده‌است.

شهرهای خواهرخوانده
بندر بوشهر با دو شهر جهان خواهرخوانده است:

ترکیه
مرسین
 
هند
حیدرآباد

 

 

شهر کرد

شَهرکُرد یکی از شهرهای مرکزی ایران و مرکز شهرستان شهرکرد و استان چهارمحال و بختیاری است شهرکرد در ۹۷ کیلومتری جنوب غرب اصفهان قرار دارد. نام پیشین آن «دِهْکُرد» بوده‌است که پس از تبدیل به شهر (در شهریور ۱۳۱۴ خورشیدی)، به شهرکرد تغییر نام داده شده‌است. براساس آمار سال ۱۳۹۰ خورشیدی، جمعیت شهرکرد برابر با ۱۵۹،۷۷۵ نفر است. زبان مردم شهرکرد فارسی است که با لهجه شهرکردی تکلم می‌شود.
شهرکرد مرتفع ترین مرکزٍ استان در ایران است و به همین دلیل به بام ایران شهرت دارد، ولی در کل، شهرکرد جزو ۲۰ شهر مرتفع ایران است که با حداکثر ارتفاع ۲٬۳۱۰ متر از سطح دریا، ۳۰۰ متر پایین‌تر از مرتفع ترین شهر ایران، فریدونشهر (۲٬۶۰۰ متر) قرار دارد.

پیشینه
بر اساس یافته‌های باستان‌شناسی، پیدا شدن سکه‌های مربوط به دوران اشکانی و ساسانی، و به خصوص توجّه به استقرار تپه‌های باستانی مربوط به هزاره‌های پیش از میلاد مسیح (ع)، قدمتی در حد هزاره‌های مذکور برای استقرار بشر و آغاز تمدن در محدوده دشت شهرکرد می‌توان منظور نمود. هیئت‌های باستان‌شناسی درتپه باستانی گورگای (یا گورکای) در ۴ کیلومتری شهرکرد و در شمال شرقی کیان نشانه‌هایی مبنی بر قدمت حداقل هفت هزار ساله را یافته‌اند. اما با این همه به نظر می‌رسد این سکونت به شکل تنها یک روستا یا یک شهر متمرکز نبوده است. شهرکرد در قدیم بیشتر کاربرد نظامی داشته است و دژی بوده است مستحکم که شاپور دوم در نامه‌های خود آن را دژگرد خوانده است. برخی معتقدند دهکرد معرب شده همین دژگرد است. نام دهکرد (نام قدیم شهرکرد) از دوره زندیه به این سو در منابع دیده می‌شود.
در متون تاریخی از مکانی به نام چالشتر در ناحیه شهرکرد به عنوان مرکز حکومتی نام برده شده است که خرابه‌های دیوار قلعه آن امروز هم به جای مانده است. چالشتر که اکنون ناحیه‌ای از شهرکرد به حساب می‌آید در سالیان دور و از دوران صفویه تا اواسط دوران حکومت قاجاریه و قدرت گیری خوانین بختیاری مرکز حکمرانی چهار محال بوده است.

وجه تسمیه
شهرکرد در قدیم دهکرد نامیده می‌شد و در شهریور ۱۳۱۴ خورشیدی از دهکرد به شهرکرد تغییر نام یافت. واژه «دهکرد» از دو بخش «ده» + «کرد» تشکیل شده‌است.
در کتابی به‌نام «ایران باستان» از ژوزف ویسهوفر محقق و شرق‌شناس آلمانی آمده‌است که شاپور دوم در نامه‌نگاری‌های خود نام شهریار دژگـُرد را که دژی مستحکم در منطقه کوهستانی زاگرس بوده، آورده‌است ودژ در پارسی به معنای قلعه وگُرد به معنای پهلوان است که با احتساب تسلط زبان عربی در دوران حکومت اعراب به‌راحتی می‌توان دریافت که «دژگُرد» با عوض شدن حروف «ژ» و «گ» که در الفبای عربی وجود نداشته، به «دهکُرد» تغییر کرده‌است. در منطقهٔ اصفهان، چهارمحال و بختیاری، لرستان و خوزستان وجود مکان‌های نظامی، کاملاً قابل تشخیص است. همانند «چَمگُرد» (چَمگُردان امروزی)، «دژگُرد» (شهرکرد امروزی)، «چِلگُرد» (چِلگِردامروزی) «بروگُرد»(بروجرد امروزی،«دژپل» قدیم (دزفول امروزی) و«دهدژ» قدیم و (دهدزامروزی).
بعضی معتقدند واژه «کرد» در حقیقت به معنی گله داری است چون شغل ساکنان اولیه این منطقه (دوران اتابکان فارس) به علت داشتن مراتع خوب و سرسبز، غالباً گله داری بوده‌است.
البته به‌گفته برخی از اهالی این شهر، با توجه به اینکه در شهرکرد چه در قدیم و چه در حال کردین (نوعی بالاپوش نمدی که چوپانان دهکرد به تن می‌کنند) تولید می‌شود، ابتدا به این مکان دهکردین و بعدها به خاطر راحتی کار، به آن دهکرد گفته شد.

موقعیت جغرافیایی
شهرکرد بین ۵۰ درجه و ۴۹ دقیقه و ۲۲ ثانیه تا ۵۰ درجه و ۵۳ دقیقه و ۴۴ ثانیه طول و ۳۲ درجه و ۱۸ دقیقه و ۲۲ ثانیه تا ۲۳ درجه و ۲۱ دقیقه و ۵۰ ثانیه عرض جغرافیایی و در ۹۷ کیلومتری جنوب غرب اصفهان قرار گرفته‌است. به لحاظ توپوگرافی در بخش شمالی رشته کوه زاگرس قرار گرفته‌است. این شهر با ارتفاع بین 2050 تا 2310 متر از سطح دریا، مرتفع‌ترین مرکز استان ایران است و به همین خاطر به «بام ایران» معروف است.

آب و هوا
شهرکرد دارای اقلیم نیمه مرطوب معتدل با تابستان‌های معتدل و زمستان‌های بسیار سرد است. میانگین سالانه دمای هوادر شهرکرد ۱۱/۵ درجه سانتیگراد می‌باشد. در طول ۳۰ سال گذشته حداقل مطلق دما و حداکثر مطلق دمای ثبت شده در شهرکرد به ترتیب ۳۲ درجه سانتیگراد زیر صفر و ۴۲ درجه سانتیگراد بوده‌است. سردترین و گرم‌ترین ماه‌های شهرکرد به ترتیب دی و مرداد می‌باشد. اگرچه در زمستان میزان رطوبت متوسط تا بالا است، میزان بارش در فصولی که کشت صورت می‌گیرد به جز ماه‌های اردیبهشت و فروردین تقریباً به صفر نزدیک است. سردترین ماه و گرمترین آن به ترتیب دی و مرداد می‌باشد.

زبان و مردم
زبان مردم شهرکرد فارسی است که با لهجه شهرکردی تکلم می‌شود. باید دانست اگرچه شهرکرد در ردیف شهرهای بزرگ قرار نمی‌گیرد اما به دلیل مرکز استان بودن، مردم مهاجر زیادی را از دیگر شهرها و مناطق استان و استان های همجوار به خود جلب کرده است. در شهر می‌توان بسیاری از کسانی را یافت که که هر کدام با گویش‌ها و لهجه‌های خود صحبت می‌کنند و این ویژگی شهرهای مهاجرپذیر است.
در هر حال مردم شهرکرد بر خلاف تصور عام کردی تکلم نمی‌کنند و مانند دیگر ساکنین منطقه چهار محال (از استان چهار محال و بختیاری)مانند شهرهای فرخ‌شهر و بروجن به فارسی تکلم می‌کنند. به گویش فارسی.مردمان منطقه بختیاری به گویش لری بختیاری تکلم می‌کنند و هرچه به سمت خوزستان می‌رویم جمعیت لرهای بختیاری بیش تر می‌شود.

 

 

بیرجند

بیرجَند مرکز استان خراسان جنوبی و مرکز شهرستان بیرجند در شرق ایران است. این شهر در سال ۱۳۹۰، تعداد ۱۷۸٫۰۲۰ نفر جمعیت داشته و چهل و نهمین شهر ایران بوده‌است.
بیرجند نخستین شهر در ایران است که دارای سازمان آبرسانی بوده و بنگاه آبلوله بیرجند به عنوان اولین سازمان آبرسانی ایران شناخته می‌شود. این شهر همچنین دومین شهر در ایران است که در سال ۱۳۰۲ و پیش از تهران از لوله‌کشی آب شهری برخوردار گردید. باغ اکبریه یکی از بناهای تاریخی شهر در نشست سی و پنجم یونسکو در سال ۲۰۱۱ میلادی به عنوان میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.
مدرسه شوکتیه در این شهر، سومین مدرسهٔ آموزش به سبک نوین -بعد از دارالفنون تهران و رشدیه تبریز- است. به علت موقعیت سیاسی و استراتژیک بیرجند، سومین فرودگاه کشور در سال ۱۳۱۲ پس از قلعه‌مرغی و بوشهر در این شهر ساخته شد و تا پیش از جنگ جهانی دوم، کنسولگری‌های انگلستان و روسیه در بیرجند مشغول فعالیت بوده‌اند.

نام
نام اصلی این شهر، بیرجند است که به صورت‌های برجند، برجن، برکن و بیرگند نیز در نوشته آمده‌است.
آقای رجبعلی لباف خانیکی در مقاله خود تحت عنوان "تأملی در نام بیرجند"، بیرجند را مرکب از دو جزء "بیر" و "جند" می‌داند. "بیر" در پارسی باستان به معانی رعد و برق، صاعقه و طوفان و "جند" که معرّب "کند" است به زبان فرارودی به معنی مکان و شهر آمده‌است. با توجه به نامهای مناطق و شهرها در خراسان بزرگ، مانند تاشکند، خجند، سمرقند و... ، این وجه تسمیه درست تر به نظر می‌رسد.


پیشینه
پیش از اسلام
علاوه بر نام بیرجند که ساختار آن برگرفته از زبان پهلوی بوده و به دوران پیش از اسلام باز می‌گردد، بنا به روایتی، بیرجند، احتمالاً در اواخر حکومت ساسانیان و توسط زرتشتیان یزدی و کرمانی به عنوان منزلگاهی در حاشیه کویر و در مسیر عبور از کویر به سمت شمال خراسان بزرگ و ماوراءالنهر بنا شده‌است.
اشعار حکیم نزاری، وجود محله‌ای به نام گبرآباد در بافت قدیمی شهر، کاوشهای به عمل آمده از قلاع دختر در "بند دره" و "قلعه دره"، و نیز کتیبه به‌دست آمده از کال جنگال در روستای رچ از توابع خوسف، "تخته سنگ لاخ مزار" واقع در روستای کوچ، سنگ نگاره و کتیبه‌های پهلوی اشکانی در دره "استاد تنگل"، حکایت از قدمت چند هزار ساله بیرجند دارد.
همچنین علاوه بر وجود گورستانهای زرتشتی‌ها در اغلب روستاها و نیز وجود آتشکدههای سفلی و علیا که دال بر قدمت تاریخی این منطقه‌است، نام برخی از روستاهای اطراف شهر بیرجند دارای ریشه پهلوی و اساطیری هستند، مانند: گیو، سهراب، ماژان، سلم آباد، درخش، خراشاد، رودک، دستجرد، چاج، چهکند، جمشیدآباد و...

پس از اسلام
احتمالا یاقوت حموی اولین جغرافیدانی است که از «پیرجند» به عنوان یکی از شهرهای منطقه قهستان یاد کرده‌است. حمدالله مستوفی «بیرجند» را از شانزده ولایت قهستان و مرکز ولایتی با توابعی چند دانسته که در آن مقدار فراوانی زعفران, انگور، میوه و اندکی غله به دست می‌آمده‌است.
زین العابدین شیروانی، بیرجند را قصبه‌ای شهر مانند از توابع خراسان و دارالملک قهستان معرفی کرده و افزوده‌است که قریب به چهار هزار خانه دارد. آب بیرجند از کاریز تأمین می‌شود و مردمش همگی شیعه اند. اعتمادالسلطنه نیز آن را از قرای قهستان دانسته‌است. برخی بیرجند را به علت کوچکی آن «برکند» ثبت کرده‌اند بر به معنای «نصف» و کند به معنای «شهر» در مجموع به مفهوم قصبه.
بیرجند در قدیم چند بار به علت زلزله ویران شده‌است. در فرهنگ عامه بیرجند، داستانهای بسیاری درباره ویرانی بیرجند در یک زلزله عظیم و سکونت دسته‌ای از کولیهای چادرنشین در آن، نقل شده‌است. این شهر از عهد صفویه که خانواده امیریه در آنجا امارت یافتند رو به اعتبار گذاشته‌است.

صفویه
در اواخر دوره صفوی و پس از قتل نادر شاه با استقرار خاندان خزیمه، بیرجند مرکز قهستان شد. با زوال دولت صفوی و رسوخ کشورهای اروپای غربی به هند و آسیای شرقی از راههای دریایی و زمینی، بیرجند که در مسیر عمده‌ترین راه زمینی این ارتباط قرار داشت محل عبور اغلب سیاحان، جهانگردان یا مأمورانی شد که در نوشته‌های خود اطلاعات فراوانی درباره شهر و منطقه به جا گذاشته‌اند.

قاجاریه
در سال ۱۲۵۴ خورشیدی، مک گرگور درباره شهر بیرجند مطالبی نوشته و شمار خانه‌های شهر را سه هزار باب ذکر کرده‌است. در سال ۱۲۷۳ خورشیدی، ادوارد ییت گزارشی درباره تجارت بیرجند از طریق بندرعباس و نیز جمعیت ۰۰۰ ۲۵ نفری آن داده‌است.
سرپرسی سایکس در سفر خود به منطقه، از کوههای معین آباد (ظاهراً همان میناباد)، امیران ناحیه قائنات، محصولات زراعی بویژه زعفران و زرشک و ابریشم، قالی بافی ساکنان منطقه و مذهب آنها و نیز شهر بیرجند - که آن را متفاوت با سایر شهرهای ایران دانسته - مطالبی آورده‌است.
لمتون نیز در سالهای قبل از ۱۳۲۹ خورشیدی به وضع مالکیت اراضی و قناتهای قائنات و نیز نظامهای آبیاری در آبادیهای پیرامون بیرجند اشاره کرده‌است.
در دوره قاجاریه به سبب کمبود آب، شهر بیرجند به کندی توسعه می‌یافت ولی همچنان مرکز ناحیه بود.

کنسولگری‌ها
در آغاز سدهٔ نوزدهم و پس از جنگ ایران در هرات، و نقش پشتیبانی که بیرجند در این جنگ داشت، انگلستان جهت حفظ منافع و مستعمرات خود در شبه قاره هند و توسعه نفوذ خود در افغانستان، در سال ۱۸۹۴ میلادی (۱۲۷۳ خورشیدی)، اقدام به تاسیس کنسولگری در بیرجند نمود. به تبع ایجاد این کنسولگری، دولت روسیه تزاری نیز کنسولگری خود را در بیرجند تاسیس نمود.
به تدریج با شروع جنگ جهانی اول و دوم و نیز وقوع انقلاب روسیه، رقابت سیاسی بین انگلستان و روسیه در ایران کاهش یافته و در نتیجه کنسوگری‌های دو کشور تعطیل گشتند.

آموزش و فرهنگ
مراکز علمی و فرهنگی جدید از مدارس علمیه نشأت گرفته‌اند و در این میان اهمیت مدرسه معصومیه که سابقهٔ بیش از هزار سال دارد و محل تحصیل اغلب مشاهیر بیرجند بوده قابل ذکر است. هم اکنون در شهرستان بیرجند پنج مدرسه علمیه با ظرفیت ۲۰۰ نفر طلبه و بیش از ۷۰۰ مرکز آموزشی وابسته به آموزش و پرورش به فعالیت مشغولند.
مدارس جدید در شهرستان بیرجند زودتر از سایر نقاط کشور تأسیس شد. مدرسه شوکتیه در سال ۱۲۸۴ خورشیدی پس از تأسیس دارالفنون تهران و رشدیه تبریز، به همت امیر شوکت‌الملک علم، حکمران وقت در بیرجند تأسیس شد و به دنبال آن، دبیرستان شوکتیه و مدارس خضری دشت بیاض, نهبندان، سربیشه، خوسف و دبستان دخترانه شوکتی افتتاح گردید. آموزش و پرورش بیرجند هم اینک با بیش از ۹۰ سال عمر با برکت بیش از یکصدهزار نفر دانش آموز را تحت تعلیم و تربیت دارد. وجود ۴ اداره مستقل آموزش و پرورش در شهرستان بیرجند با بیش از ۷۰۰۰ نفر پرسنل، مرکز آموزش عالی فرهنگیان، مراکز تعلیم و تربیت، پژوهشکده معلم و... آموزش و پرورش این شهرستان را به قویترین آموزش و پرورش استان خراسان (پس از مشهد) تبدیل کرده بود.

آموزش عالی
بیرجند به عنوان قطب دانشگاهی شرق کشور از امکانات آموزش عالی خوبی برخوردار است. در ۱۳۵۴ شمسی، در مجموعه موقوفات علم، موسسه آموزش عالی بیرجند تأسیس شد و در ۱۳۵۶ شمسی با پذیرش ۱۲۰ دانشجو در رشته‌های ریاضی، فیزیک و شیمی، کار خود را آغاز کرد و اکنون به نام رسمی دانشگاه بیرجند شناخته می‌شود.

 

 

 

بجنورد


بُجنورد مرکز استان خراسان شمالی در شمال شرق ایران و در کوهپایه‌های رشته‌کوه آلاداغ بنا شده است.این شهر ازجمله شهرهای بزرگ خراسان٬ جمعیت این شهر در سال ۱۳۹۰ خورشیدی بالغ بر ۱۹۹،۷۹۱ نفر بوده و از این‌جهت، چهل و چهارمین شهر کشور به‌شمار می‌آید. بجنورد با شهرهای شیروان٬ اسفراین٬ آشخانه همسایه است. نام این شهر در لهجه شمال خراسان «بُژنُرد» تلفظ میشود.

وجه تسمیه
در منابع قدیمی و فرهنگ‌های لغت نام این شهر، «بیژن‌گِرد» یا بیژن یورد آورده شده‌است.و بیژن‌گرد (بجنورد) به معنی «ساختهٔ بیژن» و «آبادشده به دست بیژن» است. در دوران باستان پسوند "گرد" در نام بسیاری از شهرهای ایران بکار می‌رفته و از جمله این کاربردها را در نام شهرهایی چون بجنورد (بیژن‌گرد)، بروجرد (بروگرد)، دستجرد (دستگرد)، سوسنگرد، دارابگرد، ملازگرد (در خاور ترکیه امروزی) و... می‌توان دید. پسوند "گرد" بگونه‌ی "کرت" از زبان فارسی کهن به زبان ارمنی نیز وارد شده و در نام بسیاری از شهرهای ارمنستان می‌توان آن را یافت (برای نمونه استپاناکرت).
شهر بیژن‌گرد نیز بر اساس حکایت بیژن و منیژه، در شاهنامهٔ فردوسی، مکانی بوده که منیزه، بیژن را از چاه نجات داده و شهری در آن مکان بنا کرده‌است. از نامهای دیگر بجنورد که آثار بازمانده آن نیز وجود دارد کهنه کند و نیز چرمغان می توان اشاره کرد که به محوطه ای تاریخی در جنوب شهر بجنورد و در مجاورت معصوم‌زاده اطلاق می گردد.

پیشینه
شهر کنونی بجنورد در حدود سال ۱۱۰۰ق/۱۶۸۹م به وسیله تولی‌خان دوم، یکی از امیران ایل شادلو بنا شد و پس از آن‌که در فتنه حسن‌خان سالار (۱۲۶۳ق/۱۸۴۷م) به شدت آسیب دید، بار دیگر به دست فرزندان تولی‌خان مرمت شد.
پیش از شهر کنونی و حتی پیش از ظهور و سقوط بجنورد، مرکز ناحیه جایی می‌بوده‌است به نام جرمگان که در جریان حمله مغول ویران گردید. تپه باستانی‌ِ چرمغان در کناره شهر کنونی بجنورد، بازمانده ویرانه‌های آن شهر است.روستاي چرمغان = چاه آر مغ آن يعني چاهي كه رود نوراني را پديد مي آورد.
ظاهراً جرمگان، شهرکی کوچک، پررونق و آباد بوده و بجنورد کنونی در جوار آن به‌وجود آمده‌است. امروزه حدود و گسترهٔ این شهرک در حاشیهٔ شهر بجنورد، نشانگر پیشینهٔ کهن و رونق آن در سده‌های آغازین اسلامی است.
به استناد متون تاریخی در سده‌های پنجم تا هشتم هجری، بخش وسیعی از ناحیهٔ بجنورد، مسکونی و آباد بوده‌است. در آغاز دوران مغول و تیموری، منطقهٔ بجنورد نیز مورد آسیب‌ها و خسارات فراوانی واقع شد. نتایج بررسی و پهنه‌بندی محوطه‌های باستانی نشان داده‌است، نقاط باستانی شناسایی شده، متعلق به دوران میان‌سنگی هزارهٔ چهارم تا هزارهٔ اول پیش از میلاد، نقش مهمی را در شکل‌گیری زیست‌گاه‌های اولیه در حاشیهٔ رودخانه اترک ایفا نموده‌اند. این منطقه، در دوران ماد و هخامنشی، بخشی از ساتراپی پارت قلمداد می‌شده و از دورهٔ اشکانی، در این ناحیه ۸ زیستگاه، در بخش راز و جرگلان، ۳ مورد در بخش مرکزی و نیز ۵ زیستگاه در شهرستان مانه و سملقان شناسایی شده‌اند. وجود بنای سنگی موسوم به اتش کده اسپاخو، از آثار تاریخی دورهٔ ساسانی نیز، نقش و اهمیت خراسان شمالی را در این دوران روشن می‌نماید. علاوه بر آن، منطقهٔ بجنورد در صدر اسلام، در ارتباط فرهنگی - اجتماعی جدی با دیگر نقاط ایران قرار داشته و از آن نواحی تأثیر گرفته‌است. در آن دوران قسمت‌های عمده‌ای از منطقهٔ آباد و مسکونی بوده‌است. مؤلف تاریخ سیستان، ناحیهٔ امروزی بجنورد را به عنوان بخشی از سرزمین نساء معرفی نموده‌است و در سال‌های آغازین قرن دوم هجری، این منطقه جزئی از قلمرو بزرگ حکومت طاهریان به‌شمار می‌آمده‌است.
ابن‌ابواصیبه نیز در ذکر مناطق بجنورد آورده‌است که: «ابن سینا، دربار علی‌ابن‌مأمون را در خوارزم ترک گفت و به طوس، شوقان، طبر و سملقان و جاجرم و بالاخره به جرجان رفت». مؤلف نامعلوم حدودالعالم، از نخستین کسانی‌است که از چرمغان نام می‌برد و مقدس نیز آن را جزئی از ناحیهٔ نساء برشمرده‌است.
بي يو وّنجهان ورد همان وردي (شهري) كه بي يو ونجهان به دستور هورمزد براي مردمش درست كرده و اين در اصل ريشيه كلمه بجنورده بي يو ونجهان ورد = بوجن يورد = بيژن يورد = بجنورد

موقعیت
بجنورد از شمال با ترکمنستان و از شمال شرقی تاجنوب شرقی با شهرهای شیروان ، اسفراین و از جنوب غربی تا شمال غربی با جاجرم٬ آشخانه و راز همسایه است.
   
جغرافیای طبیعی
شهر بجنورد مرکز استان خراسان شمالی با ۳۶ کیلومتر مربع مساحت٬ در شمال شرق ایران در طول جغرافیایی ۵۷ درجه و ۲۰ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۷ درجه و ۲۸ دقیقه در جنوب رشته‌کوه کپه‌داغ و شرق رشته‌کوه آلاداغ و شمال رشته‌کوه البرز واقع شده است. ارتفاع بجنورد از سطح دریا ۱۰۷۰ متر و فاصله آن تا تهران ۸۲۱ کیلومتر می‌باشد.

 

 

اهواز

اهواز مرکز استان خوزستان یکی از کلان شهرهای ایران است. این شهر که در بخش مرکزی شهرستان اهواز قرار دارد، در موقعیت جغرافیایی ۳۱ درجه و ۲۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۴۰ دقیقه طول شرقی، در بخش جلگه‌ای خوزستان و با ارتفاع ۱۸ متر از سطح دریا واقع شده‌است.
بر پایه آخرین آمار رسمی، ۳۲٪ مردم استان خوزستان در کلان‌شهر اهواز زندگی می‌کنند. از این جمعیت ۳۵٪ در حاشیه شهر مستقر می‌باشند و از این رو پس از کلانشهر مشهد، اهواز جایگاه دوم حاشیه‌نشینی را داراست. ۵۱٪ نفت شرکت ملی مناطق نفت‌خیز جنوب کشور ایران، در اهواز تولید می‌شود و برخی از بزرگترین کارخانه‌های مادر کشور در این شهر جای دارند.
شهر اهواز با ۲۰٫۰۰۰ هکتار مساحت، چهارمین شهر وسیع ایران پس از تهران، مشهد و تبریز می‌باشد. جمعیت آن نیز در سرشماری سال ۱۳۸۵ ۱٬۰۵۹٬۴۶۱ نفر بوده که اهواز را در جایگاه هفتمین شهر پرجمعیت ایران قرار می‌دهد.
کارون پرآب‌ترین رود ایران با سرچشمه گرفتن از کوههای بختیاری، با ورود به اهواز، شهر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم نموده و جلوه زیبایی به شهر داده‌است.
وجود کارخانجات بزرگ صنعتی، تاسیسات اداری و صنعتی شرکت مناطق نفتخیز جنوب و شرکت ملی حفاری ایران، اهواز را به یکی از مهم‌ترین مراکز صنعتی ایران تبدیل کرده و همین امر سبب شده که مهاجران بسیاری روی به اهواز کنند.
شهرهای اطراف اهواز عبارتند از: شهرهای تاریخی مسجدسلیمان، دزفول، اندیمشک و شوشتر و شوش در سمت شمال، رامهرمز، هفتکل، ایذه، باغ ملک در شرق، بهبهان، ماهشهر، شادگان و خرمشهر در جنوب و سوسنگرد، هویزه و بستان در سمت غرب.
اهواز از سال ۱۳۵۵ خورشیدی از نظر جمعیت شهر اول خوزستان بوده‌است و پیش از آن آبادان این رتبه را در خوزستان در اختیار داشت.
اهواز کنونی، محور ترانزیتی بسیار مهمی است، که بوسیله راه‌های زمینی و ریلی و هوایی سایر نقاط کشور را به بنادر مهم آبادان، خرمشهر، بندر امام خمینی و ماهشهر پیوند می‌دهد. همچنین با وجود پایانه و بازارچه‌های مرزی شلمچه و چزابه در نزدیکی اهواز، این شهر به طور مستقیم متاثر از ترافیک کالا و مسافر و مسافران سیاحتی و زیارتی ایرانی و عراقی می‌باشد.

تاریخچه نام اهواز
کلیفورد باسورث در دانشنامه ایرانیکا و لاکهارت در دانشنامه اسلام، هاینزهایم و مایکل بونر، علی کرم محمدی در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و دانشنامه بریتانیکا، ولادیمیر مینورسکی و سوات سوجک عبدلمجید ارفعی ریشه نام اهواز را برگرفته از قوم خوزی (یا هوزی) می دانند که ساکنان بومی استان خوزستان بوده‌اند و زبان آنها تا زمان ساسانیان و حتی تا چند قرن بعد از اسلام زبان رایج در خوزستان بوده‌است و احتمالاً بازماندگان ایلامی‌ها بوده‌اند. یونایان به این قوم Ouxioi می‌گفتند و نام این شهر در نوشته‌های مسیحیان سریانی بث هوزایی در تلمود بی خوزایی ثبت شده‌است.
تلاش‌هایی برای مطابقت دادن اهواز با شهر اگینیس که استرابون از آن نام برده انجام شده‌است، لیکن محتمل تر آن است که اهواز در محل شهر قدیم تاریانا هخامنشی که نئارخوس، سردار اسکندر، در مسافرت خود به خلیج فارس در کنار آن لنگر انداخت قرار گرفته باشد.
کلیفورد ادموند باسورث می‌گوید که در جستجوی ریشه نام اهواز، جغرافی دانان عربی-[اسلامی] دچار سردرگمی بوده‌اند. اردشیر یکم، بنیان گذار سلسله ساسانی نام شهر را به هرمز اردشیر تغییر داده‌است. بنابر گفته مقدسی فرزند اردشیر (شاپور یکم) بود که شهر را در دو سوی رودخانه از نو بنیان نهاد و یکی را بنام خدا و دیگری را تحت نام خود نامگذاری کرد. این دو نام بعدها با یکدیگر مخلوط و بصورت هرمز-اردشیر و یا بصورت خلاصه شده داراواشیر درآمد. این شهر در همه جا مرکز تجاری خوزستان، هوجستان واجار (بازار خوزستان) نامیده می‌شد و شهر سوی دیگر رودخانه بعنوان مرکز فرماندار و نجبا، هرمشیر خوانده می‌شد. شهر دوم در حمله عرب‌ها در قرن اول هجری(هفتم میلادی) از بین رفت. اما نام شهر دیگر را عرب‌ها «سوق الاهواز» ترجمه کردند و در این ترجمه اهواز جمع هوزی یا خوزی، نام قبیله بومی استان خوزستان بوده‌است.
این شهر علاوه بر نام‌های ذکر شده به نامهای «رام شهر» و «شهررام» نامیده می‌شد. در دوره قاجار و از زمان ناصرالدین شاه اهواز را ناصری و ناصریه نامیدند ولی از شهریور ۱۳۱۴ هجری شمسی با تصویب هیأت وزیران اهواز نامیده شد.

پیش از اسلام
اهواز در روزگار ساسانیان از شهرهای عمده خوزستان به شمار می‌رفت و از مراکز عمده صنایع نساجی خوزستان بود و یکی از کانونهای مسیحیت در ایران، و از اسقف نشینهای خوزستان محسوب می‌شد. علاوه بر این، این شهر از مراکز عمده بازرگانی بوده، و نیز به واسطة واقع شدن در کنار رود کارون - که قابلیت کشتیرانی داشته - محل مناسبی برای تجمع مال‌التجاره و دادوستد به شمار می‌رفته‌است.

دوران اسلامی و معاصر
اعراب پس از پیروزی در جنگ نهاوند پادگان‌هایی در شهرهای فتح شده، از جمله در اهواز ساختند. شهرهای خوزستان از جمله اهواز از نخستین پناهگاه‌های خوارج در ایران بود. در ایام خلافت علی برخی از موالی اهواز که از میزان خراج درخواستی والی آن ناخرسند بودند، به شورش خوارج پیوستند. در زمان خلافت یزید بن معاویه شهرهای خوزستان از جمله اهواز دستخوش جنگ و گریزهای خوارج با سپاهیان اموی گشت.
شهر اهواز در سده‌های نخستین اسلامی به واسطه سدی که بر کارون بسته شده بود، از بزرگ‌ترین و آبادترین شهرهای خوزستان به شمار می‌آمد. این شهر تا ۲۵۶ق/۸۷۰م شهری پررونق و آباد بود، اما در این سال اهواز به تصرف سپاهیان صاحب‌الزنج درآمد. اهواز پس از پایان فتنه زنگیان رونق و آبادانی گذشته خود را از دست داد، اما در زمان عضدالدوله دیلمی بار دیگر اهمیت پیشین خود را به عنوان مرکزی تجاری به دست آورد. همچنین بنا به گفته مقدسی، عضدالدوله پل هندوان را که دو بخش اهواز را به هم متصل می‌کرد و همچنین مسجد زیبایی را که در کنار آن بوده، بازسازی و مرمت نمود. شهر اهواز از پایگاه‌های عمده مذهب تشیع در ایران به شمار می‌آمد و به گفته مقدسی نیمی از مردم آنجا شیعه بودند و پیوسته میان شیعیان (مروشیان) و سنیان (فضلیان) درگیری و کشاکش وجود داشت.

 

 

 

زنجان

زَنجانْ مرکز استان و شهرستان زنجان در شمال‌غرب ایران و از بزرگترین شهرهای آذربایجانی‌نشین ایران است. و براساس آمارنامه‌های منتشر شده استانداری زنجان دارای ۳۸۶٬۸۵۱ نفر جمعیت در سال ۱۳۹۰ خورشیدی، بیستمین شهر کشور از لحاظ جمعیت محسوب می‌شود.
نام زنجان عربی‌شده واژه زنگان است. مردم منطقه هنوز هم تلفظ زنگان را بکار می‌برند. شهر زنجان در دره زنجان‌چای (از شاخه‌های قزل‌اوزن قرار گرفته و سر راه شوسه و راه‌آهن تهران به تبریز می‌باشد. صنایع دستی از قبیل ورشوسازی و نقره‌سازی وملیله کاری وچاروق دوزی و چاقوسازی وفرش بافی (فرش زنجان) آن مشهور است.
زنجان از شمال به شهرستان طارم و خلخال و میانه و از مشرق به سلطانیه و طارم و از جنوب به خدابنده و ایجرود و از غرب به شهرستان ماه‌نشان محدود است و از سطح دریا ۱۶۶۳ متر ارتفاع دارد.
ارتفاع قله سپهسالار که در این استان قرار دارد به ۳۳۱۸ می‌رسد و بخش‌های آن عبارت‌اند از بخش مرکزی، بخش زنجانرود، بخش قره پشتلو که جمعاً ۳۲۸ پارچه آبادی دارد.
از جمله شرایطی که فلسفه وجودی شهر زنجان را در منطقه تبیین و توجیه می‌نماید، وجود راه ارتباطی فلات مرکزی ایران به منطقه آذربایجان در منطقه، حاکم بودن شرایط مناسب اوضاع توپوگرافی، وجود اراضی مسطح با شیب ۲٪ در منطقه کوهستانی و بالاخره لزوم مرکز مبادلاتی تولیدات کشاورزی و ارائه خدمات متقابل به روستاهای حوزه نفوذ به ویژه ایالات پنجگانه مستقر در منطقه بوده‌است می‌رساند که این پدیده در شکل گیری شهر و محله بندی آن عامل تعیین کننده می‌باشد.

پیشینه
در مورد وجه تسمیه شهر زنجان تاکنون نظرات گوناگونی ازسوی پژوهشگران و نویسندگان ارائه شده است. قدیمی‌ترین نامی که به این منطقه اطلاق شده است زندیگان به معنای اهل کتاب زند (معروف‌ترین کتاب آیین زردشتی ساسانی[نیازمند منبع]) و گان از پسوندی فارسی است که در دوره ساسانیان بر این منطقه گذاشته شده است. گفته می‌شود بنای شهر زنجان در زمان اردشیر بابکان ساخته شده و در آن زمان نام شهین یعنی منسوب به شاه به آن اطلاق می شده است. از اواخر دوره قاجاریه به علت استقرار ایل خمسه نام خمسه نیز بر آن نهاده شد.
حمدالله مستوفی، تاریخ‌نگار نامدار، بنیاد شهر زنجان را از اردشیر بابکان، سردودمان ساسانیان دانسته و نام نخستین این شهر را شهین ذکر کرده‌است. در لغتنامهٔ دهخدا هم در سرواژهٔ شهین چنین نوشته: «شهین نام شهر زنگان است و معرب آن زنجان باشد و گویند این شهر را اردشیر بابکان بنا کرده‌است.». شهری بود بزرگ در میان ری و آذربایگان، و وجه تسمیه آن، مخفف زندگان یعنی اهل کتاب زند است، و زندیگان زنگان شده و دال او محذوف گردیده.
شهر تاریخی زنجان به لحاظ وجود مقاومتهای مردمی و منطقه‌ای درمقابل سپاهیان اسلام از شهرهای دشوارگشا بوده‌است، درسال ۲۴ هجری قمری به دست براء بن عازب سردار تخریب شده، که این محل خاستگاه اولیه بوده و در شمال شرقی شهر فعلی قرار داشته‌است. آثار و بقایای نخستین استقرار شهر که دراصطلاح کهن‌دژ نامیده می‌شود تا سال ۱۳۰۰ خورشیدی پابرجا بوده و در جریان ساختمان (خیابان فرهنگ) تسطیح شده‌است. قبرستان شهر در حد جنوب شرقی محل استقرار و در داخل حد طبیعی سیلاب شرق شهر منطبق بر (خیابان امام) فعلی تا (فدائیان اسلام) بوده‌است.
در احیاء مجدد و گسترش آن، در اوایل دوران اسلامی، شهر اندکی به طرف غرب استقرار نخستین، در ساحل چپ سیلاب قدیمی که امروزه منطبق بر خیابان استانداری است کشیده شد، برجستگی کهن‌دژ این دوره در محله فعلی (نصرالله خان) بوده که در سال ۱۳۴۰ تسطیح و محل آن به دبیرستانهای دخترانه تبدیل شده‌است.
گسترش شهر در این دوره به طرف شرق محل مورد بحث که اراضی شهری قابل استفاده در شهرسازی بوده، امتداد یافت. حمدالله مستوفی درنزهة القلوب دور باروی شهر را ده هزار گام ذکر نموده که در حدود ۵/۴ کیلومتر است و از قلعه کنونی شهر اندکی بزرگ‌تر بوده به طوری که دامنه استقرار تا حد سیلاب شرقی کشیده شده‌است. قول حمدالله مستوفی با یافته‌های باستان‌شناسی مطابقت دارد چنان که در اراضی شرقی خارج از دیوار قلعه، آثار قرن شش هجری قمری در عمق ۲ متری ازکف معابر فعلی قرار گرفته و قابل رؤیت است.
کتاب صورالاقالیم از مزار اکابر و اولیای موجود در شهر، قبور شیخ اخی فرج زنگانی و استاد عبدالغفار سکاک و عیسی کاشانی را نام برده‌است.
شهر فعلی از دوران صفویه تکوین و توسعه پیدا کرده‌است، خاستگاه اولیهٔ شهر در این دوره از تجدیدبنا، به لحاظ استفاده ازامکانات و استعدادهای بالقوهٔ شهری و زیستی در حد نهایی اراضی شهری در جنوب، در ساحل راست رودخانهٔ زنجان‌رود قرار گرفته‌است. جهت توسعه و رشد شهری از نظر توپوگرافی و وجود اختلاف ارتفاع در ناحیهٔ جنوبی شهر و دارا بودن شیب نسبتاً تند تا کف رودخانهٔ زنجان‌رود که استقرارهای شهری را با مشکلات جدی مواجه می‌سازد، به طرف شمال امری اجباری و قطعی بوده‌است. به هر حال گسترش شهر هنوز محدود به مسیلهای شرقی و غربی بوده که محل استقرار شهر به صورت دلتا نسبت به زنجان‌رود است.
با تحلیل و توجیه عوامل و عناصر شهری از قبیل قبرستان‌های قدیمی و مناطقی تحت عنوان «کولوک» که تا امروز باقی‌مانده، شکل‌گیری و گسترش شهر را می‌توان پیگیری و تبیین نمود قدیمی‌ترین عنصر، متعلق به اواسط دوران صفویه‌است که به نام کاروانسرای سنگی واقع در قسمت شرقی کهن‌دژ در ورودی شهر به اسم دروازه همدان قراردارد. این کاروانسرا که هم اکنون قسمت اعظم آن از میان رفته و به اداره اوقاف تبدیل شده است، یادگاری از دوران شاه عباس دوم است. بدین ترتیب قبل از احداث مجموعهٔ بازار زنجان در دوران آقا محمد خان قاجار(۱۲۰۰ هجری قمری)، میدان‌های آهنگران و راسته دباغ‌ها با عنایت به نقش عملکردی شهر که در مقدمه بیان شد، از عناصر اصلی آن محسوب می‌شوند که این عناصر نسبت به شارستان مرکزیت دارد.
 
مشاهیر
•    مجید شهریاری (دانشمند هسته‌ای که در تاریخ ۸ آذر ۱۳۸۹ ترور شد)
•    امیراعلم غضنفریان (دانش‌آموخته دانشگاه استنفورد آمریکا)
•    اسدالله بیات زنجانی (مرجع تقلید شیعه و سیاست‌مدار ایرانی)
•    سید عزالدین حسینی زنجانی (امام جمعه و مرجع عظام فقید تقلید)
•    میرزا محمود حسینی زنجانی (امام جمعه و نماینده زنجان در مجلس موسسان)
•    سید محمد حسینی زنجانی (مرجع تقلید شیعه)
•    سید موسی شبیری زنجانی (مرجع تقلید شیعه)
•    محمداسماعیل صائنی زنجانی
•    حاج ملا آقاجان
•    میرزا ابوالقاسم زنجانی
•    سید محمد موسوی زنجانی (نماینده زنجان در مجلس موسسان)
•    حکیم هیدجی (فیلسوف و حکیم)
•    رضا روزبه (از روحانیان زنجان)
•    میرزا عبدالواسع مجتهد زنجانی
•    سید ابوالفضائل حسینی زنجانی
•    سید محمد مجتهد سردانی
•    یوسف ثبوتی
•    عبادالله محمودیان
•    صدرالدین احمد خالد زنجانی (وزیر ایلخانی و رایج کننده اسکناس در ایران زمین)
•    مسعود روغنی زنجانی(رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه)
•    فریدون اصفهانیان (رئیس کمیته داوران فدراسیون فوتبال ایران)
•    تاج‌ماه آفاق‌الدوله (اولین زن مترجم ایران)
•    حسین منزوی (غزل‌سرا)
•    جمشید انصاری (نماینده سابق مجلش شورای اسلامی)
•    داریوش کاردان (کارگردان، دوبلور)
•    رضا میرکریمی (کارگردان)
•    علی‌اکبر توفیقی (اولین شهردار زنجان)
•    جمال شورجه (نویسنده و کارگردان)
•    رفعت بیات (سیاست‌مدار)
•    سید رضا زنجانی (رهبر نهضت مقاومت ملی)
•    سعید محسن (یکی از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران)
•    سید سعید مهدیون (فرماندهی وقت ارتش و پدافند هوایی ایران)
•    حسینعلی بیات (آخرین نماینده زنجان در مجلس شورای ملی)
•    یحیی حساس یگانه
•    نرگس محمدی(روزنامه‌نگار)

کتابخانه‌ها
نخستین کتابخانهٔ زنجان به دستور سلطان محمد خدابنده در سلطانیه تأسیس شد. این کتابخانه حاوی نسخه‌های ارزشمندی به زبان عربی بود که در قطع بزرگ با حروف سیاه و طلایی نگارش یافته بودند. به احتمال زیاد عرفاً و فقهای نامدار زنجان در قرون بعدی، صاحب کتابخانه‌های نفیس شخصی بوده‌اند که اکنون نشانی از آن در دست نیست. امیر محسن زنجانی (فوت ۱۱۴۸ هـ. ق) صاحب کتابخانه معتبر و نفیسی بوده‌است که در حمله افغان‌ها به ایران دچار آتش‌سوزی و نابودی گردیده‌است.
کتابخانه شیخ فضل الله شیخ الاسلام زنجانی (قرن ۱۳ هـ. ق) حاوی نسخه‌هایی از قرن ۱۱ هـ. ق بوده و میرزا ابوعبدالله زنجانی (علامه زنجانی) کتابخانه‌ای شامل پنجاه هزار جلد کتب و رسائل فلسفی داشته{تعدادی از کتابها در کتابخانه شخصی فرزندانشان دکتر لطف اله ضیایی و دکتر محمد صادق ضیایی} که از جمله آثار موجود در آن سعدالسعود تألیف ابن طاووس (فوت ۶۶۴ هـ. ق) به خط خود مؤلف بوده‌است. در این کتابخانه هشت رساله نیز به خط بابا افضل کاشانی (قرن ۷ هـ. ق) موجود بوده‌است.
کتابخانه مسجد چهل‌ستون زنجان در سال ۱۲۸۴ هـ. ق به دست ملا علی زنجانی تأسیس شد که به نوعی نخستین کتابخانه عمومی شهر نیز به شمار می‌رود.
«کتابخانه سهروردی»، نخستین کتابخانه عمومی زنجان به سبک جدید، در سال ۱۳۴۱ هـ. ق (۱۳۰۱ خورشیدی) تأسیس شد که تا سال ۱۳۷۰ خورشیدی دارای مجموعه‌ای در حدود ۱۹۰۰۰ جلد کتاب بود. از کتابخانه‌های دیگر شهر می‌توان به کتابخانه مسجد سید اشاره کرد که توسط آیت‌الله سید عزالدین محمد حسینی زنجانی برای استفاده طلاب علوم دینی بنا شده و شامل تعدادی نسخ نفیس خطی است.

بزرگ‌ترین ساعت آفتابی ایران در دانشگاه زنجان
•    همچنین بزرگترین ساعت آفتابی ایران در این شهر و در میدان مرکزی دانشگاه زنجان واقع است.
مناطق حفاظت‌شده و پناهگاههای حیات وحش
•    مناطق حفاظت شده حیات وحش سهرین آهوی ایرانی
•    پناهگاه حیات وحش انگوران
•    مناطق حفاظت شده سرخ‌آباد طارم
چشمه‌های آب گرم طبیعی
چشمه آبگرم طبیعی وننق در ۳۰ کیلومتری شهر زنجان نرسیده به ارمغانخانه در روستای وننق

 

 

 

سمنان


سمنان یکی از شهرهای ایران، مرکز استان سمنان و شهرستان سمنان است. این شهر در جنوب رشته کوه البرز و شمال دشت کویر در راه تهران به خراسان قرار گرفته است. آب و هوای آن خشک و معتدل می‌باشد.
این شهر از سوی خاور با شهرهای دامغان شاهرود، از شمال به درجزین، مهدیشهر و شهمیرزاد و از باختر با سرخه همسایه است. در طول جغرافیایی ۵۳ درجه و ۲۳ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۳۴ دقیقه واقع شده و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۱۱۳۰ متر است. همچنین فاصله آن تا تهران ۲۱۶ کیلومتر است و به راه آهن سراسری تهران_مشهد، متصل می‌باشد و دارای دو فرودگاه (یکی تجاری و دیگری نظامی) می‌باشد. جمعیت شهرستان سمنان بر اساس نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰ خورشیدی، برابر بر ۱۸۲٬۲۶۰ نفر که با این آمار، نود و پنجمین شهرستان بزرگ ایران است. البته در حال حاضر سمنان با جدا شدن شهرستان سرخه، شهر سمنان با ۱۵۳۶۸۰ نفر بزرگ ترین شهر استان می‌باشد. نژاد مردم سمنان آریایی است و به زبان سمنانی سخن می‌گویند. همچنین «سمنان» از جدی ترین گزینه‌های انتقال پایتخت سیاسی کشور می‌باشد.

نام گذاری
بارتولد بر این باور بود که سمنان همان سرزمینی است که ایزیدور خاراکسی به نام “قومیسنه” از آن یاد کرده است. درباره وجه تسمیه یا نام سمنان که به این منطقه اطلاق می‌شود، عقیده‌ها و نظرهای گوناگونی رایج ومعمول است که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:
•    در گذشته‌های دور در محل آتشکده بزرگ هریس در کومش (سمنان) شهری عظیم با بت خانه‌ای بزرگ با ساختمانی رفیع و با شکوه وجود داشته است. به همین علت احتمال می‌رود که مردم این سرزمین قبل از ظهور زرتشت، دارای مذهب «سمتی» یا «سمینه» بوده‌اند و بت خانه بزرگ آنان در محل سمنان فعلی واقع بوده است.
•    برخی دیگر بر این باورند که سمنان در اصل «سکنان» منسوب به طوایف سَکَه‌ها می‌باشد و الف و نون آن نشانه نسبت و مکان است که در واژه‌های گیلان و غیره مشاهده می‌شود.
•    عده‌ای دیگر از اهالی سمنان عقیده دارند که نام قدیم سمنان (سیم لام) بوده که بنای آن به دست دو نفر از فرزندان نوح پیغمبر به نام‌های (سیم النبی) و (لام النبی) انجام گرفته که مقبره آنان در کوه‌های شمال شرقی سمنان در محلی موسوم به پیغمبران واقع است. بر این اساس کلمه (سیم لام) در اثر کثرت استعمال به مرور زمان به سمنان تبدیل شده است.
•    برخی نیز افسانه بنای اولیه را به دو هزار سال قبل از میلاد مسیح به دستور تهمورث دیوبند نسبت داده‌اند. در آن زمان شهر را به سمینا نام گذاری نموده‌اند که به مرور زمان به سمنان تغییر یافته است.
•    روایت دیگر حاکی از این است که نام قدیم سمنان در زبان محلی «سه مه نان» بوده و منظور ساکنان آن این بوده است که محصولات کشاورزی این منطقه نان و آذوقه اهالی را بیش از سه ماه تأمین نمی‌کند. بعدها به مرور زمان «سه مه نان» به سمنان تغییر یافته است. به هر حال آن چنان که از منابع و کتب تاریخی استنباط می‌شود سمنان یکی از مناطق کهن و قدیمی ایران است که در درازای تاریخ فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشته است.

آب و هوا
آب و هوای این شهر در تابستان گرم و در زمستان نسبتاً سرد می‌باشد. بارندگی‌های این شهر در فصول سرد سال صورت می‌گیرد و میزان متوسط بارندگی سالانه آن ۱۴۰ میلیمتر می‌باشد. متوسط درجه حرارت سالانه ۷/۱۷ درجه سانتیگراد است و این در حالی است که حداکثر مطلق حرارت ۵/۴۴ درجه سانتیگراد و حداقل مطلق ۴/۶- درجه سانتیگراد گزارش شده است. همچنین متوسط تعداد روزهای یخبندان در طول سال در حدود ۴۸ روز می‌باشد.

عوارض طبیعی
در جنوب سمنان مناطقی چون دشت کویر، ریگ جن، تپه‌های حصار، تپه دلازیان، و تپه‌های میرک از مهم ترین ویژگی‌های جغرافیایی به شمار می‌روند. رودخانه فصلی گل رودبار در شمال غرب این شهر و با سرچشمه گرفتن از رشته کوه‌های البرز و گذر از شهرستان مهدیشهر به دشت کویر می‌ریزد. رود گل رودبار از سه کیلومتری باختر مهدیشهر سرچشمه گرفته و شاخابه رودهای ده صوفیان و شهمیرزاد و کاریزهای روستای درجزین به این رود می‌پیوندند. رود گل رود در شمال سمنان در جایی به نام “آب پخش کن” به ۵ شاخه بخش می‌شود.

مردم
جمعیت شهر سمنان بر اساس نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰ خورشیدی، بالغ بر ۱۵۳۶۸۰ نفر بوده‌است. بیشتر مردم اصیل در سمنان به زبان سمنانی سخن می‌گویند. زبان سمنانی به علت ویژگی خاص خود مورد توجه دانشمندان و ایران شناسان بسیار قرار گرفته است. این زبان از زبان‌های ایرانی شاخه شمال باختری است. که در حقیقت لهجه است. ایران‌شناسان زیادی چون پروفسور کریستن سن، هوتوم سیندلر، ویلهلم لیکر، جرج مورگن و استایرن پژوهش‌های جامعی درباره زبان سمنانی انجام داده‌اند. همچنین نزدیک‌ترین زبان به زبان راجی، سمنانی است. نکته قابل ذکر اینکه اگرچه زبان سمنانی هنوز هم توسط مردم سمنان به کار می‌رود، اما نسل جدید سمنانی‌ها با وجود فهمیدن آن به این زبان باستانی کمتر سخن می‌گویند و گاهی فارسی را بیشتر می‌پسندند. جمعیت این شهر در سال‌های پیش به صورت زیر بوده است.

فضای سبز
بوستان‌های شهری: شهر سمنان دارای سرانه فضای سبز مناسب و بوستان‌های شهری بزرگی مانند بوستان ۱۰۰ هکتاری شقایق در شهرک گلستان و شمال غرب شهر، بوستان ۸۰ هکتاری سیمرغ در غرب شهر، بوستان ۱۰ هکتاری ۱۷ شهریور در مرکز شهر است.
بوستان‌های جنگلی: شهر سمنان دارای دو بوستان جنگلی سوکان و کومش در شرق و شمال شرق شهر می‌باشد. همچنین بوستان کوهستان در ضلع شمالی شهرک روزیه و شمالی ترین نقطه این شهر در حال احداث می‌باشد.

صنعت
شهر سمنان از دیرباز از شهرهای صنعتی ایران بوده به طوری که نخستین کارخانه صنعتی آن با نام شرکت ریسمانریسی سمنان و نساجی پارس تهران با سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و آقای پورکاشانی و اهدای زمین آقای فامیلی در سال ۱۳۱۰ هجری خورشیدی آغاز به کار نموده است. درحال حاضر با داشتن چندین شهرک و ناحیه صنعتی در نزدیکی خود به یکی از قطب‌های صنعتی کشور و سرمایه‌گذاری بخش خصوصی به شمار می‌رود. در سال ۱۳۸۷ صنعت سمنان ۵۸ درصد از سهم صادرات استان سمنان به خارج از کشور را بخود اختصاص داده بود. در ۶ شهرک و ناحیه صنعتی واقع در شهرک‌های صنعتی اطراف سمنان تعداد بیش از ۵۰۰ واحد تولیدی صنعتی در حال بهره‌برداری و نزدیک به ۱۰۰۰ واحد مستقر می‌باشند. شهرک‌ها، نواحی و واحدهای معتبر به شرح زیر می‌باشند:
شهرک‌ها، نواحی صنعتی
•    شهرک صنعتی شرق سمنان (با وسعت ۲۶۰۰ هکتار و ۹۰۰ واحد صنعتی)
•    ناحیه صنعتی علاء (با وسعت ۲۰ هکتار در کیلومتر ۹ جاده پایگاه پدافند هوایی سمنان)
•    منطقه ویژه اقتصادی سمنان (با وسعت ۱۰۰۰ هکتار و محوریت صنایع معدنی)
•    شهرک صنعتی طلای سمنان(نخستین و تنها شهرک صنعتی و صندوق طلای ایران)
خوشه‌های صنعتی
•    خوشه صنعتی قطعات خودرو
•    خوشه صنعتی گچ
•    خوشه صنعتی نمک
•    خوشه صنعتی قطعات پلاستیک
واحدهای صنعتی
مهمترین محصولات صنعتی صادراتی شهر سمنان عبارتند از:[۷۵] فروسیلیسم، کاشی دیواری، گچ ساختمانی، باریت، پاکت بسته بندی گچ، نمک، سولفات سدیم، سیم و کابل، مفتول مسی، ابزار آلات، انواع لوله پروفیل، موتور سیکلت و قطعات آن، رادیاتور خودرو، لنت ترمز خودرو، روغن ترمز، فراورده‌های حاصل از تصفیه دوم روغن موتور، محصولات شوینده، انواع کنسرو، بیسکوئیت و... از مهمترین واحدهای صنعتی معتبر مستقر و درحال بهره‌برداری این شهرک‌ها به موارد زیر می‌توان اشاره نمود:
•    شرکت ایران خودرو سمنان
•    شرکت عقاب افشان سمنان (نماینده انحصاری اتوبوس سازی اسکانیا در ایران)
•    شرکت فروسیلیس ایران-سمنان
•    گروه کارخانجات نورد و لوله سمنان
•    گروه صنعتی سازان
•    کارخانه روغن کشی ناب دانه (بزرگ ترین تولید کننده روغن‌های خام خوراکی در ایران)
معدن
در اطراف شهر سمنان معادن گچ، نمک، زئولیت، بنتونیت، سلستین و غیره وجود دارند. از موارد مهم منابع زیرزمینی شهر سمنان به چاه نفت خوریان در جنوب این شهر می‌توان اشاره نمود. مواد معدنی موجود در این معادن عبارتند از: سنگ گچ، نمک، سنگ آهن، سنگ لاشه، سنگ آهک، سنگ تزئینی، سنگ چینی، ذغال سنگ، سولفات سدیم، میکا، بنتونیت، زئولیت، کائولن، بوکیست، خاک صنعتی، سیلیس، دولومیت، فلدسپات، فیروزه، سلستین، سرب، مرمریت، تراورتن، فلورین و منگنز و....

 

 

 

زاهدان


زاهِدانْ یکی از کلان‌شهرهای ایران و مرکز استان سیستان و بلوچستان است. این شهر نام پیشین آن «دُزْدابْ» بوده که در زمان رضا شاه به «زاهدان» تغییر یافته‌است. زاهدان از سمت شمال به شهرستان زابل و، از سمت جنوب به شهرستان خاش، از سمت شرق به کشورهای افغانستان و پاکستان و از سمت غرب به شهرستان فهرج و کویر لوت محدود شده‌است. عموم ساکنان این شهر به زبان فارسی به گویش سیستانی و زبان بلوچی سخن میگویند و پیرو دین اسلام هستند.
آب و هوای زاهدان در بیش‌تر روزهای سال گرم و معتدل است. تنها در شب‌های تابستان آب و هوای این شهر رو به سردی می‌گراید. آب آشامیدنی زاهدان لوله‌کشی بوده و از طریق چاه‌های نیمه‌عمیق پیرامون شهر و آب انتقالی از چاه نیمه های زهک تأمین می‌گردد. زاهدان به‌جهت مرزی‌بودن، از موقعیت تجاری و نظامی ویژه‌ای برخوردار است؛ به گونه‌ای که از یک‌سو راه‌آهن پاکستان که از مرز میرجاوه وارد ایران می‌شود و از سوی دیگر راه‌آهن سراسری ایران به این شهر منتهی می‌شود.
زاهدان شهری نوبنیاد است که در ۵۱۷ کیلومتری شرق شهرکرمان و نیز در نزدیکی کشور پاکستان واقع شده‌است. این شهر از طریق راه زمینی از سمت شمال به مشهد و از سمت جنوب به چابهار مرتبط شده و هم‌چنین دارای ایستگاه راه‌آهن و فرودگاه بین‌المللی است. زاهدان از لحاظ مختصات جغرافیایی در ۶۰ درجه و ۵۱ دقیقه و ۲۵ ثانیهٔ طول شرقی و ۲۹ درجه و ۳۰ دقیقه و ۴۵ ثانیهٔ عرض شمالی واقع شده‌است. اختلاف زمان زاهدان با تهران ۳۶+ دقیقه و با گرینویچ ۲۴۶+ دقیقه‌است.

وجه نام‌گذاری
افراد کهنسال زاهدان در توجیه چگونگی اطلاق واژهٔ «دُزدابْ» به این شهر، بر این عقیده‌اند که در گذشته در برخی از نقاط این منطقه، چشمه هایی از زیرزمین بیرون آمده و برروی زمین جاری شده و سپس در فاصله‌ای نه چندان دور بار دیگر به زیرزمین فرومی‌رفته‌اند. از همین‌روی این روستا را دزداب نامیده‌اند.
به عقیدهٔ برخی دیگر، پیش‌تر در محل شهر کنونی زاهدان چاه آبی بود که زمین‌های پیرامون آن را جنگل‌های انبوه تاغ و گز پوشانده بود. در همین دوران برخی از دزدان و راهزنان به کاروان‌هایی که از این مکان عبور می‌کردند، هجوم آورده و اموال آنان را به غارت می‌بردند. بعدها در این محل قناتی حفر شد و روستای کوچکی در اطراف آن تشکیل شد که به «دزداب» معروف شد.
واژهٔ «زاهدان» که در سال ۱۳۰۸ خورشیدی، در زمان رضاشاه به این شهر اطلاق شد، در لغت به معنی «شهر پرهیزگاران» است.
در آن سال پس از پایان دادن به ناامنی‌های ایجادشده توسط دوست‌محمدخان بارکزایی به‌دست تیمسار امان‌الله جهانبانی، رضاشاه از راه بیرجند و زابل به دزدآب سفر کرد. در این سفر امیر شوکت‌الملک علم، سردار قائنات، و سردار مجلل نیز همراه او بودند. به روایتی رضاشاه در راه از شوکت‌الملک علم درباره وجود ویرانه‌های شهری آباد و قدیمی در نزدیکی دزدآب به نام زاهدان خبردار می‌شود و پس از رسیدن به شهر تصمیم به زنده کردن این نام قدیمی می‌گیرد و آن را برای دزدآب برمی‌گزیند.

پیشینه
زاهدان تا پیش از وقوع جنگ جهانی اول، روستای کوچک و دورافتاده‌ای به نام «دُزدابْ» بود که شمار اندکی از خانواده‌های بلوچ ساکن آن بودند. این افراد آب آشامیدنی موردنیاز خود را از طریق چند حلقه چاه موجود در پیرامون روستا تأمین می‌نمودند.
به‌جهت نزدیکی دزداب به دو کشور افغانستان و پاکستان و موقعیت مناسب تجاری آن با کشور هند، دولت وقت ایران با فرستادن مأموران دولتی به این روستا و بررسی کم و کاستی‌های آن، زمینهٔ تأسیس مراکز مختلف دولتی را در دزداب فراهم آورد. گروهی از افراد متخصص اهل بلژیک نیز برای تأسیس ادارهٔ گمرک وارد این روستا شدند.

تجمیع جمعیت
شمار اداره‌ها و مراکز دولتی دزداب و کارمندانی که در این مراکز مشغول به کار بودند، روز به روز بیش‌تر می‌شد؛ از همین‌روی برخی از بازرگانان و تاجران برای خرید و فروش و رفع نیازهای روزانهٔ مردم به این روستا آمده و ساکن آن شدند. اغلب بازرگانان اهل کشور هند بودند.
بعدها کارمندان ساکن دزداب برای خود خانه‌هایی بنا کردند. بازرگانان هندی نیز برای خرید و فروش کالاهای مورد نیاز مردم، برای خود دکان‌هایی ساختند. گروهی از بازاریان اهل مشهد و یزد و شماری از کارگران اهل سیستان نیز به این روستا آمده و در آن سکونت گزیدند.
در این دوره، بسیاری از بازرگانی منطقه در دست اهالی یزد بود و در این زمینه با سیک‌های هندی زاهدان رقابت داشتند.
محدودهٔ شهری زاهدان در این دوران به فاصلهٔ میان خیابان تهران از یک سو و خیابان پشت شهرداری از سوی دیگر محدود شده‌بود. برق‌رسانی در شهر زاهدان در سال ۱۳۲۸ خورشیدی انجام شد. کارخانهٔ برق زاهدان در ابتدای خیابان سنایی قرار داشت و بانی آن یکی از اهالی یزد به نام «رزاق‌زاده» بود. وی هم‌چنین ایجاد کنندهٔ اولین باغ در زاهدان به نام کلاته رزاق‌زاده است که در جادهٔ زاهدان به خاش قرار دارد.
شهر زاهدان به خاطر حضور انگلیسی‌ها از قدیمی‌ترین شهرهای ایران است که دارای آب لوله‌کشی شد. این لوله‌کشی البته در ایستگاه راه آهن شهر و برای خانه‌های کارکنان آن انجام شد. گسترش لوله‌کشی آب شهر توسط شهرداری در سال ۱۳۳۵ انجام گرفت.
در سال‌های ۱۳۲۷ و ۲۸ در زاهدان دو دبیرستان ساخته داشت به نام‌های پروین و ۱۵ بهمن. پس از آن نیز دبیرستان‌های تازه‌ای به نام‌های علم، امیرمعزی، شاه، شهناز، ایراندخت و ارم در شهر احداث شد. تنها بیمارستان شهر در این سال‌ها، بیمارستانی بود در پشت خیابان شهرداری که یک پزشک داشت. اهالی محل به خاطر سیاه‌پوست بودن این پزشک، این بیمارستان را به عنوان «بیمارستان دکتر سیاه» می‌شناختند. پس از آن، سازمان بهداری در ابتدای خیابان دکتر شریعتی، بیمارستانی به نام بیمارستان علم(بوعلی فعلی) احداث نمود.

جغرافیا
موقعیت جغرافیایی
زاهدان به‌عنوان مرکز استان سیستان و بلوچستان در شمال این استان و در فاصلهٔ ۱۴۹۴ کیلومتری جنوب شرق تهران واقع شده و ۱۳۸۵ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. این شهر از موقعیت جغرافیایی بسیار مناسبی برخوردار گشته و پاکستان، خراسان، کرمان و هند را به هم متصل می‌کند.

آب و هوا
 آب و هوای زاهدان در بیش‌تر روزهای سال گرم و خشک بوده و معمولاً در این شهر برف نمی‌بارد. زاهدان در فصل تابستان روزهایی بسیار گرم و شب‌هایی با حرارت نسبی کم را تجربه می‌کند.
در طول سال، بادهایی با جهت جنوب غربی-شمال شرقی این شهر را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند که در این میان، بادهای سیستان که ۱۲۰ روزه در زاهدان می‌وزند، از شدت گرمای هوای این شهر می‌کاهند.

معماری ایرانی
مجلس شورای ملی در سال ۱۳۰۲ خورشیدی دستور تأسیس و آبادانی زاهدان را داد. در سال ۱۳۰۹ خورشیدی به پیشنهاد تیمسار جهانبانی و به دستور رضا شاه، نام شهر از دزداب به زاهدان تغییر کرد. معماری زاهدان با توجه به آب و هوای گرم‌سیری آن و به پیروی از معماری شهرهای باستانی ایران توسط معماران ایرانی تهیه شده‌است. راه‌اندازی راه‌آهن کویته-زاهدان از نخستین نشانه‌های شهرنشینی در این شهر به‌شمار می‌رود.

 

 

 

قزوین

قزوین(به پارسی میانه: کاسپین) یکی از شهرهای بزرگ ایران در باختر ایران و مرکز استان و شهرستان قزوین است. این شهر در بلندای ۱۲۷۸ متری از سطح دریا واقع شده است. قزوین در زمان حکومت صفوی پایتخت ایران بوده است و به همین دلیل دارای اماكن و موزه های تاریخی بسیاری می باشد.قزوين ازنظرتعداداثرتاريخي رتبه اول رادرايران وسوم رادرجهان دارد قزوین پایتخت خوشنویسی ایران است و از جمله خوشنویسان معروف می توان به میرعماد قزوینی اشاره کرد. در شهر قزوین آثار کهن و باستانی گوناگونی از جمله حمام قجر، کاخ چهل‌ستون، امامزاده حسین قرار دارد.
قزوین به دلیل قرار گرفتن در گلوگاه ارتباطی استان‌های شمالی و غربی کشور، نزدیکی به تهران، دارابودن چندین شهر صنعتی و نیز برخورداری از چندین دانشگاه -از جمله دانشگاه‌های بین‌المللی امام خمینی، علوم پزشکی و آزاد اسلامی- و شماری دانشگاه غیردولتی از موقعیت خوبی برخوردار است.
قزوین به علت دارا بودن ۲ هزار و ۵۰۰ هکتار باغستان در اطراف شهر و وجود بوستان ۱۴۰۰ هکتاری باراجین در سال ۱۳۹۲ از سوی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور به عنوان شهر پاک ایران انتخاب شد.
فارسی زبان رایج در بین عموم اهالی قزوین است. قزوینی ها،اصالتا فارسی زبان هستند. بعد از فارسی زبانهای ترکی و تاتی از زبانهای بومی قزوین می باشد و گویشوران بسیاری دارد و عمده روستاهای دشت قزوین ترک زبان هستند.از آنجا که این شهر بمانند شهرهای تهران و کرج یکی از شهرهای مهاجر پذیر است، برخی از ساکنان این شهر که به قزوین مهاجرت کرده اند به زبان های مختلفی از قبیل تاتی، مراغی، کردی، لری، ترکی و رمانلویی نیز سخن می‌گویند.ره آورد شهر قزوین پسته ، باقلوا و شیرینی است.
نوشته های باستانی یونان قزوین را با نام "راژیا" معرفی می کند و پس از آن در نوشته های اروپایی این شهر با نام شهر باستانی "آرساس" و یا "آرساسیا" شناخته می شده است. اشکانیان قزوین را به نام موسس آن "اردپا" می خواندند. و ساسانیان نام این شهر را "کشوین" (یعنی سرزمینی که نباید از آن غافل شد) نهاده بودند. در برخی متون نام این شهر "قسوین" (یعنی شهری که مردمی پر صلابت و استوار دارد) ذکر شده است . به هر روی مورخان و باستان شناسان عصر حاضر قزوین را عربی شده "کاسپین" می دانند. و بر این باورند که قوم کاسپی‌ها که در سواحل دریای خزر می زیستند به مرور کوچ کردند و شهر قزوین را بنا نهادند. و به همین دلیل است که در متون کهن عثمانی و عربی نام دریای خزر "بحرالقزوین" ذکر شده است.
این شهر باستانی در زمان شاه تهماسب صفوی پایتخت ایران بوده‌است. نخستین خیابان ایران (خیابان سپه) در قزوین ساخته شد. آب انبار سردار بزرگ‌ترین آب انبار تک گنبدی جهان در قزوین می‌باشد.

پیش از اسلام
در منطقه قزوین صدها تپه باستانی شناسایی شده‌است و تنها تپه سگزآباد نشانگر شهرمندی ۹۰۰۰ ساله یکجانشینی در این دشت برومند است. منطقه قزوين به لحاظ موقعيت جغرافيايى، نظامى و ارتباطى در دوران‏هاى مختلف تاريخ مورد توجه حكومت‏هاى مختلف بوده است. در زمان حكومت مادها يكى از نقاط مهم كشور بوده و دژ «ماگ بيتو» در جنوب غربى قزوين و تحت فرمان «هانا سيروكا» از اميران ماد بوده است. در نيمه نخست قرن نهم پيش از ميلاد، دژ «ماگ بيتو» در قزوين مورد هجوم «آداد پنجم» فرمانرواى آشور قرار گرفت و ويران شد.
 
کلیسای کانتور قزوین
بنای شهر قزوین را به شاپور ذوالاکتاف نسبت داده و می‌گوید آنجا را شاد شاپور نامید. امام ابوالقاسم عبدالکریم بن محمد رافعی در نسک التدوین فی اخباراهل الدانش به قزوین و زکریای بن محمد محمود ممکونی در آثارالبلاد و یاقوت حموی درمعجم البدان بهگفته ازاین فقیه و شاهزاده فرهاد میرزا معتمدالدوله در نسک هدایه السبیل و کفایه الدلیل باستناد شهرت قزوین را از بناهای شاپور ذوالاکتاف نگاشته‌اند ولی ولی احمد بن ابی عبدالله برقی در نسک النبیان و خواجه حمدالله مستوفی درتاریخ گزیده و محمد حسنخان اعتماد السلطنه در نسک مرآت البدان و امین احمد رازی در هفت ا. قلیم به گفته از البنیان واستاد و بارزایش خاور شناس نامی روس در نسک جغرافیای تاریخی ایران بنای شهر قزوین را بشاپور اول منسوب داشته‌اند. شمس الدین سامی بیک در قاموس الاعلام ترکی در این باره تردید کرده و نوشته‌است که از ایرانیان شاپور ذوالاکتاف با یکی از بهرام‌ها شهر قزوین را بنیاد نموده‌اند. سرچشمه اصلی این دو قول یکی اخبار البدان ابن فقیه و دیگری البنیان احمد بن ابی عبدالله برقعی است که نویسندگان پیشین نیز عموماً با این دو ماخذ استناد داشته‌اند. البته نمی‌توان در این باره دید قطعی داد ولیکن با بررسی اوضاع دوران فرمانروائی این دو پادشاه میمیانیم زمان شاپور ذوالاکتاف که بواسطه صغر سن نمی‌توانست در کارهای کشور کارآمد باشد سراسر مملکت دستخوش کشتار و تاراج طوایف درونی و بیرونی بود
بنابراین باره‌است بانی قزوین را بنا به نگارش ابن دانشور شاپور ذوالاکتاف بدانیم اما این که ابن دانشورآوردهاست شاپور ذوالاکتاف شهر قزوین را بنا کرده و آن را شاد شاپور نامید. دیگران نیز در این زمینه شرحی نگاشته‌اند از جمله حمدالله مستوفی در دیرینه گزیده به گفته از نسک البنیان قدری بتفصیل پرداخته‌اند و نوشته‌است شهر قزوین را شاپور بن اردشیر بابکان ساخته و آنرا شادشاپور نام کرد همانا آن شهری که در میان قزوین ساخته‌اند چنانچه رودخانه چند بر جنوبی آن روانست و رودخانه ابهر بر شمالی آن و از آنجا اطلال بار و پدیدارست.
محمد حسنخان اعتماد السلطنه نیز در نسک مرآت البلدان به گفته از نسک البنیان این موضوع را تا اندازه‌ای روشن تر به کلک آورده و می‌گوید قزوین را شاپور بن اردشیر بابکان ساخت و شاد شاپور نام نهاد و همانا آن شهری بود که میان رودخانه‌های خررود و ابهر رود می‌ساخته‌اند و آنجا اطلال بار و پدیدار است و مردم آنجا در دیه نرجه که به اردشیر بابکان منسوب است مسکونند و مشهور است در نسک گردآوری رافعی مسطور که حصار شهرستان قزوین اکنون جایی است در میان شهر شاپور ذوالاکتاف ساسانی ساخته‌است.

پس از اسلام
قزوین به دنبال گشایش آن در سال ۲۱ هجری به نام مرز و ثغر مسلمین شناخته شد و مسلمانان برای جهاد با کفار دیلم به سوی آن رهسپار گشتند. روایات فراوانی که دربزرگی قزوین بازگویی شده و کارکرد زمامداران حکومت اسلامی در پشتیبانی از نگاهبانان قزوین ارج والای آن را می‌نماید.
اعزام چهار هزار تن از مسلمانان به فرماندهی ربیع بن خثیم در سال ۳۶ هجری وپیش از جنگ صفین به قزوین به دست علی نمونه‌ای از این توجه‌است. بدیهی است که شهر کهن قزوین که به استواری محدود بوده و گنجایش گسیل سترگ کوچندگان و مجاهدان را نداشته و لزوم گسترش آن برای کشش بیشتر مسلمین اعزامی به قزوین احساس می‌شده‌است.
سعید بن العاص بن امیه که از طرف عثمان والی کوفه بوده برای جنگ با دیلمیان به قزوین می‌آید و آن را شهری استوار و آباد می‌کند قطعا این عمران اولیه قبل از سال ۳۵ هجری که سال قتل عثمان است صورت گرفته‌است.
خانه سازی در بیرون از قلعه کهن شهر ظاهراً نخستین بار بدست محمد بن سنان عجلی و در سال ۹۰ هجری انجام شده و دیگران نیز به تقلید از او در بیرون از شهر به خانه سازی پرداخته‌اند و شهر را گسترش بخشیده‌اند. پیش از سال ۱۶۹ هجری در سالهای خلافت مهدی عباسی و زمانی که فرزندش موسی الهادی ولیعهد بوده و شهرک به نامهای مدینه موسی و مبارکیه در کنار قزوین ساخته شد و همین دستور به گسترش شهر کمک شایانی کرد.

دوران سلجوقیان
طغرل در سال 433 ه .ق قزوين، را فتح كرد ويكى از شيعيان علوى را به حكومت قزوين انتخاب نمود. وى در سال 455 ه .ق در گذشت و بنابر وصيتش سليمان پسرش به جانشينى او برگزيده شد اما سران لشگر كه به آلب ارسلان پسر ديگر طغرل دلبستگى داشتند در قزوين جمع شده و خطبه پادشاهى را به نام وى خواندند. چنين رويدادى نشانگر آن است كه قزوين در آغاز دوره سلجوقى داراى موقعيتى ويژه بوده است. در دوره آلب ارسلان حكومت قزوين در يك دوره شصت ساله بر عهده خاندان جعفرى از اصيل‏ترين خاندان‏هاى علمى شيعى در ايران و از نوادگان جعفر طيار بوده است.

در عصر صفوی
شاه تهماسب اول ، قزوین را به عنوان پایتخت برگزید.
شاه تهماسب صفوی به سال ۹۵۳ ه.ق به علت نزدیکی تبریز به مرز های عثمانی و آسیب پذیر بودن این شهر و نیز دور بودن از خراسان و هجوم مداوم ازبکان به ایران پایتخت را به قزوین انتقال داد. که این پایتختی تا سال ۱۰۰۶ ه.ق ( به مدت نیم قرن ) ادامه داشت .
با آغاز دوره صفوی و استقرار آنها در مرزهای کهن با مرکزیت نواحی شمال و غرب ایران و اعلام حکومت شیعی، باب جدیدی را برای گسترش همه جانبه شهر قزوین فراهم آورد که آثار مکتوب مورخان وسیاحان و یادمان های تاریخی _فرهنگی، نمایانگر این گسترش است.
تغییرات سیاسی و جابه جایی پایتخت از قزوین به اصفهان که با تحولات در جنوب ایران با حضور دولت های اروپایی همراه بود، نتوانست اهمیت کلیدی منطقه قزوین را در پیوند غرب به شرق ایران با دولت های همسایه در مرزهای شمال و غرب ایران کمرنگ کند.
یکی از دوران های طلایی تاریخ قزوین، انتخاب این شهر به عنوان پایتخت حاکمیت شیعی صفوی است. با استقرار دولت شیعی صفوی در قرن دهم هجری، عصر جدیدی در تاریخ ایران آغاز شد و از این زمان قزوین به محل تجمع دولتمردان، علما و اندیشمندان و صاحبان حرفه و فن و هنر تبدیل شد. حکومت صفوی با تکیه بر مفاهیم عرفانی از سویی و تعابیر و تفسیر شریعت از نظرگاه مذهب شیعه از دیگر سو، موفق شد تا پایگاه اجتماعی بسیارگسترده ای در خطه ای بس وسیع به دست آورد.
ژان شاردن که در مجموع یازده سال در دوره صفویان (۷۰ ـ ۱۶۶۴ و ۷۷ ـ ۱۶۷۱ میلادی) در ایران بوده در سال  ١۶٧۴  میلادی در شهر قزوین چهار ماه اقامت می‌کند و در باره آن می‌نویسد:
قزوين شهر بزرگ و زيبايى است كه در دشتى وسيع واقع در سه فرسنگى كوه الوند بنا شده است....دوازده هزارخانه و صد هزار تن جمعيّت دارد.صد خانوار يهودى،و چهل خانوار مسيحى در اين شهر به سر مىبرند.ميدان شاه كه اسب‌دوانى نيز در آن‌جا به عمل مىآيد زيباترين نقاط اين شهر است....قزوين مسجد بسيار ندارد....بعد از مسجد مهم‌ترين و مجلل‌ترين عمارات قزوين مدارسى است كه طلاّب‌علوم دينى در آن تحصيل مىكنند....آنچه قزوين را در انظار بينندگان باشكوه‌و رفيع مىنمايد كاخها و خانه‌هاى قصرآساى بزرگان و اعيان شهر است كه همه‌تماشائى و ديدنى است.....اما اين شهر نسبت‌به شهرت و عظمتش باغ و بستان زياد ندارد،زيرا هم خاك دشتى كه شهر در آن بناشده شنى و هم آبش كم است.برخى از كشتزارهايش از آب شاخهء كوچكى ازشاهرود آبيارى مىشود.كاريزهايى نيز دارد.آب آشاميدنى بيشتر مردم از چاه‌هايىكه غالبا متجاوز از سى پا گودى دارد برآورده مىشود.آب اين چاهها خنك اماسنگين و بىمزه است.كمبود آب گذشته از اين كه بزرگ‌ترين مانع رشد كشاورزىو توسعهء باغها و بوستانهاست مايهء سنگينى و ناسازگارى هوا و عدم رعايت بهداشت‌عمومى است،و اين عوامل زيان‌زا مخصوصا در تابستانها بيشتر ظاهر مىشود.زيراچنان كه ياد شد قزوين رودخانه و آب جارى ندارد كه كثافات شهر را بزدايد وهمراه خود به جاهاى دور ببرد...

نبرد با افغان ها
با سقوط اصفهان به دست افغانها و تسليم شدن شاه سلطان حسين در سال ۱۱۳۵ ه .ق طهماسب ميرزا، فرزند سلطان حسين كه در قزوين به سر مى‏برد در آنجا تاجگذارى كرد. با اعلام تاجگذارى طهماسب ميرزا، افغانها با سپاهى گران به سوى قزوين حركت كردند و شاه طهماسب در نهايت خفت و خوارى با شتاب فراوان قزوين را ترك و به سوى تبريز فرار كرد. سپاه افغان وارد شهر قزوين شد و مورد پذيرايى قزوينى‏ها قرار گرفت اما افغان‏ها به غارت اموال تجاوز به حقوق مردم پرداختند. مردم قزوين نيز همراه با قزلباشان به يك باره بر سر افغان‏ها ريخته و بسيارى را كشته و بسيارى از افغان‏ها نيز به سوى اصفهان متوارى شدند. باستانى پاريزى اين حادثه را كه به «لوطى بازار قزوين» معروف است چنين توصيف مى‏كند: «اما افغانان بيست هزار تومان از قزوينيان خواستند، مردم قريب شش هزار تومان دادند. امان الله از اين گذشته فرستاد و مطالبه ۶۰ دوشيزه نمود. اين مطالبه آخرين، سخت بر قزوينيان گران افتاد. امان الله محصلانى بر مردم شهر گماشت تا پول نقدى كه بر آنان نهاده بود مطالبه نمايند و همچنين در تحويل دختران تسريع كنند. رئيس محصلان افغانى گفت: اى سگان تا چند ما را مى‏فريبيد؟ اگر امروز پول و خواربار و دختران را نزد ما نفرستيد همه را قتل عام خواهيم كرد. يك نفر لوطى پاسخ داد سگ ما نيستيم، سگ شماييد و آن كس كه شما را فرستاده است! دست محصل ماليات به سوى شمشيرش رفت ولى قزوينى چالاك‏تر بود، شمشير بر آميخت و محصل ماليات را به دو نيم كرد، پس آنگاه قزوينيان طبلها كوفتن گرفتند تا مردان خويش را فراخوانند كه با افغانان به جنگ برخيزند». بعد از حادثه لوطى بازار، بار ديگر نيز قزوين مورد هجوم سپاه افغان، قرار گرفت و اشرف افغان در قزوين پادگانى را براى مقابله با طهماسب ميرزا و سردار دلير او نادر بنا كرد. اما در جريان نبرد نادر و اشرف افغان، سپاه افغان‏ها دچار شكست فاحشى شدند و عملاً پادگان قزوين توانايى نبرد را از دست داد. در جريان حمله به افاغنه در قزوين، يكى از چهره‏هاى برجسته دينى به نام شيخ آقامحمد رضى قزوينى حكم به جهاد با افاغنه را صادر فرمود. آقا محمدرضى هنگام محاصره قزوين به وسيله افاغنه حكم به جهاد با آنان را داد و پس از سخنرانى آتشين، سپاه عظيمى گرد آورد و خود پيشاپيش سپاه به جنگ با افاغنه رفت و پس از يك نبرد دليرانه در قريه ديال آباد (از توابع قزوين) به شهادت رسيد. ولى سپاه او افاغنه را در پشت دروازه‏هاى قزوين شكست دادند و اين شكست سر آغاز بيرون راندن افاغنه از ايران گرديد.

جغرافیا
قزوین در مدار °۵۰٫۰۰ شرقی و °۳۶٫۱۶شمالی قرار دارد. قزوین از سمت شمال به لاهیجان، از شمال شرق به رازمیان، از شرق به بیدستان و محمدیه، از جنوب شرق به الوند، از جنوب به شهر صنعتی لیا، از جنوب غرب به اقبالیه، از غرب به محمود آباد نمونه و از شمال غرب به منجیل راه پیدا می‌کند.
 
جاذبه های تاریخی
مجموعه دولتخانه صفوی در مرکز شهر قزوین با مساحتی بالغ بر ۶ هکتار واقع شده است، دولتخانه صفوی و یا باغ فرهنگی قزوین از ساختمان عالی‌قاپو در شمال خیابان سپه آغاز شده و در انتها به محوطه عمارت چهلستون اتصال می‌یابد و در طول مسیر خود با گذشتن از چندین حیاط و محوطه باز، امکان بازدید از آثار و بقایای به‌جا مانده از دوره‌های مختلف (صفوی، افشاریه، زندیه و قاجاریه) همانند سردر عالی‌قاپو، باغ حیاط عالی‌قاپو، عمارت شهربانی، شترخان، گراند هتل قزوین، سینما گراندهتل ، پیغمبریه ، کاخ چهل‌ستون قزوین و موزه قزوین را فراهم می کند .[۹۷] هم اکنون این مجموعه در حال بازسازی بر اساس شواهد تاریخی و باغستان های سنتی قزوین است .نقشه باغستان زمان شاه تهماسب (معروف به باغ سعادت )از روی ابیات شاعر برجسته همان عصر عبدی بیگ شیرازی تبیین شده است .

شهرهای خواهرخوانده

ایالات سلانگور مالزی یکی از خواهرخوانده‌های قزوین
قزوین با توجه جاذبه های تاریخی و طبیعی ، منابع طبیعی و توانایی بالقوه تولیدی با توجه به شرکت های صنعتی موجود، با شهر های زیر دارای پیوند خواهر خواندگی است.
تاریخ         شهر خواهر
۲۰۱۱         سلانگور، مالزی

۲۰۱۱         بیشکک، قرقیزستان

۲۰۱۲         چوواش، روسیه

۲۰۱۳         غازی عینتاب، ترکیه

۲۰۱۳         بعلبک، لبنان

 

 

 

قم


قُمْ از کلان‌شهرهای ایران است که در ۱۲۵ کیلومتری جنوب تهران پایتخت ایران واقع شده‌است. این شهر در کنار رودخانه‌ی قمرود و در دشت قم قرار دارد. شهر قم مرکز استان قم و نیز مرکز شهرستان قم می‌باشد.
این شهر در شاهراه مواصلاتی و حمل و نقل ایران واقع شده و از یک سو رابط بین استان‌های صنعتی ایران با تهران و از سویی دیگر رابط استان‌ها و شهرهای جنوبی ایران با استان‌ها و شهرهای شمالی است. این اهمیت منحصر به حاضر نیست و در گذشته نیز قم به دلیل قرار گرفتن در مسیر راه ابریشم دارای اهمیت ارتباطی بوده است.
طبق سرشماری سال ۱۳۹۰ مرکز آمار ایران شهر تعداد ۱،۰۷۴،۰۳۶ نفر جمعیت دارد. با این جمعیت قم در رتبه‌ی هشتمین شهر پرجمعیت ایران قرار می‌گیرد. رشد جعیت قم ۱،۳ درصد است که جزء بالاترین نرخ رشد جمعیت در ایران است. بیش‌تر ساکنان شهر مسلمان و شیعه‌ی دازده امامی هستند و تعدادی از اقلیت‌های دینی زرتشتی و مسیحی در شهر ساکن هستند.
به شهر قم لقب‌های فراوانی نسبت داده می‌شود اما لقب رسمی و مورد استفاده در رسانه‌ها و همینطور شهرداری قم "پایتخت مذهبی ایران و قطب فرهنگی" است. از قم با عناوینی چون: حرم اهل بیت، شهر علم، پایتخت علمی و فرهنگی ایران، پایتخت جهان تشیع، مرکز تجمع اقوام مختلف ایران، ارزان ترین شهر ایران، شهر سوهان، شهر شیرینی، شهر غنبید (Ghonabid) (کلم محلی که در قم کشت می‌شود)، آشیانه‌ی آل محمد، مدینه المومنین، استراحتگاه مومنین، دارالموحدین، شهر آخوندها، شهر عربها، شهر موتورسیکلت‌ها و شهر کریمه‌ی اهل بیت یاد می‌کنند.
قم به عنوان پایتخت فرش ابریشمی ایران و جهان ، پایتخت کامپیوتری ایران ، پایتخت اینترنتی جهان شیعه و پایتخت دوم ادبیات کودک و نوجوان ایران ، قطب تولید موتورسیکلت در ایران ، قطب تولید نرم افزارهای علوم اسلامی ، یکی از سه قطب تولید کیف و کفش در ایران ، دومین قطب انتشار کتاب پس از تهران و بزرگ‌ترین قطب انتشار کتاب های دینی در خاورمیانه نیز شناخته می‌شود.
سید علی خامنه‌ای، رهبر ایران این شهر را "مادر نظام جمهوری اسلامی" نامیده است. حسن روحانی، رییس جمهور ایران نیز قم را "بزرگ‌‌ترین مرکز نشر آثار و معارف اسلام و شیعه در جهان" خوانده‌است.
این شهر مدفن فاطمه معصومه دختر موسی بن جعفر، پیشوای هفتم شیعه و به طور سنتی محل اقامت بسیاری از روحانیون بلندپایه‌ی شیعه بوده و بزرگ‌‌ترین حوزه علمیه‌ی ایران و مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه‌ی ایران در این شهر قرار دارد. دبیرخانه‌ی مجلس خبرگان رهبری ایران نیز در این شهر واقع‌است. اهمیت زیارتی این شهر در درجه‌ی نخست مربوط به مرقد فاطمه معصومه بوده و سپس به دلیل وجود مزارهای متعدد علویان و نوادگان امامان و همینطور مسجد جمکران است. این شهر پس از مشهد دومین شهر زیارتی ایران است. جداشدن عتبات عالیات از ایران و پیوستن آن به امپراتوری عثمانی از یک سو و دور بودن مشهد از نواحی مرکزی ایران باعث شده که قم از دوره صفویه به بعد پذیرای زائران بیش تری باشد.
قیام‌ها و شورش‌های پیاپی مردم قم باعث شده تا این شهر در طول تاریخ بارها توسط حاکمان و فرمانروایان ویران شده و از نو آباد شود.

نام
قم در ابتدا محل سکونت اقوامی از زرتشتیان بوده که ممجان (MEMJAN) نامیده می‌شده‌است.
در کتاب تاریخ قم، تألیف "حسن بن محمد بن حسن قمی" در بیان علت نام‌گذاری شهر چنین آمده است:
«شهر قم را بدین علت قم نامیدند که محل جمع شدن آب‌ها و آب انار بوده است و آب در آن جا جمع می شده و آن را هیچ منفذ و رهگذری نبوده، در اطراف آن جا علف و گیاهان و نباتات فراوان می روییده است و در عرب، جمع شدن آب را قم گویند؛ که بعضی آن را با قمقمه (معرب کمکم) هم معنی دانسته‌اند و گلاب پاش را نیز نوعی از قمقمه وصف کرده‌اند و جمع آن را قماقم نامیده‌اند؛ با این تفاوت که وقتی در آن نواحی علف زار و سبزه زار زیاد می‌شد، چوپانان برای چرانیدن گوسفندان خود، برگرد علف زارها خیمه می‌زدند و خانه‌هایی را بنا می‌کردند و خانه‌های ایشان را در فارسی، کومه نامیدند و به مرور زمان کومه تبدیل به کم شد؛ پس آن را معرب گردانیده و قم نامیدند. ریشه نام این شهر به «کومه» به معنای اتاقک‌های کلبه‌مانندی که چوپانان برای استراحت می‌ساختند، باز می‌گردد. با الهام از واژه «کومه» این شهر به نام «کم» (KOM) خوانده شد».
قُم تلفظی از نام کم‌است که اعراب آن را به صورت امروزی درآوردند.

آب و هوا

قم آب و هوای گرم و نیمه خشک دارد. میانگین دما در این نوع آب و هوا ۱۴ تا ۱۹ درجه سلسیوس است. قم 930 متر از سطح دریا ارتفاع دارد، با شیب ملایمی از طرف جنوب به طرف شمال شهر. میانگین دمای جنوب شهر قم ۵ درجه سلسیوس از مناطق شمالی شهر خنک تر است. تابستان‌های قم بسیار گرم و زمستان‌های قم بسیار سرد و خشک است. از نظر دمایی بهترین زمان برای سفر به این شهر کویری ماه‌های فروردین، اردیبهشت، شهریور و مهر است. میانگین بارش سالانه در این نوع آب و هوا ۱۲۵ تا ۲۱۵ ملیلی متر است. میانگین بارش سالیانه شهر قم نیز ۱۵۰ میلی متر است.

جمعیت
جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰، برابر با۱،۰۷۴،۰۳۶ نفر بوده‌است که ۵۴۵،۷۰۴ نفر آن‌ها مرد و ۵۲۸،۳۳۲ نفر آن‌ها زن بوده‌اند. این جمعیت در ۲۹۹،۷۵۲ خانوار زندگی می‌کنند.۹۹٫۷۶ درصد جمعیت شهر مسلمان و شیعه دوازده امامی هستند و مابقی را پیروان دیگر ادیان الهی تشکیل می‌دهند. اقلیت‌های دینی کلیمی، و مسلمانان اهل تسنن در قم زندگی نمی‌کنند. تنها اقلیت‌های دینی ساکن قم زرتشتیان (۴۴ نفر) و مسیحیان (۵۹۴ نفر) هستند.
تراکم جمعیت در قم، ۷،۲۵۷ نفر بر کیلومترمربع است که از این نظر، بعد از تهران، رشت، و کرج، در رتبه چهارم ایران قرار دارد. علت این تراکم بالا، مهاجرت پذیری قم و کمی وسعت آن است. برای از بین بردن این تمرکز، ساخت شهرک‌ها و شهرهایی در اطراف قم همچون، سلفچگان، پردیسان، مهستان و شهر فرودگاهی را در دستورکار قرار گرفته‌است.
 
قم در دوران قاجار
طبق عقیده باستان‌شناسانی مانند رومن گیرشمن قم، از نخستین مکان‌های روی زمین است که برای نخستین بار میزبان تجمعاتی از انسان‌های نخستین بوده است. در این صورت قدمت شهر قم و حومهٔ آن به زمان پیدایش تمدن در حدود ۱۰هزار سال قبل می‌رسد. در سال‌های بعد از انقلاب ۱۹۷۹ ایران انجـام کاوش‌های باستان‌شناسی در منطقه قمرود قم نیز درستی این گفته را تأیید می‌کند. آثار این کاوش‌ها هم اکنون در موزه ملی ایران قابل رویت است.
در حفاری‌های جدید در تپه قلی درویش در نزدیکی مسجد جمکران آثاری از کوره‌های عصر آهن با قدمت حدود سه هزار سال بدست آمده‌است که مشخص می‌کند این شهر در گذشته درشرق محل فعلی بوده ودر اثر تغییر مسیر قمرود به سمت غرب کشیده شده‌است.
بسیاری از مورخان قم را شهری می دانند ساخته خمانی دختر بهمن‌، و شاید نام کنونی قم و پیشینش کمیدان و کم که به این شهر اطلاق می‌شده و می‌شود نیز از همین ریشه بوده‌باشد.
هسته اولیه قم امروزی، محله‌ی "لب چال" است. این محل در روزگار باستان دهی با ساکنان زرتشتی بوده که "ممجان" (MEMJAN) نامیده می‌شده است.
در اسنادی آمده که زمانی پیش از ساسانیان این شهر دچار تخریب و ویرانی می‌شود و قباد ساسانی زمانی که از جنگ با هیاطله برمی گردد دستور می‌دهد دوباره شهر را آباد کنند، لذا در تاریخ آن دوران این شهر را به نام ویران آبادان کرد کواد (قباد) یعنی شهر ویرانی که قباد آنرا آباد کرد، می‌شناسند. در زمان خسرو پرویز هم قم شهری آباد بوده و زعفران قمی شهرت داشته است.
در کتاب «خسروگواتان و ریذگ» از کتاب‌های دوره‌ی ساسانیان که به تازگی به فارسی برگردانده شده، زعفران قم، وصف شده است. یعقوبی نویسنده مشهور قرن هشتم هجری قمری، قم را شهری متعلق به دوران ساسانیان دانسته است.

حرم فاطمه معصومه
ایجاد گنجینه‌های معماری در اطراف مرقد فاطمه معصومه در قم به نیمه دوم قرن ۲ هجری برمی گردد. به استناد کتاب‌های معتبر تاریخی این بنا در اواسط قرن پنجم توسط "امیر ابوالفضل عراقی" از رجال دوره طغرل اول سلجوقی تجدید بناشد. با شروع فرمانروایی سلسله صفویه قم بیشتر مورد توجه قرار گرفت. در عصر قاجا فتحعلی شاه به مرقد فاطمه معصومه در قم توجه بیش تری نشان داد چنانکه بسیاری از تزیینات امروزی حرم متعلق به آن دوره است. برای نخستین بار به اهتمام فتحعلی شاه قاجار گنبد مرقد طلاکاری شد.
ابنیه و بیوتات حرم:
۱. ضریح فاطمه معصومه، بقعه فراز آن با رواقها، دومسجد بالاسر و طباطبایی،، دو ایوان طلا و آیینه، گنبد و منارهها.
۲. صحن عتیق با سردر شمالی آن و مقابر پادشاهان قاجار و فقها و محدثان.
۳. صحن نو، ایوان‌ها، سردرها و مناره‌ها.
۴. مدرسه فیضیه و مسجد اعظم.
۵. شبستان بزرگ و نجمه خاتون + صحن غربی حرم.
مسجد اعظم
مسجد اعظم در غرب حرم فاطمه معصومه واقع شده است و به دستور سید حسین طباطبایی بروجردی ساخته شده است. این مسجد در سال ۱۳۷۴ هجری قمری توسط حسین بن محمد معمار معروف به "لرزاده" بنا شده است. این مسجد که به جهت شوکت و عظمت، مسجد اعظم نام گرفته است، در زمره مساجد سه ایوانی جای می‌گیرد. شبستان و گنبد این مسجد مزین به کاشی‌های معرق است. شما از راه صحن عتیق حرم در شرق و صحن غربی حرم در غرب می‌توانید به صحن این مسجد دسترسی پیدا کنید.
 
مقبره پروین اعتصامی شاعر تبریزی در حرم فاطمه معصومه
در خیابان شهید روحانی شهر قم، باغی کوچک موسوم به باغ "گنبد سبز" سه اثر تاریخی متعلق به سده هشتم هجری قمری را در دل خود جای داده است. این باغ در ۱۵ دیماه سال ۱۳۱۰ خورشیدی با شماره ثبت ۱۲۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. در این سه بنا که از نظر هنر گچبری از نمونه‌های منحصر به فرد به شمار می‌روند، امرای خاندان (علی صفی) فرمانروایان مستقل قم در سده هشتم هجری قمری مدفونند.

خانه آیت الله بروجردی
این خانه در دوره‌ی قاجاریه ساخته شده و محل اقامت و زندگی سید حسین طباطبایی بروجردی، مرجع تقلید شیعه بوده است. این خانه در خیابان آذر قم، و در محله‌ی "تکیه آق سید حسن" قرار دارد. این اثر در ۱۱ مرداد ۱۳۸۴ با شماره ثبت ۱۲۵۴۳ به عنوان اثر ملی به ثبت رسیده است.
خانه حاجی خان، خانه روح الله خمینی، خانه زند، بیت النور، تیمچه‌ی بزرگ بازار قم، حمام تاریخی حاج عسگرخان، برج‌های کارخانه ریس باف، تپه‌ی باستانی قلی درویش، قلعه‌ی جمکران و درخت سرو پانصد ساله‌ی جمکران از دیگر جاذبه‌های دیدنی شهر قم هستند.

شهرهای خواهر خوانده
شهر قم، با پنج شهر پیمان خواهرخواندگی (شهرها) بسته است:
   
     عراق
کربلا

     ترکیه
قونیه

     لبنان
بعلبک

     اسپانیا
سانتیاگو دکمپوستلا

     پاکستان
کراچی

 

 

 

سنندج

سَنَندَج (به کردی: سنه، کورسان) دومین شهر بزرگ کرد نشین و بیست و سومین شهر بزرگ ایران، مرکز استان کردستان در غرب ایران است. نام سنندج دگرگون شدهٔ سنه‌دژ است و زبان مردم، کردی سورانی اردلانی است. سنندج در ارتفاع ۱٬۴۵۰ تا ۱٬۵۳۸ متری از سطح دریا و در منطقهٔ کوهستانی زاگرس واقع شده و آب و هوای سرد و نیمه‌خشک دارد. این شهر از سمت غرب به کوه آبیدر، از سمت شمال به کوه شیخ معروف، از سمت جنوب به کوه سراج الدین، محدود شده‌است و در منطقه‌ای به‌وسعت ۶/۳۶۸۸ هکتار گسترده شده‌است. جمعیت این شهر بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰، برابر با ۳۷۵٬۲۸۰ نفر است.
سنندج به لحاظ موقعیت جغرافیایی و فعالیت‌های شهرسازی عصر صفوی و قاجار، از بافت شهری سنتی با ارزشی برخوردار است که بناهای مسکونی و عام‌المنفعه متعددی مانند حمام، مساجد و بازار در آن باقی‌مانده‌است. و دارای محدودهٔ بافت تاریخی فرهنگی با وسعتی معادل ۱۱۲ هکتار است.

نام
شهر سنندج را به علت واقع شدن در دامنهٔ کوه، در قدیم سنه می‌خواندند و چون قلعه آن از لحاظ نظامی اهمیت زیادی داشته، آن را سنه‌دژ (قلعه‌ای در پای کوه) می‌نامیدند که کم‌کم به سنندج بدل شد. ژاک دمورگان که در اواخر سلطنت ناصرالدین‌شاه به ایران آمده، همه جا از این شهر با نام سنه یاد کرده‌است.
سنندج (سنه یا سنه‌دژ) که از شهرهای کهن و مقدس است به آیین مهر و زردشت در این بخش ایران بازمی‌گردد. ارتباط این شهر و نواحی مجاور آن با اساطیر پهلوانی آریایی از اهمیت و قدمت این شهر حکایت می‌کند. شهر جدید سنندج در دوره صفوی و در روزگار شاه‌صفی در سال ۱۰۴۶ هجری قمری توسط سلیمان‌خان اردلان پایه‌گذاری شد.

پیشینه
از پیدایش و بنای شهر سنندج زمان زیادی نمی‌گذرد. در سال ۱۰۴۶هجری قمری سلیمان خان اردلان به انگیزه نظامی و ایجاد مرکزیت سیاسی برای حکومت، هسته اولیه سنندج را برروی تپه‌ای در کنار روستای «سینه» بنا نهاد. این شهر تا سال ۱۳۴۰ دارای حالتی از شهرنشینی ایستا و طبیعی بوده‌است. ولی از این دوره به بعد شهر از حالت ایستایی شهرنشینی خارج شده و وارد مرحله شهرنشینی سریع می‌شود.
به طوری که از این دوره تا سال ۱۳۵۷، رشد کالبدی شهر معادل دوره ۳۵۰ ساله تاریخ شهر بوده و جمعیت آن نیز دو برابر گردیده‌است. از سال ۱۳۴۵ به بعد بیش از ۸۰۰ هکتار از زمین‌های کشاورزی روستاهای حاجی‌آباد، عباس‌آباد، شریف‌آباد، کمیز، فرجه، کانی کوزله، قرادیان، چهارباغ، قطارچیان و دگایران به محدوده شهری ملحق شده‌اند، ضمن آنکه اراضی کشاورزی روستاهای گریزه، نایسر، دوشان، حسن‌آباد، خانقاه و قشلاق هم مورد هجوم واقع شده و یا تغییر کاربری داده شده‌اند.
 
تاریخچه‌ای از منطقه سنندج
منطقه سنندج مدت چهار قرن تحت حکومت حکام موروثی خاندان اردلان بود که نسبت خود را به ساسانیان می‌رسانیدند. خانواده اردلان، به جز یک وقفه کوتاه، در سراسر دوره صفوی قدرت را در دست داشتند. در دوره زندیان سنندج نیز به تسخیر حکومت زندیه در آمد.
پس از یک دوره هرج و مرج و جنگ که به تخریب سنندج انجامید، «خسروخان اردلان» (مقلب به کبیر) در سال‌های ۱۱۶۸ تا ۱۲۱۴ هجری قمری در سنندج مستقر شد. آقا محمد خان قاجار، به پاداش، حکومت سنقر (کلیایی) را به او داد. از سال ۱۲۱۴ تا ۱۲۴۰ هجری قمری «امان‌الله خان اردلان» (کبیر) پسر «خسروخان» در سنندج حکومت کرد که در این مدت اصلاحات زیادی برای آبادانی و عمران شهر سنندج به عمل آمد. امان‌الله خان کبیر، پسری به نام «خسروخان ناکام» (ناکام، چون جوان مرگ شد. تولد ۱۲۰۵، وفات ۱۲۴۰) داشت. او به خاطر توانایی اش در سواد و ادبیات، مشهور و زبانزد بود. پس از او در زمان پسرش «رضا قلی»، جنگ و منازعات میان خانواده اردلان گسترش پیدا کرد. برادر او «امان‌الله» (معروف به غلامشاه خان) در سال ۱۲۶۵ تا ۱۲۸۴ حکومت کرد که آخرین وارث حکومت اردلان‌ها در کردستان بود.
سنه پیش از سال ۱۰۴۶ هجری قمری روستای کوچکی بود که طایفه‌ای به نام زرین کفش درآنجا به زندگی می‌پرداختند. تاریخ نگاران نیای این خاندان را که به لهجهٔ کردی «کوش زرین» گفته می‌شود را به طوس نوذرپهلوان نامدار شاهنامه نسبت می‌دهند. زرین کفشها دارای کلوت (کلاه) و شلایی (پارچه ایی سیاه که به گونهٔ ای ویژه به دور کلاه پیچیده می‌شد) بودند و کفش‌های گلابتون‌دوزی شده به پا می‌کردند که نشان شاهزادگی بوده، که به دلیل پوشیدن همین کفش‌ها به زرین کفش‌ها نامزد شدند.
 
دژ سنندج در زمان قدیم
پس از انهدام قلعه حسن‌آباد، در سال ۱۰۴۶ هجری قمری در زمان حکومت شاه صفی، «سلیمان‌خان اردلان» پسر «تیمورخان اردلان» از بستگان مورد اعتماد شاه صفی به کردستان آمد، مرکز ایالت کردستان را از حسن‌آباد به سنندج انتقال داد و شهر سندج را در محل روستای سینه پی نهاد و دژ حکومتی را بر بالای تپه‌ای به بلندای ۲۰ متر در کنار روستای سینه که امروزه به باشگاه افسران معروف است ساخت و در بیرون و پیرامون دژ، خانه، گرما به و بازار و مسجدی ساخت و یک رشته کاریز نیز در دشت «سرنوی» پی نهاد و آب آنرا به شهر و میان قلعه آورد. دژی را که «سلیمان خان» بنا نهاد «سنه دژ» نامید که بر اثر گذشت زمان و تلفظ‌های گوناگون به «سنه دج» و سپس «سنندج» دگرگون شد. بنای اصلی آن از زمان خسروخان اول تا امان‌الله خان اول طول کشید. «حسنعلی خان اردلان»، والی سنندج در سال ۱۱۱۶ هجری قمری درمیان قلعهٔ حکومتی چند تالار و عمارت بنیان می‌کند و سپس مسجد و مدرسه‌ای بزرگ در شهر سندج بر پا می‌کند که دو منار بلند داشته‌است. این دو منار یک صد سال پا بر جا بود که در زمان «امان‌الله خان اردلان» والی کردستان که مردی سخت مذهبی و تندرو بود از جای در آمد و به جای آن مسجد و دو منار و باغی به نام فردوس ساخت.
«امان‌الله خان» قلعهٔ حکومتی را گسترش می‌دهد و تالاری بزرگ در آن می‌سازد و کف آنرا به گونهٔ ای نیمه شفاف مفروش می‌کند. سپس تالار دیگری می‌سازد و تصویر پادشاهان بزرگ جهان همچون ناپلئون، امپراتور فرانسه و الکساندر تزار روسیه و چند تصویر از جنگهای بزرگ و نامدار را بر دیوار نقاشی می‌کند. در دورهٔ رضاخان یادمان‌های با ارزش دژ به دست «علی محمد بنی آدمی» ملقب به شریف الدوله از بین رفت. حوض مرمرینی که از سنگ یشم در دورهٔ «امان‌الله خان اردلان» ساخته شده و در دژ به کار رفته بود به تهران فرستاده شد و در کاخهای رضا خان به کار رفت. این دژ از نوع دژهای کاخهای حکومتی بود همچنین به دلیل اینکه در کوهستان ساخته شده بود به دژهای کوهستانی شبیه بود. این بنا که به دورهٔ صفوی بازمی‌گردد دارای ویژگیهای شیوهٔ اصفهانی می‌باشد. برای حفاظت از قلعهٔ حکومتی و منازل خوانین و حکام، دیواری بر گرد قلعه کشیده شد و ۴ دروازه به نام‌های قلعه چوارلان (رو به غرب)، سرتپوله (رو به شمال)، عبدالعظیم (رو به قبله) آقا رحیم (رو به شرق) ساخته شد. این دیوار به همراه ۴ دروازه محلهٔ میان‌قلعه را تشکیل می‌داد.

جاذبه‌های تاریخی
دولت صفوی توجه خاصی به شهر سنندج به عنوان مرکز ایالت کردستان اردلان داشت همین مسئله موجب شد که زمینه حضور هنرمندان و معمارانی برجسته از اصفهان به این شهر فراهم گردد و در نتهٔجهٔ معماری سبک اصفهانی که با اقلیم سنندج هم همخوانی و انطباق داشت به طور چشمگیری در این شهر گسترش یافت و عمارات با شکوهی از جمله کهن دژ و ساختمان‌های داخل آن و بازار سنندج با پلانی مستطیل شکل که کاملاً تحت تأثیر معماری بازار پیرامون میدان نقش جهان اصفهان بود ساخته شد، یکی از زیباترین چهار باغ‌هایی که در ایران پس از چهار باغ اصفهان ساخته شد، چهار باغ سنندج در شمال بازار بود، این چهار باغ در دوره قاجار به محله مسکونی چهار باغ تبدیل شد البته تأثیر سبک معماری اصفهان در دوره زندیه و قاجاریه هم تداوم یافت و چهار باغ و عمارت خسرو اباد که یکی از چهار باغ‌های زیبای ایران است در جنوب غرب سنندج ساخته شد که اکنون عمارت خسرو اباد و بخشی از چهار باغ آن باقی‌مانده‌است.
عمارت و خانه‌های تاریخی

 
جاذبه‌های طبیعی
استان کردستان از طبیعتی زیبا برخوردار است و جنگل بخشی از زیبایی‌های استان را شکل بخشیده است. جنگل‌های استان در اطراف شهرهای بانه و مریوان واقع شده و بعد از جنگل‌های شمال کشور در درجهٔ دوم اهمیت قرار دارد. معروف‌ترین درختان جنگلی این جنگل‌ها بلوط، گلابی، زبان گنجشک (ون)، گردو، سیب وحشی، پسته وحشی، زالزالک، آلبالو جنگلی، بادام تلخ، افرا و درخت‌هایی مانند گز و بید وحشی در کنار رودخانه‌است. از جاذبه‌های طبیعی می‌توان جنگل‌های اطراف سنندج که مساحت آن حدود ۷۸٬۰۰۰ هکتار است و در جنوب سنندج واقع شده‌اند، پارک جنگلی آبیدر، پارک ملت نام برد. باغ‌سازی نزد ایرانیان سابقه دیرینه‌ای دارد. در این میان چهار باغ به خاطر چهار عنصر مقدس و گردونه زندگی، از اهمیت خاصی برخوردار بود. باغ سازی در کردستان به دلیل علاقه‌مندی والیان کردستان به سبک معماری ایرانی و باغ سازی ایرانی، رونق و گسترش یافت. از چندین چهار باغ، اکنون فقط نام برخی از آن‌ها در کردستان باقی‌مانده‌است برخی از .. باغ‌های این شهر.. عبارت است از
باغ امیریه، باغ امانیه و چهارباغ خسروآباد که یکی از زیباترین چهار باغ‌هایی که در ایران پس از چهار باغ اصفهان ساخته شد بود. این باغ که دقیقاً به وسیلهٔ چهار خیابان به چهار قسمت تقسیم شده بود، تا حدود سال ۱۳۴۵ نیز موجود بود، اما شهرسازی جدید موجب شد تا به جای آن خانه‌هایی که اکنون پیرامون این عمارت وجود دارند، احداث شوند. جز درختان پیرامون عمارت و جوی آب مرکزی، دیگر عناصر چهار باغ از بین رفته و بسیاری از درختان و حوضچه‌ها نابود شده‌اند.
 
هنرمندان
سنندج همواره یک شهر فرهنگی بوده است و هنرمندان زیادی در سنندج چشم به جهان گشوده اند . مستوره اردلان شاعر، نویسنده و تاریخ‌نگار , سید علی اصغر کردستانی استاد آواز و خواننده از اهالی شهر سنندج می باشند. اعضای گروه کامکارها - صدیق تعریف((خواننده)) - هادی ضیاءالدینی((نقاش و مجسمه ساز)) - ناضر رزازی((خواننده)) - حسین یوسف زمانی((موسیقیدان و نوازنده)),حسن یوسف زمانی((موسیقیدان و نوازنده)),عباس کمندی((خواننده,نویسنده,فیلمنامه نویس,کارگردان,شاعر)), مظهر خالقی ((خواننده)),[[جمشید مقدم]]((خواننده)) بخشی از هنرمندان معاصر شهر سنندج میباشند.

 

 

 

کرمانشاه

کِرْمانْشاهْ نهمین شهر پر جمعیت و یکی از کلان‌ شهرهای ایران و مرکز استان کرمانشاه در ایران می‌باشد که دارای جمعیتی بالغ بر۸۸۴،۷۰۶ نفر و مساحت ۹۳٬۳۸۹٬۹۵۶ متر مربع است. شهر کرمانشاه بزرگترین شهر کردنشین و مهمترین شهر در منطقهٔ مرکزی غرب ایران است.کرمانشاه از شهرهای تاریخی و فرهنگی ایران به شمار می‌رود و پیدایش آن به سده چهارم میلادی باز می‌گردد و از آن دوران تا حمله اعراب به ایران به عنوان دومین پایتخت ساسانیان مورد توجه حکومت بود. در دوران سلجوقیان در قرن یازدهم میلادی کرمانشاه به عنوان شهر ارشد کردستان انتخاب شد.در قرون وسطی شهر کرمانشاه یا قرمیسین در حکم یکی از نواحی چهارگانه عراق عجم شناخته می‌شد. در آن زمان اغلب اوقات ایالت جبال را عراق عجم می نامیده‌اند تا با عراق عرب اشتباه نشود که به طور تقریبی نیز با ناحیه ماد باستانی مطابقت داشت.با گذشت یازده سده از حملهٔ اعراب به ایران، این شهر در دوران قاجار دوباره شکل شهرنشینی خود را باز یافت و به‌دلیل قرارگرفتن در چهارراه دو محور شمال به جنوب و خاور به باختر و نیز همسایگی با کشور عراق و واقع‌شدن بر سر راه شهرهای زیارتی کربلا و بغداد از اهمیت بسیاری برخوردار است.این شهر در جنبش مشروطه سهمی به سزا داشت و در جنگ جهانی یکم و دوم به تصرف نیروهای بیگانه در آمد و پس از پایان جنگ تخلیه شد. همچنین این شهر در جنگ ایران و عراق، خسارت‌های زیادی دید.
شهر کرمانشاه از شمال به کوه فرخشاد، از شمال باختری به کوه طاق‌بستان و از جنوب به سفید کوه ختم می‌شود و یکی از شاهراه‌های ارتباطی خاور و باختر و کهن‌ترین راه گذر از ایران به میان‌رودان است.
شهر کرمانشاه دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است.در سده چهارم میلادی شهر کرمانشاه که در آن دوران روستای خوش آب و هوایی بود به عنوان دومین اقامتگاه پادشاهی ساسانیان برگزیده شد.در دوران ساسانیان باغ‌های بزرگی در این منطقه ساخته شد و تا مدت‌ها مکان خوش‌گذرانی شاهان ساسانی بوده‌است.
کرمانشاه مرکز کشاورزی ایران است و بیشتر درآمد اقصادی این شهر نیز از این راه‌است.همچنین میزان صادرات مواد خوراکی، مصالح ساختمانی و صنایع دستی کرمانشاه در ۳ ماه نخست سال ۱۳۸۸ در مجموع ۹٪ از صادرات کل کشور را شامل می‌شود.

وجه تسمیه
پیشینه نام کرمانشاه
کرمانشاه در دوره‌های مختلف دارای نام‌های مختلفی بوده که معمولاً با تغییر از حکومتی به حکومتی دیگر صورت می‌گرفته‌است، در قدیمی‌ترین شکل خود اولین بار در دوران باستان و در زمان فرمانروایی کاسی‌ها کرمانشاه را با نام الیپی می‌خوانند و در دوران هخامنشیان از کرمانشاه با نام‌های کامبادن، کارمیسین، کارمیشین، کرمینشان و غیره یاد می‌شود.
پس از اسلام، اعراب نام کرمانشاه را به قرمسین تغییر دادند و در دوره‌های بعدی کرمانشاه با نام کرمانشاهان و کرمانشاه خوانده می‌شد. نام کرمانشاه پس از پیروزی انقلاب ۵۷ به قهرمانشهر و چندی بعد به باختران تغییر پیدا کرد؛ ولی از آن‌جایی که این امر با اعتراضات گستردهٔ مردم همراه شد، در نتیجه چندی بعد با تلاش‌های اسماعیل ططری و با تصویب قانونی نام شهر به نام قدیمی خود تغییر یافت.
نام کرمانشاه در افسانه‌ها
در افسانه‌ها بنای شهر کرمانشاه را بدست طهمورث دیوبند پادشاه افسانه‌ای پیشدادیان بیان کرده‌اند.
باورها در مورد نام کرمانشاه
در مورد نامگذاری کرمانشاه باورهای متفاوتی است، عده‌ای نام کرمانشاه را به بهرام چهارم منسوب می‌دانند که در سدهٔ سوم تا چهارم میلادی پادشاه شهر کرمان بوده و پس از تأسیس کرمانشاه این شهر را با نام او می‌خوانند.

پیشینه
تاریخ باستان
 نخستین مولاژ ساخته شده از انسان نئاندرتال در ایران، موزه پارینه سنگی زاگرس
کرمانشاه که در میانه‌های رشته کوه زاگرس قرار دارد به دلیل وضعیت آب و هوایی، کوهستانی بودن و وجود پناهگاه و غارهای طبیعی همواره مورد توجه انسان‌های عصر سنگ بوده‌است.
کرمانشاه از لحاظ بقایای سکونت‌های پیش از تاریخ، یکی از مناطق بسیار غنی و مهم در ایران و غرب آسیا است. قدیمی‌ترین آثار سکونت بشر در کرمانشاه مربوط به دورهٔ دیرینه‌سنگی است که شامل چند تبر دستی سنگی است که در منطقهٔ گاکیه و غرب هرسین یافت شده‌است.این آثار دست‌کم حدود ۲۰۰ هزار سال قدمت دارند. آثار مهمی از دوران عصر سنگ در غارهای کرمانشاه کشف شده‌است که بیشترشان مربوط به دوره‌های میان‌سنگی و نوسنگی است.
مردم کرمانشاه در دوران باستان بسیاری از نخستین‌های تاریخ را به نام خود ثبت کرده‌اند؛ نخستین انسان‌هایی که در حدود ۹ هزار سال پیش با گرم شدن زمین غارنشینی را ترک کرده و به زندگی یکجانشینی روی آورده‌اند ساکنان این بوم بوده‌اند که نخستین خشت خام را تولید و در ساخت خانه و صنعت از آن استفاده کرده‌اند. و نخستین روستای خاورمیانه در دروان نوسنگی از ۹۸۰۰ ق. م تا ۷۴۰۰ ق. م در این مکان شکل گرفته‌است.کرمانشاهیان در دروان باستان با اختراع سفال نخستین انسان‌هایی بودند که رو به فعالیت‌های صنعتی آوردند و آثار زیادی از دوران پیش از تاریخ در کرمانشاه یافت شده‌است.

آثار تاریخ باستان کرمانشاه
پیش از اسلام
 طاق بستان، نمایی از طاق بزرگ و کوچک

تاریخدانان قدمت تاریخی کرمانشاه را بین ۸ تا ۱۲ هزار سال برآورد کرده‌اند و برخلاف سایر نقاط ایران که به صورت مقطعی مورد سکونت قرار می‌گرفته‌اند، این مکان همواره مورد سکونت انسان در دوره‌های مختلف قرار گرفته‌است.این شهر به لحاظ تاریخی از دوران باستان به عنوان دروازهٔ ورودی آسیا به جلگهء معروف میان‌رودان بوده‌است. دلیل این ادعا همانطور که در متون تاریخی نیز آمده‌است، وجود بزرگترین راه ارتباطی میان فلات ایران، چین و هندوستان با ساکنان میان‌رودان است که به این راه اصطلاحاً شاهی نیز گفته می‌شود.
در هزاره چهارم پیش از میلاد استان کرمانشاه یکی از مراکز مهم تجاری و بازرگانی بوده و بازرگانان آن با بازرگانان شوشی و میان‌رودانی به داد و ستد و مبادله کالا مبادرت می‌ورزیدند. حضور بازارهایی در گودین کنگاور و چغاگاوانه اسلام آباد از آن دوره شاهدی بر این مدعا است. به استناد کتیبه‌های بابلی و آشوری، ساکنان زاگرس اقوام لولوبی و گوتی بودند. این مردمان به منظور حفاظت از این خطه مرتب با بین‌النهرینی‌ها در جنگ و ستیز بوده‌اند که در این امر به پیروزی‌های چشمگیری نیز نایل شده‌اند و از آن پس دره‌های زاگرس قرن‌ها مرکز تمدن و حکومت‌های ایرانی و میان‌رودانی بوده‌است. حضور نقش برجسته‌های این اقوام در یکی از قدیمی‌ترین نقش برجسته‌های خاورمیانه محسوب می‌شود بیانگر این موضوع است.
در دوران ساسانیان یکی از شهرهای مهم این دوره به حساب می‌آمده که بناهای زیادی در دروان خسروپرویز در آن ساخته شد و همچنین نشستگاه وی نیز بوده‌است. گویند که در زمان خسرو بنای بلندی به ارتفاع ۴۵ متر به شکل مربع در آن ساخته بودند و سنگ‌ها را با سیخ‌های آهن چنان به هم وصل کرده بودند که میان سنگ‌ها دیده نمی‌شد و گمان می‌رفت که عمارت یکپارچه از سنگ ساخته شده‌است. که از آن برای پذیرایی از پادشاهان سایر کشورها استفاده می‌شد.
همچنین در تاریخ آمده‌است هنگامی که محمد، خسروپرویز را به اسلام دعوت کرد، خسرو در کنار رود قره سو نشسته بود و با خواندن نامه به خروش آمد و نامه را پاره کرد و به داخل رود قره سو ریخت.

آثار پیش از اسلام کرمانشاه
دوره اسلامی
تکیه بیگلربیگی، بنایی مربوط به دوران قاجار
در سال ۶۴۰ م در پی حمله اعراب به ایران «سعد جریر» به شهر دینور تاخت و از فتح آن ناکام ماند و سپس راهی کرمانشاه شد و بدون نبرد این شهر بدست اعراب افتاد با این وجود اعراب شهر کرمانشاه را بکلی ویران کردند؛ و از جمعیت آن کاسته شد و در پی آن ساکنان این شهر به شهر دینور مهاجرت کردند.و پس از آن از اویل قرن دوم هجری قمری مردم کرمانشاه شهر را در حاشیه رود قره سو احداث کردند و در دوران عباسیان بدلیل موقیت استراتژیک خود یکی از چهار شهر مهم عراق عجم به حساب می‌آمده‌است.کرمانشاه در سال ۱۲۲۰ م پس از حمله مغول به ایران بار دیگر ویران شد و آسیب‌های بسیاری دید.سپاه هلاکو خان که برای فتح بغداد می‌رفت کرمانشاه را نیز ویرانه کرد. در قرن هشتم سپاه امیر تیمور به کرمانشاه یورش آورد و در توصیف شرایط آن زمان در کتاب نزهه القلوب آمده‌است:
کرمانشاه دهی است که طاق شبدیز (بستان) در آن قرار دارد و دارای قدمت است. همدان نیز در مجاورت آن است و جزوی از قلمروی علی شکر محسوب می‌شود.
با تشکیل حکومت صفویان، کرمانشاه همچون دیگر شهرهای ایران تحت تسلط این حکومت در آمد. در سالهای آغازین حکومت صفوی به دلیل جنگ وستیز این حکومت با عثمانی، کرمانشاه گاه تحت تسلط صفویه و گاه تحت تسلط عثمانی بود. از عصر شاه صفی به بعد، با ورود خاندان زنگنه به وادی قدرت که تیولداران کرمانشاه بودند و بنای شهر کرمانشاه در این دوره در میان پل کهنه و قلعه کهنه امروز قرار داشته‌است.با پایان یافتن جنگهای میان ایران و عثمانی با انعقاد عهد نامه ذهاب در سال ۱۰۱۸ سبب شد تا کرمانشاه از عصر شاه صفی تا پایان دوره صفویه دورانی از آرامش همراه با ترقی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی طی کند.
در عصر افشاریه به دلیل وجود توپخانهٔ نادری در کرمانشاه این شهر اهمیت نظامی پیدا کرد و به جبههٔ جنگ نادر شاه با عثمانی تبدیل شد. بعد از مرگ نادر این شهر به دلیل وجود توپخانهٔ نادری در کانون توجه قدرت طلبان قرار داشت و نزاعهای میان سرداران مختلف بر سر دستیابی به این شهر صورت گرفت که در نهایت کریم خان بر آن مسلط شد.
در عصر زندیه کرمانشاه با وجود حکمران مقتدر خود الله قلی خان زنگنه اگر چه دورانی کوتاه توام با آرامش را از سر گذراند اما با مطرح شدن الله قلی خان به عنوان یکی از مدعیان قدرت و تلاش وی برای دستیابی به تاج و تخت سلطنت بعد از مرگ کریم خان، بار دیگر این شهر به وادی جنگ و ستیز مبدل گشت.

 
طاق بزرگ در طاق بستان
کرمانشاه پیش از اسلام یکی از شهرهای مهم ایران به شمار می‌رفت و پس از اسلام بارها توسط اعراب مورد حمله قرار گرفت؛ مسعر ابن مهلهل که در قرن چهارم از کاخ‌های باستانی شاهان ایران در کرمانشاه دیدن کرد و شرح ویران کردن آن توسط اعراب را نوشته‌است.گرچه این مساله با توجه فاصله زمانی مسعر ابن مهلهل از صدر اسلام مورد تردید است؛ مخصوصا با توجه به اینکه کرمانشاه - که اعراب آن را قرمیسن می‌خواندند- در زمان بنی عباس شهری آباد و معمور بوده است.
جاذبه‌های تاریخی پیش از اسلام شهر کرمانشاه بیشتر آثار باقی‌مانده از دوران ساسانیان است که سرآمد آنها طاق بستان است که به گونه‌ای نماد شهر کرمانشاه هم به حساب می‌آید و در پایین تر از محوطهٔ تاریخی طاق بستان و شهر تاریخی کامبادنه منطقه‌ای به نام شکارگاه خسروپرویز وجود دارد که در زمان خسروپرویز برای شکار تفریحی کاربرد داشته‌است که در نقش برجسته‌های طاق بستان این شکارها به تصویر کشیده شده‌اند. سنگ‌نبشته بیستون نیز از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو، در دامنه کوه بیستون قرار دارد.

طاق بستان
طاق بستان مجموعه‌ای از سنگ‌نگاره‌ها و سنگ‌نبشته‌های دورهٔ ساسانی است که در شمال غربی کرمانشاه واقع شده‌است. این مجموعه در قرن سوم میلادی ساخته شده‌است و ارزش هنری و تاریخی زیادی دارد. چند صحنه تاریخی از جمله تاج‌گذاری خسرو پرویز، تاج‌گذاری اردشیر دوم، تاج گذاری شاهپور دوم و سوم و همچنین چند سنگ‌نوشته (کتیبه) به خط پهلوی کتیبه‌ای در آن کنده‌کاری شده‌است. ۰

روز ملی
به پیشنهاد معاونان گردشگری کرمانشاه و با تأیید مجلس شورای اسلامی، ۵ مرداد ماه به عنوان روز ملی «کرمانشاه گهوارهٔ تمدن» نام گذاری شده که همزمان با عملیات مرصاد است.

ارتباط‌های بین المللی

کنسولگری‌ها
1.    عراق 


شهرهای خواهر خوانده

     سیسیل
ایتالیا
۲۰۱۰

     قاضی آنتپ
ترکیه
۲۰۱۰

     اشپلیت
کرواسی
۲۰۱۱

 

 

 

یاسوج


یاسوج یکی از شهرهای لرنشین جنوب غربی ایران و مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد است. این شهر همچنین مرکز شهرستان بویراحمد است و در شمال شرقی استان واقع شده‌است. پیش از ایجاد این شهر، در حدود ۶ کیلومتری آن، یک شهر قدیمی به نام «تل خسرو» قرار داشت که زمانی مرکز نفوذ خوانین بویراحمد علیا بوده‌است. اینک به جز تپه‌های پراکنده و یک روستا، اثری دیگر از آن باقی نمانده‌است. تل خسرو متجاوز از دو هزار سال قدمت دارد. لیکن احداث ابنیهٔ معاصر در پیرامون آن، بعد از سال ۱۳۰۹ خورشیدی شروع شده و تا سال ۱۳۲۳ ادامه یافت و پس از آن متروک شده‌است.
یاسوج در کنار رودخانه بشار در تپه‌های متعدد در ارتفاع ۱۸۷۰ متری از سطح دریا قرار گرفته، این شهر که تا سال ۱۳۴۹ از توابع شهرستان کازرون بود جدا شد و برای ۶ سال به شهرستان بهبهان داده شد و در نهایت در سال ۱۳۵۵ به مرکزیت استان کهگیلویه و بویراحمد در آمد. در فصل زمستان برف زیادی در این شهر می‌بارد و اکثر نقاط و ارتفاعات اطراف آن برای مدتی طولانی پوشیده از برف باقی می‌ماند. شهر یاسوج ۱۸ کیلومتر وسعت یافته‌است.

تاریخچه
منطقه یاسوج از دوران برنز محل زندگی بوده‌است. یافته‌هایی در تپه شهدا (۳ هزار سال پیش از میلاد) و تپه خسروی مربوط به دوران هخامنشیان، محوطه باستانی گرد و گورستان پایه چول در همین زمینه بدست آمده‌است. یاسوج منطقه‌ای است که اسکندر و سربازان مقدونی وی از آنجا به فارس در ۳۳۱ سال پیش از میلاد حمله کردند.


وجه تسمیه
یاسوج یا یاسیج به معنای محلی است که گلهای یاس در آن به صورت فراوان می‌رویند.

آب و هوا
شهر یاسوج در منطقهٔ اقلیم سردسیری واقع شده و دارای هوای معتدل متمایل به سرد است. در این شهر، میزان بارش برف و باران زیاد می‌باشد و به علت بارش فراوان برف و باران و پوشیده شدن ارتفاعات از برف برای مدت مدیدی از سال، از منابع آب کافی برخوردار می‌باشد.
از منظر آلودگي هوا ياسوج يكي از آلوده ترين شهرهاي جهان است. مطابق آمار رسمي سازمان بهداشت جهاني شهر ياسوج در ليست ده شهري قرار دارد كه آلوده ترين هواي جهان را دارا هستند.

جاذبه‌های طبیعی
•    آبشار یاسوج اصلی‌ترین جاذبه گردشگری شهر یاسوج آبشار یاسوج است. این آبشار (پارک جنگلی ابشار) در فاصله ۲ کیلومتری مرکز شهر و در شمال شهر یاسوج واقع است و هر ساله مورد توجه گردشگران و توریستهای ایرانی و خارجی قرار می‌گیرد
آب چشمه‌هایی که از دل کوه‌های زاگرس جوشیده در دو کیلومتری شمال شهر یاسوج آبشاری به ارتفاع ده متر را به منظر تماشا گذاشته‌است. از دیگر آبشارهای این استان، آبشار بهرام بیگی است. این آبشار در میان صخره‌های سنگی واقع شده و بعد از مارگون قرار دارد. آبشار بن رود نیز بعد از سی سخت قرار گرفته و شامل توف‌شاه (آبشار شاه) و آبشار بن رود است که ازچندین چشمه تشکیل شده و حدود ۲۰ متر ارتفاع دارد و منطقه بسیار زیبایی را پدید آورده‌است.
 
تنگ مهریان در شهرستان بویراحمد
•    تنگ مهریان در یک کیلومتری مسیر یاسوج به اصفهان که به تنگ مهریان معروف است. امامزاده‌ای به نام امامزاده شاه حسن در این منطقه وجود دارد که پذیرای زایران در این منطقه‌است.
تنوع درختانی نظیر سپیدار، بلوط، افرا، چنار، کاج، انگور وحشی و بنه در تنگ مهریان از ویژگی‌های این منطقه‌است.
تنگه مهریان در زمستان هم محل رفت‌وآمد علاقه‌مندان به اسکی است. این تنگه دراین فصل همچنین شاهد تشکیل یخی بزرگ برروی صخره‌ای مقابل بارگاه امامزاده حسن است که این توده یخ روز شصتم زمستان شکسته شده و روز هفتادم (حدود دهم اسفندماه) با صدایی که کیلومترها شنیده می‌شود، از صخره فروریخته و مژده بهار می‌دهد. آب زلال و شفاف رودخانه مهریان که بخشی از آن از چشمه‌های تنگ معروف به کبوتری است پس از طی مسیر به رودخانه بشار یاسوج و رودخانه کارون در استان خوزستان می‌ریزد.
•    پیست اسکی کاکان این پیست در دامنه‌های رشته کوه زاگرس قله دنا در ۱۸ کیلومتری شهر یاسوج نزدیک به دهستان کاکان واقع شده است.

دهستان کاکان داری چندین روستا می باشد.
•    گوشه در کیلومتر شش جاده یاسوج به اصفهان منطقه خوش آب و هوای گوشه قرار دارد که شهرت آن به علت وجود امام زاده شاه قاسم از نوادگان حضرت زین العابدین (ع) است.
•    شیخ سرکه (شیخ صدوق): منطقه‌ای سردسیری با پوشش گیاهی متنوع از جمله بیلهر، کنگر، قارچ، ریواس، چویل و... پذیرای گردشگران زیادی می‌باشد.
این روستا به علت دور افتاده بودن از مرکز استان ناشناخته وگمنام مانده. در این روستای سردسیری درختان گردو، سیب، هلو، انگور کاشته ودر سالهای آتی شاهد برداشت ثمر آنها خواهیم بود مزار شیخ سرکه بروی تپه‌ای که درختان انجیک (گلابی وحشی) آن را احاطه کرده‌است قرار دارد. ودر حال حاضر با همت اهالی منطقه در حال باسازی ومرمت می‌باشد. وجود چشمه‌های نظیر سرکورکی ورودخانهای پر آب در این منطقه باعث ابادانی در این منطقه گردیده‌است.
•    آبشار تنگ تامرادی در ۲۶ کیلومتری جاده یاسوج به بابامیدان بعد از گذشتن از روستای دشتروم و با عبور از دوراهی سپیدار وطی حدوداً ۲۰ کیلومتر جاده پرپیچ و خم به مکانی می‌رسید که شاید شبیه آن را حتی در عکس هم ندیده باشید. آبشاری زیبا و مفرح و طبیعتی سرسبز با هوای گرمسیری مناسب حسی جدید را به انسان القا می‌کند. در این تنگه جنگ تنگ تامرادی اتفاق افتاده است.

 

 

 

گرگان


شهر گُرگان مرکز شهرستان گرگان و استان گلستان در جانب شرقی شمال کشور ایران است. گرگان کنونی تا سال ۱۳۱۶ «اِستَرآباد» یا «اَستراباد» نام داشت.گرگان قدیمی که به عربی جرجان خوانده می‌شد شهری آباد و مهم بود که در نزدیکی گنبد کاووس امروزی قرار داشته و اینک ویرانه‌های آن در حوالی امام‌زاده یحیی بن زید قرار دارد. نام گرگان (جرجان) نامی تقلیدی از جرجان قدیم برای استرآباد بود.
   
نام گذاری
باور اغلب پژوهشگران بر این است که واژهٔ استرآباد از دو لفظ «استر» و «آباد» تشکیل شده و استر در زبانهای ایرانی به معنای ستاره و آباد (به معنای) «عمارت» است. در زمان زردشت که ایرانیان ستاره‌ها را مظهر نور مقدس می‌دانسته‌اند، این شهر را بنا کرده به این نام، نامیدند.
همچنین نام این شهر را برگرفته از نام استر همسر یهودی خشایارشا می‌دانند. خواجه ابوالحسن بیهقی در تاریخ خود از این شهر به لفظ استارباد(estarbad) یاد کرده است چنانکه نام کتاب معروف دکتر منوچهر ستوده یعنی «از آستارا تا استارباد» برگرفته از همین نوشتار بیهقی است.
در زبان پهلوی منطقهٔ گرگان را وُرکان یا یا وِهرکانه و در زبان یونانی هیرکانیا (Hyrcania) و در زبان عربی جُرجان می‌گفتند.گرگان از مهم‌ترین منطقه‌ها در زمینه پژوهش‌ها و کاوش‌های باستان‌شناسی است. در کتاب مقدس وندیداد اوستا گرگان به عنوان نهمین سرزمین مقدس که اهورامزدا آفریده، ذکر شده است. البته در این نوشتار منظور از نام گرگان همان شهر تاریخی و باستانی جرجان مخروبه است که در نزدیکی گنبدکاووس قرار دارد.
آثار بدست آمده از تورنگ‌تپه (۱۹ کیلومتری شرق گرگان فعلی) و شاه تپه (۱۶ کیلومتری غرب گرگان فعلی) نشان از حضور و توقف انسان در حدود ۵۰۰۰ سال قبل و در دوره نوسنگی دارد.
نخستین کاوش‌ها در حدود سال ۱۸۴۱ (میلادی) در زیر تپه‌ای مصنوعی در نزدیک شهر گرگان انجام شد که خزانهٔ معروف استراباد در آن کشف گردید. کارشناسان برخی از اشیای موجود در آن خزانه را که شباهت بسیار با کشفیات تپه حصار دامغان داشته متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد و (نزدیک به ۵ هزار سال پیش) دانسته‌اند.
در پایان سده ۱۹ در محلی به نام خرگوش‌تپه در نزدیکی گرگان امروز (در قسمت شمال شهر) نیز پژوهش‌هایی انجام شد، و در سال ۱۹۳۱ یک گروه آمریکایی از دانشگاه پنسیلوانیا به روستای معروف تورنگ‌تپه در ۲۰ کیلومتری شرق گرگان رفته و به کاوش و بررسی پرداختند و آثاری ارزشمند از تمدن کهن در این منطقه یافتند. ۲ سال پس از این در سال ۱۹۳۳، یک گروه باستان‌شناسی سوئدی به منطقهٔ گرگان آمدند و پس از مطالعهٔ حوزه رودخانه قره‌سو یا سیاه‌آب در شمال گرگان اعلام کردند بیش از ۳۰۰ تپهٔ تاریخی در این منطقه وجود دارد که یکی از آن‌ها شاه‌تپه بزرگ یا اسلام‌تپه است که در ۱۵ کیلومتری شمال غربی گرگان قرار دارد.
در دوره ساسانیان دیوار تدافعی بزرگی در این منطقه به نام دیوار بزرگ گرگان ساخته شد که توسط باستان‌شناسان انگلیسی به مار سرخ شهرت یافته است.این دیوار بزرگ در سده ۵ میلادی تکمیل شد و بیانگر صنعت پیشرفته تدافعی آن دوران است.

آقا محمدخان قاجار در این شهر زاده شد. حتی خانه تولد وی واولین مکان حکومتی ودولتی وی موجود است. دیوار باروی شهر را نادرشاه افشار ویران کرد و آقا محمد خان بعداً آن را بازسازی نمود. در دوران میرزا تقی خان امیرکبیر، شهر بازسازی شد.
ویرانه‌های شهر اصلی گرگان در نزدیکی گنبد کاووس امروزی قرار دارد. در زمان رضا شاه پهلوی نام کهن گرگان را برای شهر استرآباد برگزیدند.
در ۱۷ فروردین ۱۳۲۳ شهر گرگان دچار زمین‌لرزه سختی شد و بیشتر بناهای آن شکست برداشت. از بناهای شهر قدیم گرگان بنای امامزاده نور واقع در کوی بازار نعلبندان و بنای مسجد گلشن در کوی درب نو و چند تکیه در نقاط مختلف شهر است.

بافت تاریخی شهر
بافت تاریخی گرگان، با مساحتی بالغ بر ۱۵۰ هکتار سومین بافت با ارزش ودارای سبک معماری پس از یزد واصفهان است و وسیع‌ترین بافت تاریخی شمال ایران است. بافت تاریخی این شهر در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در فهرست میراث ملی ایران به ثبت رسید که محدوده آن منطبق بر محدوده قاجاری شهر استرآباد است.
شهر گرگان (استراباد) در دوران قاجار ۶ محله بزرگ به نام‌های سرپیر، دربنو، سرچشمه، میخچه‌گران، نعلبندان، سبزه‌مشهد و میدان داشت که دارای چندین محله فرعی مثل پاسرو، میرکریم، دوشنبه‌ای، شیرکش، باغشاه، دباغان، شاهزاده قاسم و... بوده‌اند.
این ۶ محله و محلات فرعی هنوز هم به همین نام‌ها وجود دارند و بیشتر مساجد و تمام تکایای قدیمی و زیارتگاه‌ها و مکان‌های مذهبی شهر نیز در همین محلات قرار دارند که امروز بافت قدیم و معماری سنتی و تاریخی این شهر و بخش عمده‌ای از میراث فرهنگی این دیار را تشکیل می‌دهند، همچنین قزاق‌محله که محل سکونت قزاق‌هاست جزو محله‌های قدیمی گرگان به‌شمار می‌آید.
بافت قدیم گرگان متشکل از پنج دروازه بوده‌است که این دروازه‌ها (محل تقاطع راههای مختلف بوده‌اند) می‌توانند علل و شیوه رشد شهر را نشان دهند، پنج دروازه شهر عبارت بودند از دروازه شرقی بطرف بسطام و خراسان، دروازه فوجرد یا سبزه مشهد که به طرف گرگان قدیم می‌رفته‌است، دروازه جنوبی بنام چهل دختران که بطرف کوهستان می‌رفته و دروازه مازندران و دروازه دنکوان که در دروازه پنجم رفت‌وآمدی صورت نمی‌گرفته‌است. بافت قدیم گرگان را مجموعه‌ای از محلات مسکونی و مراکز محلات تشکیل می‌دهد سیر تحول آنچه که در حال حاضر بافت گرگان نامیده می‌شود، حاکی از تجمع اولیه سه محله اصلی سبزه مشهد، میدان و نعلبندان می‌باشد که بتدریج و تا به امروز در جهات مختلف بخصوص شرق و جنوب شرقی گسترش یافته‌اند. در هر سمت شهر محله شرقی کنار دروازه خراسان بوده‌است که هر سه محله با راه اصلی بهم متصل می‌شوند. بازار اصلی در محله شرقی بر مرکزیت آن محل می‌افزوده‌است (در گذر دوشنبه‌ای واقع در محله غربی و گذر چهارشنبه‌ای واقع درمحله شمالی احتمالاً بازارهای هفتگی وجود داشته‌است).
شکل گیری و تجمع فضاهای مسکونی در بافت قدیم گرگان تحت عنوان یک محله با نام مشخص بیانگر علل و عواملی می‌باشد بعضی از این محلات در روند تجمع افراد یک صنف شکل گرفته‌اند مانند محله نعلبندان و یا دباغان، بخش دیگری از محلات بخاطر همجواری باعناصر و فضاهای خاص نام آن را به خود گرفته‌اند مانند محله میدان یا سرچشمه.
محله اصلی سبزه مشهد که در شمال و کنار دروازه گرگان قدیم قرار داشت شامل محلات فرعی تر: سرچشمه، سرپیر، چهارشنبه‌ای و دباغان می‌باشد این محله به دلیل بوجود مظهر قنات در محدوده آن تامین کننده آب ساکنین شهر بوده‌است عناصر مشخصی که در مرکز و محدوه این محله قرار دارند شامل: امامزاده نور، مصلی و چند تکیه می‌باشد.
محله اصلی میدان که در غرب وکنار دروازه مازندران قرار داشته‌است شامل محلات فرعی تر: دربنو، میر کریم، دوشنبه‌ای و دوچنار می‌باشد (محله دوچنار در حال حاضر وجود ندارد) در محله میدان یکی دیگر از بازارهای اصلی شهر وجود داشته‌است که با احداث خیابانهای جدید بخشی از آن از بین رفته‌است و بخشی دیگر ان بصورت بازارچه‌ای فعال بکار خود ادامه می‌دهد. محله اصلی نعلبندان که در شرق شهر و کنار دروازه خراسان قرار داشت شامل محلات فرعی تر: میخچه گران، پاسرو، باغشاه و شیرکش می‌باشد قدمت دو محله باغشاه و شیرکش به اواخر دوره قاجار می‌رسد. بازار اصلی و مسجد جامع شهر در این محله قرار داشته و دارند.
هر کدام از محلات نام‌برده بالا علاوه بر بازار و بازارچه دارای مسجد یا تکیه، حمام، مدرسه و آب انبار اختصاصی نیز بوده‌اند که کم و بیش تا امروز شکل خود را حفظ کرده‌اند و به نظر می‌رسد که محله میدان قدیمی تر و مربوط به زمانهای اولیه شکل گیری شهر باشد که بعد دو محله شمال و شمال شرقی در کنار آن بوجود آمده‌اند که باعث شده شهر بطرف شمال و شمال شرقی رشد کند ولی از طرف غرب به خاطر وجود خندق و بارو و از طرف جنوب بعلت وجود کوهها و جنگلها رشد کمتری داشته‌است. این رشد باعث ایجاد محلات فرعی تر (شیرکش، پاسرو و میخچه‌گران در شرق و جنوب شرقی و محلات چهارشنبه‌ای، سرپیر، دباغان در شمال شرقی و بلیس محله در شرق) شد و ادغام کلیه محلات با هم بافت قدیم گرگان را تشکیل می‌دهد.
رشد اولی شهر در محدوده برج و باروی آن بود اما از سال ۱۲۹۰ به بعد رشد شهر بیشتر معطوف به جنوب و شرق شد و از سال ۱۳۱۷ به بعد نیز رشد شهر مجدداً در همان قسمت شرق و جنوب شرقی انجام شد اما در دهه ۱۳۴۰و ۱۳۵۰ روند رشد شهر تغییر نمود و شهر بصورت پراکنده و در تمام جبهه‌ها گسترش یافت که بیشتر در امتداد خیابانها ایجاد شده بود. در دهه اخیر نیز شهر این الگوی رشد پراکنده در همه جهات را دنبال کرده که بیشتر در جهات شمال شرقی و جنوب بوده‌است و بعلت وجود زمینهای مرغوب کشاورزی در شمال و باغات و جنگلها در جنوب رشد نامناسبی را ایجاد نموده‌است.

فرهنگ
 با ورود اسلام و در سده‌های آغازین آن، ایالت طبرستان جایگاه ارزشمندی در شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی داشت. شهرهای جرجان و استراباد از این ایالت مهد دانشمندان بزرگ آن دوران بود.
عنصرالمعالی کیکاوس (از واپسین امیران آل زیار و نگارنده کتاب قابوس‌نامه) و عبدالقاهر جرجانی (صاحب تألیفات در صرف و نحو و معانی و بیان عربی) در تحول ادبیات فارسی و عربی نقش مهمی داشتند. قابوسنامه را مجموعه تمدن اسلام پیش از مغول نام نهاده‌اند.
در دانش پزشکی نیز این منطقه سهم عمده‌ای در جهان اسلام داشته است. ابوسهل مسیحی و سیداسماعیل (حکیم) جرجانی (نویسنده دائرةالمعارف ذخیرهٔ خوارزمشاهی) از این سرزمین بوده‌اند. میرداماد و میرفندرسکی نیز از این منطقه برخاسته‌اند.
نخستین چاپخانه سربی در گرگان در ۱۳۰۷ تأسیس شد. هم‌اکنون هفته‌نامه‌های گلشن مهر، گلستان نو، همزیستی، سلیم، حریف، صحرا، ماهنامه خودآزما، مختومقلی فراغی و یاپراق در گرگان منتشر می‌شوند.
نخستین کتابخانه‌های این منطقه متعلق به سده ۱۱ قمری است. کتابخانهٔ استرآباد در دورهٔ صفوی (سده ۱۱) کتابخانه حسین اردبیلی‌نژاد استرآبادی نام داشته‌است. در دوره قاجار هم در برخی مدارس و خانه‌های برخی از فضلا و ادیبان کتابخانه‌هایی وجود داشته‌است.
نخستین کتابخانه عمومی شهر گرگان در ۱۳۳۹ و با هزینهٔ شهرداری شکل گرفت و در عمل از ۱۳۴۵-۱۳۴۶ با ۹۵۲ جلد کتاب، کار خود را آغاز کرد. این کتابخانه در ۱۳۵۸ به ساختمان کاخ موزه کنونی و سپس به ساختمان فعلی در پارک شهر منتقل و کتابخانه عمومی شماره یک گرگان نامیده شد.

مراکز فرهنگی و هنری
•    تالار فخرالدین اسعد گرگانی: ساخت تالار فخرالدین اسعد گرگانی شهرستان گرگان در سال ۱۳۵۱ آغاز و در هشتم اردیبهشت ماه ۱۳۵۷ توسط شهبانو فرح دیبا افتتاح گردید. کار ساخت این تالار ۴۵۰ نفره ۶ سال به طول انجامید و طراحی آن به گونه‌ای انجام شد که دومین سِن استاندارد تالار کشور بعد از تهران در گرگان ساخته شود.

شهرهای خواهرخوانده
•     آکتائو، قزاقستان
•     سامسون، ترکیه

 

 

رشت


رَشْتْ (گیلکی: Rèsht) یکی از کلان‌شهرهای ایران و مرکز استان گیلان در شمال ایران و مرکز شهرستان رشت است. این کلانشهر همچنین بزرگترین و پرجمعیت‌ ترین شهر شمال ایران در بین سه استان حاشیه‌ای دریای خزر (مازندران، گیلان و گلستان)و بزرگترین شهر گیلک نشین ، بزرگترین سکونت گاه سواحل جنوبی دریای خزرمحسوب می‌شود. البته بسیاری از مردم این شهر این دریا را کاسپین می‌نامند.
رشت در ۴۹ درجه و ۳۶ دقیقه طول شرقی و ۳۷ درجه و ۱۶ دقیقه عرض شمالی واقع شده و فاصله آن از تهران ۳۲۵ کیلومتر می‌باشد. همچنین شهر رشت با مساحت ۱۸۰ کیلومتر مربع در زمینی مسطح و هموار به ارتفاع به طور میانگین ۵ متر از سطح آب‌های آزاد قرار دارد.سلسله جبال البرز در قسمت جنوبی شهررشت واقع شده و نزدیک ترین قله بلند به شهر رشت (درفک) به ارتفاع 2733 متر است. نزدیک ترین شهرستان به رشت صومعه سرا است که در فاصلهٔ ۲۶ کیلومتر ی آن قرار دارد. رشت از شمال به دریای خزر و مرداب انزلی، از غرب به رودخانه پسیخان , صومعه سرا و فومن , از جنوب به بخش سنگر و شهرستان رودبار و از شرق به کوچصفهان و آستانه اشرفیه محدود است.
بر اساس سرشماری رسمی در سال ۱۳۹۰ جمعیت آن ۶۳۹،۹۵۱ نفر بوده‌است. مجموع جمعیت ساکن در حومه و جمعیت شناور روزانه شهر رشت بالغ بر ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ نفر است. رشت فشرده‌ترین شهر ایران به لحاظ نسبت جمعیت به وسعت است و از لحاظ نسبت جمعیت در روز و شب نیز رتبه نخست کشور را دارد.
در شهر رشت لهجه‌های گوناگون از گویش بیه‌پس زبان گیلکی توسط مردم تکلم می شود.
آب و هوای رشت از جمله آب و هوای معتدل کاسپین و شبهه مدیترانه ایست که دارای تابستان های گرم و شرجی و زمستان های سرد و مرطوب است.همچنین شهر رشت دارای رتبه ی اول میزان بارش مراکز استان‌های ایران و به شهرباران شهره است.
رشت در گذشته مرکز استان یکم ایران بوده نام رشت در اسناد به جا مانده از گذشته به صورت های «دارلمرز»،«دارالامان»، «بیه»،«رشت بازار» ذکر شده است و ایجاد بنای اولیه رشت را بااحتمال زیاد به قبل از اسلام و به دوره ساسانیان نسبت می‌دهند.
شهر رشت بلایای فراوانی را در طول تاریخ از سر گذراند و به دلیل برخورداری از موقعیت خاص جغرافیایی و تجاری بار ها توسط بیگانگان به اشغال در آمد.هم اکنون نیز این شهر یکی از قطب های کشاورزی و گردشگری در سطح کشور محسوب می شود. همچنین این شهر نقشی کلیدی در بزنگاه های تاریخ ایران مانند انقلاب مشروطه،جنبش جنگل و انقلاب 1357 ایران داشت و با توجه به فرهنگ مردم آن و قرار گرفتن در جاده راه ابریشم به عنوان دروازه اروپا همواره به عنوان نقطه ورود تمدن مدرن از آن یاد می شود.
امروزه شهر رشت قطب تولید برنج ایران ،تولید کننده ی بزرگ فولادو قطب تولید نانو دارو های ضد سرطان کشور یکی از مهم ترین شهر های ایران است.

نام
وجه تسمیه رشت در فر هنگ واژه های دساتیر، به معنی گچی که بنّایان، سنگ و آجر را به آن محکم نمایند و در لغت نامه‌های انجمن آراء، آنندراج، فرس اسدی، لغت محلی شوشتری، برهان، ناظم الاطبا و لغت نامه جهانگیری: چیزی که از هم فرو ریزد ـ هر چیزی که از هم فرو ریزد و فروپاشد ـ دیوار مشرف برافتادن. گچ را نیز گویند که بدان خانه سفید کنند ـ لجن و خاکروبه ـ خاک و گرد ـ خاک را گویند ـ رنگ کرده نیز معنی شده‌است.همچنین رشت (به فتح اول) به معنی در فروافتاده در گودی قرار گرفته یا جای پست است. صفتی بود برای هفته بازار رشت و حومه که روزهای یکشنبه در این شهر و روزهای چهارشنبه در آج بیشه حومه رشت تشکیل می‌شد. رشت بازار یعنی بازار در گودی قرار گرفته و این صفت بدان اعتبار بود که هر پیله‌ور و یا مسافری که از بخشهای جنوبی، مانند رودبار یا از مناطق غربی مانند فومن یا از مناطق شرقی مانند لاهیجان به سوی رشت حرکت می‌کرد، از منطقه‌ای بلندتر به ناحیه‌ای که در سطح پایین قرار داشت سرازیر می‌شد. تدریجاً "بازار" از آخر نام حذف شد و "رشت" باقی‌ماند.
از جمله دیگر نظرات می‌توان به (بیه) یعنی مصب بین دو رود اشاره کرد. یا (دارالمرز) یعنی سرزمین پست و گود (جلگه) و یا به نظر علی‌اکبر دهخدا چون ساخت اصلی شهر در سال ۹۰۰ هجری بوده و کلمه رشت در حساب ابجد ۹۰۰ است این نام را انتخاب نمودند. بنا به یک گمانه زنی دیگر نیز: تلفظ دقیق این نام شهر رَشت "رِشت" بوده که آن نیز از بن ریسیدن گرفته شده‌است و دلیل این نام گذاری مطرح بودن این شهر در تولید رشته‌های نوغان یا همان ابریشم|ابریشمی دانسته شده‌است. طبق یکی دیگر از گمانه زنی‌ها معنی کلمه رَشت از ترکیب کلمه «رِش» به معنی باران بسیار ریز است. که با پذیرفتن این گمانه زنی می‌توان رشت را به مکانی که در آنجا باران به صورت مداوم می‌بارد پذیرفت. واژه گیلکی «وارش» که به معنی باران است موید این نکته‌است که این واژه مرکب از وا+رش ساخته شده که اصل کلمهٔ مرکب هم پیشوند «وا» معادل «باز» متبادر کنندهٔ «باز باران» یعنی «باران مکرر»است. در اوستا کتاب ایرانیان باستان کلمه هو رشت بارها استفاده شده است. هو به معنی نیک و رشت به معنی کردار می‌باشد. شاید رشت در کتب پارسی به معنی کار یا عمل یا کردار یا محلی برای کار باشد. همچنین عده‌ای بر این گمانند که نام رشت از نام ایزد باران در فارسی پهلوی یعنی تیشتر گرفته شده.

پیش از اسلام
ایجاد بنای اولیه رشت را با احتمال زیاد به قبل از اسلام و به دوره ساسانیان نسبت می‌دهند در حالی که به نوشته برخی از محققان؛ رشت در پیش از اسلام و دست کم در دوره ساسانیان وجود داشته است. و بنا بر روایت دیگری این ناحیه در گذشته دور، زیر آب‌های دریای‌خزر قرار گرفته بود، اما به تدریج و بر اثر رسوب زیاد و تبخیر آب، اراضی گیلان وناحیه‌ای که امروزه به نام رشت معروف است از آب خارج شدند. این ناحیه چون دارای منابع طبیعی مانند جنگل و زمین‌های مناسب کشاورزی بوده، به سرعت به صورت دهکده‌ای درآمده و قابل سکونت شده است. در زمانیکه حکومت ساسانی روبه فروپاشی می‌رفت، حکمرانی مستقل این دیار را گیلان‌شاه می‌نامیدند.

پس از اسلام
پس از غلبه مسلمانان بر ایران، اولین بار که نامی از رشت به میان آمد، سال ۶۱ هجری قمری بود. در زمان صفویه به ویژه در دوره شاه اسماعیل صفوی، سرزمین گیلان به دو بخش داخلی: «بیه پس» به مرکزیت فومن (و بعدها رشت) و «بیه پیش» به مرکزیت لاهیجان تقسیم می‌شد. حکومت بیه پیش از ۹۴۳ هجری قمری به خان احمد گیلانی رسید و شاه طهماسب اول صفوی، حکومت بیه پس را نیز به او سپرد. سرانجام شاه عباس اول صفوی گیلان را تسخیر کرد. در زمان سلطنت شاه عباس اول، گیلان استقلال خود را از دست داد.این شهر از سال ۱۰۰۴ هـ. ق به فرمان شاه‌عباس مرکز استان گیلان و مرکز معاملات نوغان و ابریشم شد که در آن زمان محصول اول گیلان بود. این امر موجب شد که مالکان بزرگ و معامله‌گران ایرانی و روسی و یونانی و ارمنی که سر و کار با نوغان و ابریشم داشتند به این شهر رو کرده و بر وسعت آن بیفزایند. از این زمان سنگفرش بازار و سرپوشیدن خندقهای سرگشاده در نواحی مرکزی شهر شروع شد.در سال ۱۰۷۱ هجری قمری، قوای روسیه به دستور پترکبیر به گیلان حمله برد و رشت را تا سال ۱۱۴۵ هجری قمری در اشغال خود نگه داشت. در سال ۱۰۴۵ هجری قمری شهر رشت به دست استپان رازین روس غارت شد. در سال ۱۷۲۲ میلادی نیز سپاهیانپترکبیر ، رشت را تسخیر کردند. سپس روس‌های بلشویک در جریان تعقیب هواداران تزار رشت را به تصرف خود درآوردند. رشت در فاصلهٔ سالهای ۱۱۵۷ هـ. ق تا ۱۱۸۴ هـ. ق در وسط جنگلی انبوه قرار داشت. در اطراف نقاط اصلی شهر خانه‌ها نزدیک به هم و در بقیهٔ نقاط خانه‌ها بدون هیچگونه نظمی پراکنده بود. در سال ۱۲۲۳ هـ. ق دارای سه‌هزار خانوار بوده، بازارش از چهار کوچه نامنظم که بخشی از آن با نی و حصیرهای تکه‌پاره پوشانده بودند تشکیل شده بود. این شهر در آن روزگار شش روز با تهران فاصله داشته‌است. این شهر از محلاتی تشکیل شده که نام خود را از زاهدان و عارفانی که در آن سکونت داشتند گرفته‌است مانند سمابجار (صومعه بجار)، چله‌خانه، پیرسرا، استادسرا، آفخرا، علمداران، خواهر امام، سلیمان‌داراب و غیره. سکونت هر یک از زاهدان یا عارفان یا پیران در قسمتی از قصبه یا شهر موجب بود که پیروان آنان مجاور مراد خود جمع شده و کویی تشکیل دهند و نام مراد خود را بر آن نهند. قسمتی از شهر نیز از پیشه‌وران و صنعتگرانی نام می‌گرفت مانند: خمیران یا خمگران، ساغری سازان، صیقلان و غیره.

معاصر
 کمیته سری ستار، که در دوره استبداد صغیر محمدعلی شاه در رشت، گیلان تشکیل شد و هدف از تشکیل آن، اعاده مشروطیت بود. ۴۶ نفر از مشروطه خواهان گیلانی و غیر گیلانی که در آن زمان در رشت بودند، در آن عضویت یافتند و با مساعی آنان بود که انقلاب محرم ۱۳۲۷ ه. ق رشت واقع شد که به نوبه خود منجر به فتح تهران و اعاده مشروطیت گردید.در مقابل این گروه و برای مقابله با شورش‌های احتمالی سردار افخم دارالحکومه را به مرکز اوباشان و فراشان سرکوب گر تبدیل کرده بود. به همین جهت مجاهدین گیلان از جمله اعضای کمیتهٔ ستار تصمیم گرفتند به هر وسیلهٔ ممکن سردار افخم را از بین ببرند. حمله آنان به دارالحکومه منجر به رویداد باغ مدیریه گردید.سردار افخم والی گیلان و کسی بود که در جریان تحریم تنباکو و تحصن حاج میرزا حسن آشتیانی و معترضین در میدان ارک تهران به سوی مردم دستور شلیک داد و حدود سی تن را کشته و تعداد زیادی را زخمی کرد. رویداد باغ مدیریه مربوط به روزی است که سردار افخم در مجلس مهمانی در باغ مدیریه رشت حضور داشت، در این روز مجاهدین گیلان از سه نقطه، نخست خانه یوسف خان (معاون دیوان)، دوم از باغ حاجی وکیل و سوم از خانه میرزا کریم خان به سمت باغ به حرکت درآمدند. سپس پانزده نفر آنان همراه معز السلطان مأمور باغ مدیریه شدند و عده‌ای هم به همراه میرزا حسین خان کسمایی و علی محمد خان تربیت به سمت دارالحکومه حرکت کردند؛ ستون سوم نیز زیرفرمان یپرم خان، مأمور پشت دارالحکومه شدند. این افراد موفق شدند سردار افخم را به ضرب گلوله از پای در آورند.وقتی خبر کشته سردار افخم در شهر پیچید، بلافاصله دیگر گروه‌های مجاهدین دارالحکومه را تصرف و بر اوضاع شهر چیره شدند و با روحیهٔ مضاعف به تجهیز داوطلبان و آموزش نظامی آن‌ها برآمدند. رویداد باغ مدیریه نه تنها مظهر خشم و نارضایتی گیلانیان علیه ظلم حکام وقت گردید، بلکه بازتاب آن در سراسر ایران روحی تازه به مشروطه طلبان و آزادی خواهان داد و بلادرنگ برخی افراد حکومتی که موضوع انقلاب مشروطه را جدی دیدند به صف مخالفین حکومت پیوستند. از این دست می‌توان به سپهدار رشتی اشاره کرد که پس از واقعه باغ مدیریه و به محض این‌که وکیل التجار یزدی و ناصرالاسلام ندامانی مأمور شدند تا به تنکابن رفته و از او بخواهند رهبری مجاهدین شمال را به عهده بگیرد، به سرعت این پیشنهاد پذیرفت و بلافاصله با چند تن از نزدیکان خود و حدود پانصد نفر تفنگچی وارد رشت شد و اداره امور فرماندهی نیروهای انقلابی را به دست گرفت و برای فتح پایتخت به سوی تهران حرکت نمود. هنوز مراسم نوروز سال ۱۲۸۸ ه‍. خ. پایان نیافته بود، که مجاهدین مشروطه‌خواه گیلان به فرماندهی یپرم خان ارمنی، وارد قزوین شدند و بین آنان و قوای دولتی، جنگ در گرفت. سرانجام مجاهدین، شهر را تصرف کردند و قاسم خان امیرتومان، فرمانده قشون دولتی و چند نفر دیگر به دار آویخته شدند. روز ۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ ه‍. خ. قوای بختیاری به فرماندهی سردار اسعد بختیاری و نیروهای گیلان به فرماندهی سپهدار تنکابنی، در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در بادامک، اردو زدند. پس از پنج روز درگیری؛ بالاخره قوای مشروطه توانستند کنترل کامل تهران را به دست بگیرند. در این میان سران این قوا در عمارت بهارستان ساکن شدند و زمام امور تهران را به‌دست گرفتند.

وقایع تلخ تاریخی رشت
در خلال پیکارهای مستمری که برحسب سنت بین امیران و سران گیلان جاری بود، رشت مکرر عرصه پیکار بوده و مکرر دست به دست می‌شد و یا به آتش کشیده می‌شد. همچنین روحیه مردم گیلان در عدم پذیرش حکومت مرکزی باعث درگیری‌های دائم با قوای حاکم بر ایران بود که بسیاری از این کشمکش‌ها باعث پیوستن گیلان به حکومت مرکزی ایران می‌شد در مقابل قدرت‌های خارجی مانند روسیه برای ضربه زدن به حکومت ایران به گیلان و به خصوص رشت حمله می‌بردند که حکومت مرکزی یا توانایی مقابله با متجاوز را نداشت و یا به دلیل در گیری‌های گذشته با گیلانیان تمایلی به این کار از خود نشان نمی‌داد. به این ترتیب در گیلان چرخه تقریباً ثابتی از جنگ داخلی، جنگ با حکومت مرکزی و جنگ با بیگانگان در جریان بود. . تعرض مغولان عهد اولجایتو، تعرض سیدعلی کیا امیر بزرگ گیلان بیه‌پیش، قیام عادل‌شاه، تصرفات روسیان عهدپترکبیربیش از ده سال و پیکارهای ایذایی ده ساله با اشغالگران، تعرض قوای آغامحمدخان قاجار از چند جانب به رشت، درگیری قوای آغامحمدخان قاجار با قوای برادرش مرتضی قلیخان، تعرض قوای ژنرال سیسانوف، قیام مشروطه‌طلبان و تصرف شهر، تعرض ناگهانی قوای روس به رشت و اعدام مدافعان، جنگ مجاهدان با اشغالگران انگلیسی و جنگ هفده روزه شهری قوای میرزا کوچک خان با کمونیستهای انقلاب سرخ، اشغال رشت از طرف قوای شوروی در جنگ جهانی دوم، از مهمترین وقایع رشت بین سالهای ۷۰۶ هـ. ق تا ۱۳۲۶ هـ. ش می‌باشد.همچنین باید گسترش بیماریهایی مانند وبا و طاعون را به علت تجارت ابریشم و رفت‌وآمد تجار بین سالهای ۱۲۴۶ تا ۱۲۴۷ هجری نام برد که منجر به کشته شدن عدهٔ زیادی شد بر مصائب فوق افزود. در زمستان ۱۲۴۶ هجری قمری، طاعون شدید در گیلان شایع شد و در حدود شش هزار نفر را از پای درآورد. ۵۶ سال بعد شهر به آتش کشیده شد و خسارات فراوان دید. شهر رشت چندین بار بین سالهای ۱۱۲۱ تا ۱۲۶۰ هجری از زمین لرزه و حریق آسیب دیده و باعث کاهش فراوان جمعیت در این شهر گردید. این شهر ۶ بار بین سالهای ۱۱۷۰ تا ۱۳۲۰ دچار حریق گردید. در حریق سال ۱۳۰۴ هجری تمام بازار و دو مسجد و تعداد زیادی از کاروانسراها و حمام ویران گردید و در حریق ۱۳۲۰ هجری در حدود ۱۰۰۰ دکان و ۱۰ کاروانسرا ویران شد.رشت چندین بار به وسیله قوای بیه پیش غارت گردید. در سال ۱۰۴۹ تا ۱۰۴۸ هجری قزاقهای «دن» وسی سال بعد «استنکورازین» دوباره آنرا به ویرانی کشید و به سال ۱۰۷۸ هجری غنیمت زیادی از آنجا به دست‌آورد. در سال ۱۱۳۱ هجری زبر دست خان فرمانده سپاهیان افغان این شهر را محاصره نمود. مردم رشت از پطر کبیر یاری طلبیدند با وجود آنکه رشتی‌ها افاغنه را به عقب نشینی واداشتند نیرویی کهپترکبیر به کمک آنها فرستاده بود مدت ۱۲ سال یعنی از سال ۱۱۳۵ تا ۱۱۴۷ این شهر را در اشغال خود داشتند. در سال ۱۱۶۰ هجری پس از مرگ نادرشاه یکی از فرماندهان سپاه اصلان خان به نام رضا قلی خان با ۱۷۰۰ نفر افغانی از تبریز به رشت آمد و بازرگانان انگلیسی را که در این شهر به سر می‌بردند غارت کرد و آغا محمد خان قاجار در سال ۱۱۹۷ هجری رشت را اشغال نمود. رشت در سال ۱۱۶۵ هجری به وسیله لشکریان محمد حسن خان قاجار ویران گردید و بعدها هم سربازان کریم خان زند آنرا به آتش کشیدند. در واقع رشت در طول تاریخ خود، وقایع اسف انگیز فراوانی را از سر گذرانده‌است.

شهرهای خواهرخوانده

     شهر        کشور
     مسکو
     روسیه

    ترابوزان
     ترکیه

     کوتائیسی
     گرجستان

     قازان
     روسیه

    ناحیه رشت
     تاجیکستان

     آستاراخان
     روسیه

    مولتان
     پاکستان

 

 

خرم آباد

خرم‌آباد بیستمین شهر بزرگ کشور است. استان لرستان یکی از استان‌های غربی ایران است. این استان ۲۸٫۲۹۴ کیلومتر مربع مساحت و بیش از یک میلیون و هفتصد و پنجاه و چهار هزار نفر جمعیت دارد.این استان سیزدهمین استان ایران از نظر جمعیت می‌باشد و یکی از استان‌های پرجمعیت ایران به شمار می‌رود.خرم‌آباد مرکز استان است. طبق آمار سال ۱۳۸۵،  لرستان سرزمینی کوهستانی است و غیر از چند دشت محدود، سراسر آن را کوههای زاگرس پوشانده‌است. اشترانکوه با ۴۱۵۰ متر ارتفاع بلندترین نقطه استان واقع در شهرستان ازنا و پست ترین نقطه آن در جنوبی ترین ناحیه استان واقع شده و حدود ۵۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد.بر اساس یافته‌های باستان شناسی این منطقه یکی ازنخستین سکونتگاه‌های قدیمی بشر است و مفرغ لرستان از شهرت باستان‌شناسی زیادی برخوردار است.لرستان تنها استان ایران است که به دلیل اهمیت فوق‌العاده تاریخی یکی از ۴ بخش اصلی موزه ملی ایران را به خود اختصاص داده‌است. این ۴ بخش اصلی عبارتند از پیش از تاریخ، تاریخی و لرستان، دوران اسلامی، مهر و سکه.استان لرستان سومین استان پر آب کشور است و ۱۲ درصد آبهای کشور را در اختیار دارد.این استان علیرغم غیرمرزی بودن خسارت‌های بسیاری در جریان جنگ ایران و عراق متحمل شده‌است.

ریشه نام
لرها مردمانی هستند که از نظر قومی جزئی از مردم کرد به‌شمار نمی‌آیند.واژهٔ کرد در دوران تاریخی پس از حمله اعراب به ایران به معنای رمه‌گردانان و کوچ‌نشینان ایرانیتبار فلات ایران به کار رفته‌است و معنای قومی خاص نمی‌داده‌است. در برخی از منابع، لرها و دیلیمان و بلوچان و اقوام دیگر را جز کرد شمرده‌اند زیرا واژه «کرد» به معنی یک نوع شیوه زندگی و نه معنی زبانی بوده‌است.اما از لحاظ قومیت لرها گروهی جدا از کردها حساب می‌شوند.نام لر در متون تاریخی پس از حمله اعراب به ایران، اولین بار در قرن ۴ هجری قمری به شکل واژه‌های اللّریه، لاریه، بلاد اللور و لوریه در متون بازمانده از آن دوران بروز می‌کند.
در لغت نامه دهخدا آمده‌است:
لر طایفه‌ای از ایرانیان چادرنشین است. لر و یا لور نام عشیرتی است بزرگ از عشایر کرد. گروهی از اکراد در کوههای میان اصفهان و خوزستان و این نواحی بدیشان شناخته آید و بلاد لر خوانند و هم لرستان و لور گویند.
لرستان به معنی سکونتگاه مردم لر واژه‌ای است که به سرزمین‌های لرنشین اطلاق می‌گردد و به معنای گستره جغرافیایی است که مردم لر در آن سکونت دارند. با این توضیح می‌توان حدود لرستان را از دشت‌های غرب خانقین و مندلی در عراق تا دشت ارژن در استان فارس در ایران و از شمال از استان همدان، تا سواحل خلیج فارس به صورت حدودی تعیین کرد.گستره نام لرستان پیش از حکومت صفویان، سکونتگاه لرهای بختیاری، لرهای کهگیلویه و لرهای بویراحمدی را هم شامل می‌شد. اما پس از حکومت صفویان سکونتگاه لرهای بختیاری را منطقه بختیاری نام‌گذاری کردند و جغرافیای نام لرستان به حدود استان لرستان و ایلام کنونی محدود شد.این منطقه نیز در حکومت قاجاریان به دو بخش پشتکوه و پیشکوه تقسیم شد.در نمودار زیر تقسیمات لرستان از ۳۰۰ هجری قمری تاکنون آورده شده است.                                                                                                                                                                 
  
اتابکان لر
اتابکان لرستان عنوان کلی دو سلسله مشهور به اتابکان لر بزرگ و اتابکان لر کوچک است که از اواخر عصر سلجوقیان بیش از چهار سده بر نواحی وسیعی فرمان راندند.

پل‌ها و دژها
از دوره‌های هخامنشیان و ساسانیان، پل‌ها و دژهای ویران شده فراوانی به جای مانده‌است. پل گاومیشان، پل دختر، پل کشکان، پل شاپوری، پل کلهر، پل معمولان و نیز قلعه نصیر، قلعه می‌شوند، کاروانسرای چمشک وقلعه فلک الافلاک از این دسته‌اند. گورستان‌ها و تپه‌های تاریخی فراوانی در بیشتر مناطق این استان وجود دارند که هنوز مورد کاوش باستان‌شناسی قرار نگرفته‌اند.فلک‌الافلاک یا دژ شاپورخواست قلعه‌ای تاریخی در مرکز شهر خرم‌آباد در استان لرستان است. فلک الافلاک با نام قلعه دوازده برجی هم شناخته می‌شود. قلعه فلک الافلاک بر فراز تپه‌ای مشرف به شهر خرم‌آباد و در نزدیکی رودخانه خرم‌آباد قرار گرفته و چشم گیرترین اثر تاریخی و گردشگری درون شهر خرم‌آباد است.قلعه باجول و قلعه مندیش در الیگودرز نیز نشان از قدمت تاریخی این منطقه دارد.

مسجدها
مسجدها و امامزاده‌ها نیز از مهم‌ترین آثار به جای مانده از دوره‌های پس از اسلام در این منطقه هستند که مسجد جامع، مسجد سلطانی بروجرد مسجد جامع خرم‌آباد، امامزاده پیرشمس الدین بن موسی، امامزاده جعفر بروجرد، شاهزاده احمد پلدختر، شاهزاده محمد کوهدشت، امامزاده ابراهیم نورآباد، شاهزاده عبدالله، امامزاده زیدبن علی و امامزادگان ابوالوفا واقع در شهر خرم‌آباد، امامزاده محمد بن حسن الیگودرزاز قدیمی‌ترین و مهم‌ترین این آثار به شمار می‌آیند. از جمله مهم‌ترین مساجد استان لرستان می‌توان به مسجد جامع بروجرد که به مسجد جمعه نیز شناخته می‌شود اشاره کرد، این مسجدی تاریخی از بناهای معماری سرشناس در شهر بروجرد است. مسجد جامع بروجرد یکی از نخستین مسجدهای ساخته شده در ایران است که در قرن دوم تا سوم هجری در شهر بروجرد بنا نهاده شده‌است. این مسجد زیبا در دل یکی از محله‌های تاریخی شهر نام دو دانگه واقع شده و به لحاظ معماری و قدمت، از بناهای منحصر به فرد استان لرستان و شهر بروجرد است.

موسیقی لرستان
موسیقی لرستان از تنوع و پیشینه‌ای کهن برخوردار است که به دو بخش کلی، موسیقی‌های آوازی (کلامی) و موسیقی‌های سازی تقسیم می‌شود. هم اکنون موسیقی لری در قالب ترانه به هفت بخش تقسیم می‌شود. بر اساس کاوش‌های باستان‌شناسی در مناطق لرنشین، تصویری از رقص و پایکوبی بر قطعه‌ای سفالی به دست آمده که قدمت موسیقی در این منطقه را به هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح رقم می‌زند. همچنین از آثار و شواهد به دست آمده در این مناطق تصاویری از آلات موسیقی دوران مانند شیپور و تنبور بر روی ظروف نقره وجود دارد که حاکی از رواج موسیقی نزد این قوم در عهد ساسانی است. امروزه نیز برخی از نغمه‌های باستانی در قالب مقامهای موسیقی قومی باقی مانده‌است. موسیقی و ترانه‌های مردم لر معمولاً در میزانهای مرسوم۴/۲، ۸/۶، ۸/۷ اجرا می‌شوند. همانطور که مشاهده می‌شود این وزنها در موسیقی مردم کرد نیز وجود دارند. اما نکته قابل ملاحظه در این میان نحوه اجرای تاکیدها در هر قوم است که باعث تفاوت و ایجاد ویژگی برای هر قوم می‌گردد.

 

 

 

 

ساری


ساری مرکز استان مازندران در شمال ایران، بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهر استان مازندران است.به مردم اهل ساری، سارَوی گفته می‌شود.
ساری پایگاه آغامحمدخان کمی پیش از تاجگذاری قاجار بوده است. ساری به سه منطقهٔ شهری تقسیم می‌شود و طبق سرشماری ۱۳۹۰، جمعیت آن ۲۹۶٫۴۱۷ نفر بوده‌است.

بنیان و نامگذاری
بنای ساری مرکزاستان مازندران رابه توس پسر نوذر نسبت می‌دهند که در قرن اول هجری به دست فرخادبن دابویه بربری محله‌ای تجدید بناشده‌است.
ریشه نام ساری نامشخص است. چند گمانه‌زنی غیر علمی در این مورد وجود دارد که عبارت است از: یونانیان باستان آن را زادراکارتا، پایتخت تمدن هیرکانیا، ذکر می‌کنند،اشپیگل شرق شناس و نئونازیست آلمانی آورده که نام ساری کنونی برگرفته از نام قوم سائورو بوده که پیش از اقوام آریایی به ایران در شهر باستانی اسرم، که هم اکنون نام دهی در ۱۰ کیلومتری ساری است، زندگی می‌کرده‌اند. ادوارد پولاک گمان دارد که نام ساری دگرگونی واژگانی سادراکارتا می‌باشد، دکتر اسلامی نیز در کتاب خویش نوشته که احتمال آنکه زادراکارتا از نام زردگرد، باشد نیز است.در کتاب تاریخ باستان نام سارو به معنی شهر زرد برای ساری به کار می‌رود؛ که دلیل آن را وجود درختان متعدد مرکبات خصوصاً نارنج و لیمو می‌داند. همچنین ذکر می‌کند که احتمالاً زادراکارتا و سارو یکی هستند. ظهیرالدین مرعشی نیز در کتاب «تاریخ طبرستان و رویان و مازندران» به روایت نوشته است که فرخان بزرگ شهر ساری را به نام فرزندش، سارویه ساخته است.

پس از اسلام
گیلان و مازندران تنها سرزمینهایی در آسیای غربی هستند، که در زمان حمله تازیان (اعراب) به ایران توسط ایشان فتح نشده‌است، زیرا گیلان و مازندران از همه طرف محفوظ هستند و راه‌های ورودی به این خطه‌ها بسیار سخت بوده‌است. کوهستان‌های البرز باعث شده که سپاه اعراب نتواند وارد گیلان و مازندران شوند و این باعث شد که این سرزمین‌ها هیچگاه با زور و ظلم فتح نگشتند. ولی در دوران اندرزاها رسم بر این بود که شاهان ساری و شهریارکوه به کسانی که از ترس خلفای عباسی به مازندران پناه می‌آوردند، اموال بسیار و پناهگاهی برای معیشت می‌داد و بر همین اساس بسیاری از شیعیان و سیدان علوی، که با جور خلفای عباسیان مخالف بودند، به ساری یا آمل فرار می‌کردند. این سادات به مرور زمان مردم مازندرانی را که هنوز به زرتشت ایمان داشتند به دین اسلام آشنا کردند و طی مدتی سراسر مازندران به مذاهب مختلف تشیع گرویدند و سلسله‌های مختلف به مذهب تشیع روی آوردند.نخستین مسجد جامع ساری پس از مرگ اسپهبد خورشید دابویی و سقوط حکومت وی در مهرماه ۱۴۰هجری شمسی، توسط مسلمانان و به امر ابوالخطیب بنیان نهاده شد.

تاریخ معاصر
بی تردید رشد و ترقی ساری پس از قاجاریان بوده‌است. آغا محمد خان قاجار مراسم تاجگذاری اش پس از تصرف قفقازیه و سرکوب کلیه امراء و حکام داخلی و پذیرش اطاعت و فرمان خان قاجار از سوی کلیه نواحی به استثنای مشهد و خراسان که هنوز زیر فرمان شاهرخ میرزا و فرزندش نادر میرزا بود ، آقا محمد خان زمان را برای تاجگذاری خود مناسب دید و به سال ۱۲۱۰ ه .ق در تهران به نام پادشاه ایران تاجگذاری کرد.نظام شهری نوین ساری از آن زمان باقی‌مانده‌است و ساری یکمین شهر ایران بوده‌است که ساخت راه‌آهن سراسری ایران از آنجا آغاز گشت[نیازمند منبع] و پس از رضاشاه و در هنگام جنگ جهانی دوم به تصرف نیروهای شوروی در آمد و پس از جنگ جهانی نیز فرودگاه دشت ناز ساخته گردید و طرح‌های توسعه به سمت خاور به وجود آمد و پس از انقلاب نیز، جاده‌های اطراف شهر توسعه داده شد.

زبان
زبان مادری مردم مازندران زبان طبری است.
زبان عمده مردم ساری تا دوره صفویان فقط زبان طبری (مازندرانی) بود ولی با از بین رفتن سلسله باوندیان که حامی زبان طبری بود این زبان از رسمیت افتاد و خویشاوند نزدیک آن زبان فارسی جایگزین آن شد. تا قبل از سقوط باوندیان زبان مازندرانی با خط پهلوی نگاشته می‌شد و هنوز هم در گنبد لاجیم یا برج رسکت نمونه آن موجود است.

مشاهیر
•    علی‌اکبر داور - وزیر در دورهٔ رضاشاه
•    حسین قدس نخعی - وزیر در دورهٔ محمدرضاشاه
•    خسرو سینایی - کارگردان و فیلمنامه‌نویس
•    عبدالحسین مختاباد - آهنگساز و خواننده موسیقی سنتی
•    ابن شهرآشوب - نویسنده کتاب مناقب علی بن ابیطالب
•    عماد رام - هنرمند و خواننده
•    علی کردان - وزیر کشور ایران در دوره نخست ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد
•    ع. پاشایی (عین‌اله عسگری پاشایی) - نویسنده، مترجم، شاعر و شرق‌شناس
•    احسان طبری - نویسنده، شاعر و عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران
•    محمدرضا وطن دوست - فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده و کارگردان مستقلی که برندهٔ بیش از ۵۰ جایزه ملی و بین‌المللی است.

در اشعار فارسی
در اشعار فردوسی
ساری از معدود شهرهایی است که در شاهنامه فردوسی چندین بار به آن اشاره شده است.
منوچهر چون یافت زو آگهی        بیاراست دیهیم شاهنشهی
ز ساری و آمل برآمد خروش        چو دریای سبز اندر آمد به جوش
در اشعار ملک الشعرا بهار
این شعر در هنگام پایه گذاری نخستین دبستان نوین ساری سروده و بر سردر چوبی آن نگاشته شد.
شاد باش ای شهر ساری کز فروغ علم و دانش        بینمت چشم و چراغ کشور مازندرانی
در منظومهٔ ویس و رامین
اگر خوانند آرش را کـــمانگیر        که از ساری به مرو انداختی تیر
تو اندازی به جان من به گوراب        همی هر ساعتی صد تیر پرتاب
در اشعار فرخی
جهانداری که از ساری جهان بگرفت تا باری        شهنشاهی که از گرگان جهان او راست تا کرمان

مناطق تاریخی
سه گنبدان
باشکوه ترین یادگار باستانی ایران؛ بنایی استوار با سه گنبد پلکانی و هرمی شکل که از بن تا سر آن کمانی بوده‌است از اینرو ویرانسازی و تخریب آن بسیار دشوار بوده و در سه مرحله در زمان فتحعلی شاه و خویشاوندانش انجام شده‌است. زیر هر گنبد آرامگاه ایرج، سلم و تور (تورج) پسران فریدون شاه است و در هنگام شاهنشاهی منوچهر ساخته شد و پیرامون آن در هنگام فرمانروایی توس تکمیل شد. تا سال ۱۳۷۰ با هزار افسوس تنها چاله بزرگی از ویرانه آن در کنار میدان شهرداری و ساختمان استانداری با سبزه زار و درختان نارنج دیده می‌شد که آن هم پر شد و اکنون بوستانی هم تراز خیابان انقلاب (شاه) است. کهنسالی این بنا زیاد است و تاریخ دقیق آن دانسته نیست.
خانه کلبادی
این مکان زیبا و قدیمی در مرکز شهر ساری و در نزدیکی میدان اصلی واقع شده است و در حال حاضر به عنوان اداره میراث فرهنگی مورد بهره‌برداری قرار گرفته و پیشینه آن یه حدود ۱۲۰ سال پیش باز می‌گردد. ویژگیهای اجزای معماری آن همچون اتاق‌ها، حجره‌ها، شاه نشین، گرمابه، اصطبل، حیاط و هنر بکاررفته بر روی پنجره‌ها و ارسی‌ها و آراستن آنها با شیشه رنگی در نوع خود بی‌نظیر است.
حمام وزیری
این بنا نیز در مرکز شهر ساری و در کنار خانه کلبادی قرار دارد و از لحاظ نوع معماری، مصالح و ویژگیهای ساختمانی از ابنیه دیدنی و مشهور مازندران به شمار می‌رود. ان بنا نیز متعلق به دوران قاجاریه‌است.

تئاتر
در باب اینکه نخستین نمایش در ساری چه زمانی و به چه کیفیتی انجام شده، اطلاعاتی وجود ندارد. به نقلی در سال ۱۳۱۹ هجری قمری ظهیرالدوله، که وزیر تشریفات سلطنتی و همچنین دارای سمت والی مازندران بود، شخصی به نام حکیم الهی را مأمور کرد که در سبزه میدان تآتری اجرا نماید. بعدها در دهه ۱۳۰۰هجری شمسی یدالله مایل تویسرکانی وزیر فرهنگ مازندران، نمایشنامه‌های بسیاری از نمایشنامه‌نویسان روس و اروپایی مانند مولیر را در مدرسه‌ای به نمایش درآورد و گاهی از این نمایش‌ها در راستای القاء تفکرات خود نیز استفاده می‌نمود و بازیگران این تآترها نیز دانش‌آموزان و یا بازاریان مشتاق بودند و خود ییدالله مایل نیز برای بها بخشیدن و اعتباردادن به تآتر گاهی ایفای نقش می‌نمود. این گروه پس از مدتی به خاطر مسائل سیاسی ازبین رفت. پس از آن نیز گروه‌هایی تآتری به رهبری افرادی چون ستوان ایرانلو، خدابنده لو، خیرخواه، محمد باقر خاوری، اتومیان، ملک الکتابی و... در شهر راه انداخته شدند. از نمایشنامه‌نویسان بزرگ که در این شهر به فعالیت پرداختند می‌توان به لادبن (قاسم رحیمیان) و عمادالدین رام بودند بیشتر گروه‌های تآتری پیش از انقلاب ۵۷ دارای بازیگرانی از دو دستهٔ معلمین و دانش‌آموزان و یا سربازان پادگان ساری بود و اغلب این تاترها در مدارس به روی صحنه می‌رفتند.

شهرهای خواهرخوانده
•    ۲۰۰۹ - گومل، بلاروس
•    ۲۰۱۲ - نجف، عراق
•    ۲۰۱۲ -دارالسلام، تانزانیا
•    ۲۰۱۴– آستراخان، روسیه

 

 

اراک

اراک یکی از کلان‌شهرهای ایران و از بزرگترین شهرهای مرکز ایران و مرکز استان مرکزی و شهرستان اراک است. جمعیت اراک در سال ۱۳۹۰ خورشیدی برابر با ۵۲۶،۱۸۲ نفر بوده که از این نظر قطب جمعیتی استان مرکزی و چهاردهمین شهر پرجمعیت ایران به حساب می‌آید.
از سده دوم اسلامی ناحیه میان همدان، ری و اصفهان عَراق نامیده شد که بعدها برای تمایز با عراق عرب آن را عراق عجم نامیدند. عَراق معرب اراک است. اراک نسبت به بسیاری از شهرهای ایران، شهر جوانی محسوب می‌شود. این شهر در دوران قاجار بنیان گذاشته شده و کمی بیش از دو قرن قدمت دارد. نام شهر که ابتدا قلعه‌ای نظامی در کنار روستای کرهرود بود قلعه سلطان‌آباد، بعد سلطان‌آباد عراق و در سال ۱۳۱۶ خورشیدی به اراک تغییر نام داد. بانی شهر اراک یوسف‌خان گرجی معروف به سپهدار بود که شهر را در طول چند سال و با هزینه ۲۰۰٬۰۰۰ تومان ساخت. در شهر جدید تمامی تأسیسات شهری از قبیل قنات، حمام، آب‌انبار، مسجد، مدرسه، سقاخانه، بازار و ارگ حکومتی ساخته شد. با رونق‌گیری اقتصاد شهر و عبور راه‌آهن سراسری از شهر، مهاجرت به شهر افزایش یافت.
شهر اراک دارای زمستان‌های سرد و مرطوب و تابستان‌های گرم و خشک است و کوههای اطراف شهر، تالاب میقان و دشت فراهان بر آب و هوای آن تاثیر می‌گذارند. شهر در میان پای‌کوه‌های داخلی رشته‌کوه زاگرس قرار دارد و از جمله شهرهای امن از نظر لرزه‌خیزی است که احتمال وقوع زلزله بالای ۵ ریشتر در آن بسیار ضعیف است.
مردم شهر اراک عمدتاً مسلمان و پیرو مذهب شیعه هستند، اما اقلیتی از مسیحی و بهائی نیز وجود دارند. زبان مردم، فارسی با لهجه اراکی است.
اراک یکی از شهرهای صنعتی ایران است که از لحاظ گوناگونی محصولات صنعتی، نخستین، از لحاظ وجود صنایع مادر، دومین و به طور کلی چهارمین قطب صنعتی کشور محسوب می‌شود.این شهر به واسطه وجود صنایع مادر، تولید ۸۰٪ تجهیزات انرژی کشور، وجود بزرگ‌ترین کارخانه تولید کننده آلومینیوم کشور و وجود بزرگ‌ترین معدن سدیم سولفات کشور، به‌عنوان پایتخت صنعتی ایران شناخته شده‌است و به همین دلیل یکی از آلوده‌ترین شهرهای ایران است. طرح جامع کاهش آلودگی هوای اراک از جمله طرح‌های ملی است که برای کاهش آلودگی شهر به تصویب رسید، اما اجرای ضعیف آن بعد از چند سال باعث شد تا مردم اراک در سال ۱۳۹۲ خورشیدی به مدت ۱۸ هفته تجمعات اعتراضی نسبت به وضع موجود برپا کنند. ترافیک و گرانی مسکن از جمله مشکلات دیگر این شهر است.
از لحاظ گردشگری، قدمت بیشتر بناهای تاریخی اراک به دوره قاجار بازمی‌گردد.از مهمترین صنایع دستی شهر، قالی اراک است که در گذشته اهمیت و اعتبار فراوانی داشته است و رقیب قالی کرمان بود.

نام‌گذاری
قسمتی از روزنامه وقایع اتفاقیه که سندی برای نام قدیم شهر اراک است.
از سده دوم اسلامی ناحیه میان همدان، ری و اصفهان، عراق نامیده می‌شد که بعدها برای تمایز با عراق عرب آن را عراق عجم نامیدند. عَراق، معرب اراک است. تاریخ بنیان اراک به دو قرن پیش و به دوران قاجار باز می‌گردد. در آن زمان شهر به نام قلعه سلطان‌آباد خوانده می‌شد. علت نام‌گذاری این بود که شهر به دستور فتحعلی‌شاه قاجار ساخته شد. نام شهر بعدها به سلطان‌آباد، سپس به سلطان‌آباد عراق و در سال ۱۳۱۶ خورشیدی به اراک مبدل گشت. سعید نفیسی نظر می‌دهد که چون می‌خواستند نام قدیم را زنده کنند، نام شهر عراق را به اراک تبدیل نمودند. هرتسفلد محقق آلمانی شکل فارسی اراک را به معنی سرزمین هموار می‌داند.
برای واژه «اراک» معانی گوناگونی ذکر گردیده‌است که تعدادی از آن‌ها عبارت‌اند از: پایتخت، باغستان، نخلستان و شهرستان. بعضی افراد واژه «اراک» را برگرفته از ایراک که معرب آن کلمه عراق است، دانسته‌اند، زیرا در دوره‌های باستان به مرکز فلات ایران، ایرانستان و ایرانک گفته می‌شد و در دوره اسلامی و به ویژه از قرن یازدهم میلادی جغرافی‌نویسان مسلمان، منطقه یا سرزمین اراک را به صورت عربی شده آن، یعنی عراق تبدیل کردند. ولایت اراک منطقه وسیعی را شامل می‌شد. در دوره رضاشاه نام قدیمی را برگرداندند، امّا این نام صرفاً به بخش سلطان آباد اطلاق شد. حدود ۷۰۰ سال ادبیات فارسی تحت تأثیر تلفظ عربی بود که در آن حروف پ، ژ، گ، ک، چ و... حذف و دگرگون می‌شد.

تاریخچه
پیش از ساخت شهر در جای کنونی و در پیرامون آن چند ده وجود داشت، در جنوب شهر ده قلعه و قلعه‌نو و در غرب شهر ده حصار بود که برای ساخت شهر ویران شدند. در جای کنونی شهر دهی بنام دستگرده بوده است که از آثار آن قناتی باقی‌مانده که به «قنات ده» شناخته شده است.

علت شکل‌گیری شهر
حدود جبال در خلافت عباسی، منطقه‌ای که اکنون اراک در آن جای دارد
شهر اراک را تا پیش از سال ۱۳۱۷ خورشیدی، عَراق و پیش از آن سلطان‌آباد می‌گفتند. بانی شهر یوسف‌خان گرجی(معروف به سپهدار عراق) بود. بر پایه روایت‌ها، پیش از ساخت شهر، در محل آن هشت یا ده قلعه به نام‌های خان باباخان، حصار، ده‌کهنه، مرادآباد، آقاسمیع، سلیم، نو و قادر وجود داشت و مردمان قلعه‌ها همیشه در حال درگیری با یکدیگر بودند، یوسف‌خان از درگیری‌های قلعه‌ها شرح حالی به فتحعلی‌شاه قاجار نوشت. وی دستور ویران‌کردن قلعه‌ها و ساخت شهری جدید را از شاه دریافت کرد.
در آن زمان در این ناحیه دو طایفه نیرومند ساکن بودند، خان‌های فراهان که در بخش فراهان کنونی ساکن بودند و خان‌های کَزّاز که در بخش زالیان کنونی ساکن بودند. هر دو طایفه پس از آگاه شدن از تصمیم احداث شهر تازه (قلعه نظامی)، کوشش نمودند حکومت مرکزی را قانع کنند که شهر را در منطقه مسکونی آنها بنا نهد که هرکدام به دلایلی کامیاب نشدند. سرانجام یوسف‌خان گرجی تصمیم می‌گیرد که شهر را در محل کنونی که واپسین نقطه قلمرو فراهان و نخستین نقطه قلمرو کزاز بود بنا نهد تا از بروز اختلاف و درگیری جلوگیری شود.
یوسف‌خان که شهرهای گرجستان و قفقاز را دیده بود، کوشش کرد شهری مرتب و منظم بنا کند که همگی کوچه‌ها در فواصل معین یکدیگر را قطع کنند و پهنای همه آنها ۶ ذرع محاسبه شده بود. همچنین بازار شهر در میانه آن گماشته شد که برای عموم مردم دردسترس قرار گیرد.

دوران مشروطه
آقا نورالدین عراقی به همراه مجاهدان مشروطه خواه اراک
در سال ۱۲۸۵ خورشیدی که فرمان مشروطه صادر شد، ۹۲ سال از عمر شهر سلطان‌آباد می‌گذشت.در آستانه جنبش مشروطه و ناتوانی قاجار در حمایت از بازرگانان ایرانی در مقابله کمپانی‌های خارجی حاضر در اراک، بازاریان و دست اندرکاران صنعت را به مبارزه با سرمایه‌داران خارجی کشاند. در این زمان مدارس دینی و علمای اراک، بیشتر تابع روحانیون نواندیش نجف از جمله آخوند ملاحمد کاظم خراسانی قرار داشتند. این افراد در دوران مشروطه رهبری جنبش در اراک را بر عهده داشتند که مشهورترین آنها آیت‌الله آقا نورالدین عراقی بود. پس از صدور فرمان مشروطه، آقا نورالدین عراقی نخستین انجمن ولایتی را به همراه دیگر روحانیون نوگرا تأسیس نمود. پس از به توپ بسته شدن مجلس و دوران استبداد صغیر، آزادیخواهان اراک به خاطر حضور پر نفوذ آقا نورالدین عراقی کمتر از دیگر نقاط ایران مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.
در آستانه جنبش مشروطه ناتوانی قاجار در حمایت از این بازرگانان ایرانی در مقابله کمپانی‌های خارجی حاضر در اراک، بازاریان و دست اندرکاران صنعت را به مبارزه با سرمایه داران خارجی کشاند. این مبارزه به رهبری روحانیان شیعه که سابقه طولانی حضور در منطقه عراق عجم (به ویژه در قریه کرهرود) را داشتند شکل گرفت. در این زمان مدارس دینی و علمای اراک بیشتر تابع روحانیون نواندیش نجف از جمله آخوند ملاحمد کاظم خراسانی قرار داشتند. این افراد در دوران مشروطه رهبری جنبش در اراک را بر عهده داشتند که مشهورترین آنها آیت‌الله آقا نورالدین عراقی نام داشت.

دوران جنگ جهانی اول و دوم
تا سال ۱۲۷۱ قمری جنبه نظامی برای این شهر بیشتر مطرح بود. در این سال به نقل از اعتمادالسلطنه، میرزاحسن، نایب‌الحکومه عراق دکان‌های شهر سلطان‌آباد، عمارت و باغ‌های دیوانی را تعمیر و درخت‌کاری کرد و از شهرهای دیگر از هر قبیل صاحبان صنایع و حرفه‌های گوناگون را به شهر آورد و ساکن کرد.
از این سال به بعد، ولایت عراق علاوه بر نقش نظامی، دارای نقش صنعتی و اقتصادی نیز شد و به واسطه واقع‌شدن در مسیر راه‌های تجاری، مورد توجه کمپانی‌های خارجی قرار گرفت. ورود کمپانی‌های خارجی، به سلطان‌آباد باعث گردید که این شهر بطور ناگهانی گسترش یابد و فضاهای تجاری، مسکونی، اداری، تفریحی جدیدی در آن ایجاد شود. به این ترتیب با وجود رکود اقتصادی حاکم بر کشور، اقتصاد سلطان‌آباد رونق یافت و شرایط جذب جمعیت در این منطقه پدید آمد، اما با آغاز جنگ جهانی اول در اواخر سال ۱۲۹۳ خورشیدی، حکومت مرکزی متزلزل شد و سپاهیان روس و انگلیس به شهر وارد و در آن مستقر شدند. بر اثر اشغال شهر، راه‌ها ناامن شد و در نتیجه اقتصاد تجاری سلطان‌آباد بطور ناگهانی سقوط کرد. در شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی جنگ جهانی دوم آغاز و به داخل ایران کشیده شد، رضاخان از حکومت خلع گردید و مناطقی از کشور به اشغال نیروهای متفقین درآمد. در این دوره، اراک به دلیل دارا بودن یکی از ایستگاه‌های مهم راه‌آهن سراسری ایران از اهمیت ارتباطی خاصی برخوردار بود و به همین لحاظ چند سال توسط متفقین اشغال گردید. سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ خورشیدی را می‌توان یکی از دورانهای برجسته رکود اقتصادی ایران دانست. نابسامانی اقتصادی این سال‌ها، اراک را نیز تحت تأثیر قرار داد، روند مهاجرفرستی شهر آغاز گردید.در طول دوره جنگ جهانی دوم، آب و سوخت در این شهر انبار می‌شد.

دوران انقلاب ۱۳۵۷ و جنگ ۸ ساله
کوشش مردم اراک برای سرنگونی تندیس رضا شاه از میدان باغ ملی. تاسوعای ۱۳۵۷ خورشیدی

نخستین حرکت‌های انقلابی در اراک در میانه سال‌های ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ خورشیدی با سخنرانی و دعوت به تظاهرات رخ داد. نخستین راهپیمایی انجام شده در اراک، تظاهراتی آرام و بدون شعار بود که به وسیله فرهنگیان سازمان‌دهی شده بود. در جریان ۱۰ روز سخنرانی احمد جنتی در محرم ۱۳۵۷ خورشیدی در اراک، مردم پس از سخنرانی‌های وی هر شب در خیابان تظاهرات می‌کردند و شعار مرگ بر شاه می‌دادند که این نخستین شعار علیه شاه در اراک بود. با بالاگرفتن اوضاع در تاسوعای سال ۱۳۵۷ خورشیدی مردم تلاش کردند مجسمه رضاشاه را از میدان باغ‌ملی پایین بکشند، ولی موفق نشدند و در درگیری‌هایی که رخ داد، چهار نفر کشته‌شدند. همان شب مجسمه رضاشاه توسط پلیس از میدان منتقل شد.

اقلیم
شهر اراک ویژگی اقلیمی فلات مرکزی ایران (زمستان‌های سرد و مرطوب و تابستان‌های گرم و خشک) را داراست. کوههای پیرامون اراک ، تالاب میقان و دشت فراهان در آب و هوای این منطقه اثر کرده و ویژگی‌های خاصی به آن بخشیده‌اند. ابرها و جریان‌های غربی در پاییز و زمستان بیشتر رطوبت خود را در کوه‌های غرب منطقه از دست می‌دهند و در زمستان جبهه سردی هوای اراک را اشغال می‌کند که بر اثر ارتفاعات پیرامون و فشاری که تالاب میقان بر هوا وارد می‌کند، زمان زیادی در منطقه می‌ماند. فصل زمستان بیشتر طولانی و از ۴ تا ۶ ماه متغیر است و بهار و پاییز فصل‌های کوتاهی هستند. تابستان در تیر و مرداد ظاهر می‌شود. مدت روزهای یخبندان از ۶۵ تا ۱۲۰ روز در سال‌های مختلف متغیر است. میزان بارندگی در سال‌های مختلف میان ۲۳۰ تا ۶۳۸ میلی‌متر متغیر است که متوسط آن حدود ۳۰۰ میلی‌متر برآورد شده است.

مشاهیر
از جمله مشاهیر و نامداران شهر اراک می‌توان به افراد زیر اشاره کرد:
•    آقا ضیاءالدین عراقی فقیه و مجتهد شیعه
•    آقا نورالدین عراقی از مجتهدان و از مراجع تقلید شیعه
•    آقا محسن عراقی از مجتهدین دوره قاجار و واقفان بزرگ شهر
•    محمود صناعی شاعر، مترجم، روانکاو و نظریه‌پرداز مباحث تربیتی و روان‌شناسی
•    محمدمهدی فولادوند استاد الهیات دانشگاه تهران و از مترجمان قرآن و نهج‌البلاغه و صحیفه‌سجادیه به زبان فارسی
•    آیت الله اراکی فقیه، مرجع تقلید شیعه
•    مصطفی‌قلی بیات (صمصام الملک) سیاست‌مدار و از بنیان‌گذاران کشاورزی نوین ایران و موسس دانشکده کشاورزی کرج و موسس دبیرستان پسرانه صمصامیه در اراک
•    حبیب‌الله ذوالفنون معروف به شیخ حبیب‌الله ذوالفنون دانشمند ستاره‌شناس و تقویم‌نگار که در زمینه‌های ادبیات، ریاضیات و تفسیر قرآن نیز فعالیت داشت.
•    قادر عبدالله نویسنده معروف ایرانی مقیم کشور هلند
•    محمد خزائلی ادیب، موسس اولین آموزشگاه شبانه در ایران و آموزشگاه‌های ویژه نابینایان (زاده شده در کرهرود)
•    مهران مدیری خواننده ، بازیگر و کارگردان طنزایران (زاده شده در تهران)

صنایع‌دستی
 قالی سلطان‌آباد بافته شده در قرن ۱۹ میلادی
از صنایع‌دستی شهر اراک می‌توان به دستبافتهای سنتی (قالی‌بافی، گلیم‌بافی، جاجیم‌بافی)، رودوزیهای سنتی، آثار چوبی (منبت و کنده‌کاری روی چوب، معرق کاری، پیکرتراشی، خراطی، ساخت سازهای سنتی، مشبک و گره‌چینی چوب)، سفالگری، کتابت و نگارگری (طراحی سنتی، نقاشی ایرانی، گل و مرغ، تذهیب و تشعیر، خوشنویسی، کتیبه نویسی)، آثار فلزی (مسگری، قلم‌زنی، سفیدگری، چلنگری، مشبک فلز، ملیله طلا و نقره)، ساخت پاپوش سنتی(گیوه‌دوزی و گیوه‌بافی)، آرایه‌های معماری (گچبری سنتی، آینه‌کاری...) و تراش سنگهای قیمتی و نیمه‌قیمتی اشاره کرد.

شهرهای خواهرخوانده

۲۰۰۷    صربستان
نووی ساد

۲۰۰۸    قزاقستان
قراغندی

۲۰۱۱    گرجستان
تفلیس

۲۰۱۳    گرجستان
باتومی

 

 

 

بندر عباس


شهر بندرعباس مرکز استان هرمزگان در جنوب ایران است. شهر بندرعباس در بخش مرکزی شهرستان بندر عباس قرار دارد.
بندر عباس یکی از بندرهای جنوب ایران است و نام پیشین آن بندر گمبرون بوده‌است. بندرعباس اکنون بزرگترین بندر ایران است.در تقسیم بندی منطقه‌ای ایران بندرعباس جزو منطقه جنوب محسوب می‌شود. درصد بسیار بالایی از ترانزیت کالا از طریق بنادر شهید رجایی و باهنر صورت می‌گیرد.فاصله بندرعباس تا تهران ۱۳۳۳ کیلومتر می‌باشد. جمعیت این شهر در فصل‌های سال متفاوت می‌باشد.بندرعباس به دلیل شرایط خاص خود همواره پذیرای مهمانان زیادی از اقصی نقاط ایران می‌باشد.

ساحل بندرعباس
شهرستان بندرعباس از سمت شمال به شهرستان حاجی آباد و از سمت شرق به شهرستان‌های میناب و رودان، از غرب به شهرستانهای: بندرخمیر و بندر لنگه، و از جنوب به خلیج فارس و جزیره قشم محدود می‌باشد.
شهر بندر عباس مرکز شهرستان بندر عباس است. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۰ متر می‌باشد.
نزدیک‌ترین شهر به بندرعباس شهر قشم (مرکز جزیره قشم) با حدود ۲۸ کیلومتر می‌باشد. فاصله بندرعباس تا تهران ۱۳۳۳ کیلومتر می‌باشد.
شهر بندر عباس از شمال به ارتفاعات و کوه‌ها و از جنوب به دریا منتهی می‌شود؛ بنابراین موضوع شیب عمومی شهر در راستای شمال به جنوب می‌باشد. بخش وسیع و قابل توجهی از شهر از جمله محله سورو در جنوب غربی شهر و جنوب خیابان امام خمینی حد فاصل خور شیلات و خورگورسوزان و جنوب محله نخل ناخدا دارای سطحی هموار بوده و از ارتفاعی بین ۰٫۶ متر تا حداکثر ۵ از سطح دریا برخوردار می‌باشد.

تاریخچه کهن
در زمان فرمانروایی داریوش بزرگ (بین ۵۸۶ و ۵۲۲ پیش از میلاد) فرمانده سلیاکوس به فرمان داریوش بزرگ از بندرعباس با کشتی به اکتشاف اقیانوس هند و دریای سرخ پرداخت. در زمانی که اسکندر، شاهنشاهی ایران را فتح می‌کرد، بندرعباس با نام هُرمیرزاد (Hormirzad) شناخته می‌شد.البته این شهر در محل فعلی نبود و شهر کوچکی در مسیر بندرعباس میناب قرار داشت و مرکزیت اصلی بیشتر با جزیره هرمز بود.

نام‌های پیشین
هر دو نام‌های سورو و گمبرون هر دو واژه ایرانی داشته و در اصل به شکل‌های «سارو» (منسوب ساری یعنی گونه‌ای پارچه که در سمت هندوستان تولید میشده‌است) و خامه ور رون (محل دارای پارچه و تور و ریسمان) بوده و این نام می‌توانست به موجود کجکی راه رونده یعنی خرچنگ اطلاق شود که پرتغالیها آن را در زبان خویش به همین معنی یا به معنی گمرک گرفته‌اند. نام خامه ور ون در نام بندر خمیر استان هرمزگان واقع در شمال جزیره قشم زنده مانده‌است. بنابراین نام پرتغالی کامبارائو/کاماراو به کلمه فارسی خم برو و خمی رو می‌توانست سبب پدید آمدن نام کهن محلی نام این شهر یعنی خمبرو در معنی جایگاه خرچنگ‌ها شده باشد. گرچه معلوم نیست که پرتغالیها نام گمبرون (خام ور ون) را رسماً در زبان خویش به معنی جایگاه خرچنگ یا شهر گمرکی گرفته باشند.
یونانیان نام کهن بندرعباس را در لشکرکشی های اسکندر و نیروی دریایی او «سالمونت» می‌نگارند که آن را نیز می‌توان به همین معنی جایگاه تولید پارچه ساری / ساره یا سالمو (تور، ریسمان) گرفت.
وازه ثیاب در زبان عربی که معنی جامه‌ها و البسه است؛ مسلم می‌نماید نام تیاب خود همان شهر سورو (سالمونت) زمان باستان یعنی بندر عباس کهن منظور بوده‌است.
نام جرون همان طوریکه گفته شده‌است:"جرون نام قدیمی جزیره هرمز بود، اما پس از جابجایی مرکز تجاری و بازرگانی هرمز کهن (میناب) به این جزیره و ایجاد شهری بنام هرمز در این جزیره، کم کم اسم هرمز با توجه به پیشینه تاریخی آن، جای جرون گرفته و به عنوان جزیره هرمز شهرت جهانی یافت.بعدها نام جرون در بندرگاهی که در منطقه سورو کهن وجود داشت، استفاده گردید. با رونق و گسترش تجارت در جزیره هرمز، بندر جرون هم رو به رشد نهاد از این بندر برای بارگیری وتخلبه کالاهای تجاری جزیره هرمز استفاده می‌شد. جرون شهری است نیکو و بزرگ و دارای بازارهای خوب که بندرگاه هند و سند می‌باشد و مالتجاره‌های هندوستان از این شهر به عراق عرب و عراق عجم و خراسان حمل می‌شود"
کلمه جِر در فارسی به معانی شکاف زمین و نهر کوچک است. از این مفهوم در باب نام جرون دو نتیجه می‌توان گرفت. نخست اینکه از نام جر رون (جر ران، جر لان) مفهوم قطعه زمین جداشده از سرزمین و خاک اصلی یعنی جزیره اراده شده باشد. از اینکه در زبان فارسی اثر و نشانی از این مفهوم نمی‌بینیم؛ پس باید آن را کنار نهاد. دوم اینکه از آن معنی ناحیه‌ای که در کناره‌ای بلند آب گودی قرار گرفته یعنی بندر (بُن در یا بُن دریا) منظور شده باشد. از سفرنامه ابن بطوطه چنین مستفاد می‌شود که نام جرون به همین معنی اخیر گرفته شده و به بندرگاهی درشهر سورو اطلاق گردیده‌است. این نام بدین مفهوم می‌توانست بین بندرگاه شهر سورو و جزیره جرون (جزیره هرمز) مشترک بوده باشد.

موزه
 موزه مردم شناسی خلیج فارس
موزه مردم شناسی خلیج فارس بزرگترین موزه هرمزگان به شمار می رود.این موزه در محله۲۲ بهمن قرار دارد.
موزه مردم شناسی"حمام گله داری"یکی از موزه های شهر بندرعباس واقع در سه دلگشا می باشد.منبع ترینهای هرمزگان.
موزه"اب"که یکی از زیر مجموعه های خیابان ۲۲بهمن بندرعباس است و قدمت ان به دوره صفوی می رسد.منبع سایت میراث فرهنگی هرمزگان.
موزه مشیری که در گذشته خانه ی یکی از افراد سرشناس بندرعباس به نام حاج مختار مشیری دوانی بوده و به خانه مشیری معروف شده و در محله سیدکامل قرار دارد.

 

 

 

همدان


همَدان یکی از کلان شهرهای ایران در منطقه غربی و کوهستانی ایران و مرکز شهرستان و استان همدان است . این شهر در دامنهٔ کوه الوند و در بلندای ۱٬۷۴۱ متری از سطح دریا واقع شده‌است و از شهرهای سردسیر ایران به شمار می‌آید. همدان قدیمی‌ترین شهر ایران و از کهن‌ترین شهرهای جهان است.در سال ۱۳۸۵ مجلس شورای اسلامی در مصوبه‌ای همدان را «پایتخت تاریخ و تمدن ایران» اعلام کرد.همدان اولین پایتخت نخستین شاهنشاهی ایران، مادها بوده‌است.آثار یافت‌شده از محوطهٔ باستانی هگمتانه و نیز کتیبه‌های گنج‌نامه از آن دوران هستند. همچنین این شهر در روزگار هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان، آل بویه و سلجوقیان نیز یکی از پایتخت‌های کشور بوده‌است.هم‌اکنون استان همدان به دلیل داشتن مراکز تاریخی و دیدنی به عنوان پنجمین شهر فرهنگی و توریستی کشور شناخته می‌شود و از نظر علمی نیز با وجود مراکز دانشگاه بوعلی سینا، دانشگاه صنعتی همدان، دانشگاه آزاد اسلامی همدان، دانشگاه پیام نور همدان و مراکز دیگر به عنوان یکی از قطب‌های دانشگاهی کشور شناخته شده‌است.آرامگاه بوعلی سینا نماد شهر همدان و همچنین یکی از نمادهای پیشینهٔ ایران در فرهنگ جهان و دانش و علم به شمار می‌رود.
این شهر از لحاظ جمعیت چهاردهمین شهر پرجمعیت ایران به شمار می‌آید و در مرداد سال ۱۳۸۸ به عنوان یکی از کلانشهرهای ایران معرفی شد.در سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۴ خورشیدی مهندس آلمانی کارل فریش طرحی مدرن را برای همدان طراحی کرد که از نوع نقشه‌های شعاعی محسوب می‌شود اما امروزه به دلیل تراکم جمعیت و طرح شعاعی، ترافیک مرکز شهر بسیار زیاد است. به این میدان ۶ خیابان اصلی شهر وصل شده‌اند. شهرداری همدان در میدان آرامگاه بوعلی قرار دارد.

نام
نخستین باری که اسم این شهر برده شد، در حدود ۱۱۰۰ سال پیش از میلاد بود که نام همدان را اَمدانه ذکر شده‌است. این شهر تحت نام‌های دیگری از قبیل هگمتانه، هگمتان، اکباتان، اکباتانا، آمدانه، آنادانا نیز نوشته شده‌است. در کتیبه‌های آشوری نام آن شهر آمدانه آمده، این اسم بایستی مشتق از کلمهٔ ماد باشد چنانکه آشوریان قوم ماد را آمادای ذکر کرده‌اند. از این رو آمادانه به معنی محل مادها و جایی‌است که مادها زندگی می‌کردند. در دوران مادها به زبان پارسی باستان این شهر هگمتانه یا هنگمتانه به معنی «جای تجمع» خوانده می‌شد. اکباتان نیز همان تلفظ هگمتانه به زبان یونانی است.
نام هگمتانه به مرور زمان در دوران ساسانیان به اَهمتان، اَهمدان و سپس به همدان دگرگون شده‌است.

پیش از اسلام
همدان به عنوان یکی از کهن‌ترین شهرهای ایران، از پیشینه چندهزارساله‌ای برخوردار است. پیش از آمدن اقوام آریایی، شهر همدان از زیستگاه‌های اصلی قوم کاسیان به شمار می‌آمده‌است.در کتیبه‌های آشوری (هزارهٔ دوم قبل از میلاد) از آنجا به عنوان یکی از ایالات کارکاشی (قوم کاسیان) یاد گردیده و آمده‌است که تیگلات پالسر یکم، شاه آشور این شهر را در ۱۱۰۰ سال پیش از میلاد فتح کرده‌است.
در مورد زمان و چگونگی احداث و نام بنیان‌گذار شهر همدان بین روایت‌های مورخین و جغرافیادانان یونانی و همچنین مابین مورخین اسلامی اختلاف‌نظر وجود دارد. به گفتهٔ هرودوت این شهر را نخستین شاه ماد دیاکو بنیان نهاده‌است.

مهاجرت مادها
شاهنشاهی ماد (۵۵۰ پ. م.) نخستین شاهنشاهی آریایی‌تباران در ایران
در حدود اوایل هزارهٔ دوم پیش از میلاد رویدادهایی در آسیای مرکزی پدیدار می‌شود که موجب نقل و انتقال اقوام و اقوام ایرانی‌تبار که در سرزمین پهناوری در این ناحیه ساکن بودند، می‌گردد. در این هنگام دو قبیلهٔ ایرانی مادی و پارسی که با یکدیگر تفاوت اندکی در گویش داشتند، بسوی سرزمین‌های جنوبی‌تر کوچ کردند. تیرهٔ مادی در نواحی جنوب شرقی دریاچه ارومیه بین همدان و تبریز امروزی جای گرفت و بعدها تا اصفهان نیز پیش رفت.
در زمان مادها مهم‌ترین راه‌های کاروان‌رو در اکباتانا تلاقی می‌کردند و این شهر قلب ماد قدیم به شمار می‌رفت معمولاً معتقدند که هگمتانه به معنی محل تجمع یا بازار یا چیزی نظیر آن است البته احتمال دیگری نیز وجود دارد که جلسات عمومی اتحادیه قبایل در این نقطه بر‌گزار می‌شده‌است. در یکی از جلسات عمومی اتحادیه قبایل، دیاکو به رهبری انتخاب شد. دیاکو هگمتانه را به عنوان پایتخت خود انتخاب کرد. مکان این شهر برای پایتخت شدن کاملاً مناسب بود، زیرا مشرف بر راهی بود که به بابل و آشور می‌رفت.بر اساس نوشته‌های هرودوت مورخ یونانی به دستور دیاکو نخستین پادشاه ماد در اکباتانا استحکامات عظیمی شامل ۷ دژ مشهور به قصر هفت‌حصار و کاخ‌های شاهی برپا شد.بیشتر پژوهندگان علوم تاریخ و باستان‌شناسی بر این باورند که تپه و بناهای امروزی هگمتانه، در دل شهر همدان، برجای‌ماندهٔ بقایای همین تأسیسات می‌باشند.

از هخامنشیان و اشکانیان
گنج‌نامه کتیبه‌های فارسی باستان به خط میخی از داریوش بزرگ و خشایارشا در همدان
کوروش بزرگ در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، آستیاگ، آخرین پادشاه ماد را شکست داد و همدان را مقر تابستانی خود قرار داد. بدین ترتیب با تصرف همدان اولین حکومت آریاییان به دست شاخهٔ دیگر آریایی که پارس‌ها بودند، منقرض شد.
بعد از انقراض مادها همدان هر چند مرکزیت نخستین را از دست داد ولی به عنوان یکی از سه پایتخت هخامنشیان مورد توجهٔ خاص بود. وجود کتیبه‌های گنجنامه بقایای ستون‌های سنگی کاخ‌های هخامنشی، جام‌ها و الواح زرین و سیمین به دست‌آمده از همدان، حاکی اهمیت این منطقه در دورهٔ هخامنشی‌است.
از نظر تاریخی مشخص است که اسکندر مقدونی دو بار از همدان دیدار کرده‌است، نخست در تعقیب داریوش سوم در ۳۳۰ سال پیش از میلاد و برای دومین بار در ۳۲۴ سال پیش از میلاد در راه بازگشت از هند. اسکندر پس از ورود به همدان جشنی به مناسبت پیروزی‌های خود برپا کرد. پلوتارک می‌نویسد، در حین برگزاری این جشن، دوست دوران کودکی اسکندر هفستیون به طور ناگهانی درگذشت. پس از این واقعه اسکندر سرزمین‌های اطراف همدان را به باد غارت گرفت، باروهای شهرهای اطراف را ویران ساخت و مردم این سامان را به بهانهٔ پیشکش قربانی برای هفستیون، دوست محبوبش از دم تیغ گذراند.به عقیدهٔ برخی از محققان مکانی به نام مزار اسکندر که قبلاً نزدیک تپه هگمتانه قرار داشت، در اصل مزار هفستیون بوده‌است.در اواخر دوره سلوکی شهر همدان محل تلاقی و برخورد متعدد آنان با قوای اشکانیان بود تا اینکه مهرداد یکم در سال ۱۵۵ پیش از میلاد شهر را تصرف کرد.
 
از ساسانیان تا حملهٔ اعراب
اکباتان تا سال ۲۲۶ میلادی به پارتیان وفادار ماند، تا اینکه به همراه آتروپاتن تا به شمال به تسخیر اردشیر اول (۲۲۴-۲۴۱ م.) درآمد. در اینجا مدارک متناقضی وجود دارد که آیا اکباتان به عنوان کاخ تابستانی به کار رفته است یا نه. بنابر گفته ابن فقیه، ساختمان هایی بین تیسفون، پایتخت ساسانیان و کوه الوند (و نه فراتر از آن، حتی همدان) ساخته شد. شهر همدان در مدت کوتاهی بعد از جنگ نهاوند در ۲۳ ه.ق/۶۴۲ م به دست مسلمین افتاد و مرکز استان شد.
در دوره ساسانی شهر همدان یکی از ضرابخانه‌های این حکومت بوده و سکه‌های متعددی از این دوره در این شهر کشف شده‌است. در کتابچه‌ای به نام شهرستان‌های ایرانشهر که در زمان قباد یکم حدود ۵۰۰ میلادی به زبان پهلوی نگاشته‌شده، بنای همدان به یزدگرد یکم نسبت داده‌شده و این نشاندهندهٔ عملیات عمرانی مهمی‌است که توسط او در همدان صورت گرفته‌است.

پس از اسلام
شهر همدان همزمان با تاخت‌وتاز اعراب به ایران و پس سقوط نهاوند به دست مسلمانان افتاد و چندان اهمیت و اعتبار داشت که اعراب گشودن آن را پس از فتح نهاوند، بزرگ‌ترین پیروزی خود بر ساسانیان شمردند.
از حکومت خلفای راشدین تا صفویه
بنا بر گفتهٔ طبری همدان برای بار اول به سال ۶۴۲ میلادی (۲۱ هجری)، و در برخی از منابع دیگر، در سال ۶۴۰ میلادی (۱۹ هجری) و به فاصلهٔ کوتاهی پس از فتح نهاوند با صلح توسط سپاه اعراب گشوده شد. پس از تسلط اعراب بر همدان، نخست مردم همدان قبول جزیه نمودند و صلح کردند اما چون چندی گذشت حاکم ایرانی شهر همدان که مورخین از وی به عنوان حیش و با لقب خسروشنوم یاد کرده‌اند، سر از اطاعت و انقیاد اعراب باز زد و دستور داد شهر را با حصاره‌ای مستحکم، قابل مقاومت در مقابل اعراب سازند.
در سال ۶۴۴ میلادی (۲۳ هجری)، خلیفهٔ دوم عمر بن خطاب جمعی از سپاهیان را مأمور مقابله با شورش همدان نمود. خسروشنوم نیز از آذربایجان جمعی را به مدد خواست و صفی محکم بیاراست. در ده معروف به راجرود جنگی خونین به مدت سه شبانه روز بین طرفین ادامه داشت تا اینکه خود خسروشنوم به قتل رسید و ایرانیان بدون سردار روی به فرار نهادند و همدان برای بار دوم، شش ماه پس از به خلافت رسیدن خلیفهٔ سوم، عثمان به دست اعراب افتاد. در دوران خلافت عثمان نیز مردم همدان دست به شورش و اغتشاش زدند و عثمان مغیره بن شعیبه را مأمور دفع شورش قرار داد. بعد از فتح همدان به دست مسلمانان به‌تدریج بعضی از طوایف عرب در این شهر ساکن شدند و از آن میان بنوسلمه حکومت شهر را به دست گرفت.
 
گنبد علویان
از اواسط قرن سوم حکومت شهر به دست سادات علوی افتاد. آنان به عنوان علویان در همدان حکمرانی کردند. بنای ارزشمند گنبد علویان یادگار این دوره‌است.
در سال ۹۳۱ میلادی (۳۱۹ هجری) همدان مورد حملهٔ مردآویج، بنیان‌گذار سلسلهٔ آل زیار قرار گرفت. مردآویج به خاطر آنکه مردم همدان خواهرزادهٔ وی بنام ابوالکرادیس را همراه با عده‌ای از سپاه دیلم به قتل آورده‌بودند، این شهر را عرضهٔ غارت و قتل‌عامی عظیم کرد. مردآویج شیر سنگی را از دروازه‌های شهر به خاک افکند، در نتیجه یکی از این دو مجسمهٔ تاریخی بی‌نظیر به کلی خرد شد و دیگری هنوز هم باقی‌است.
در قرن دهم و یازدهم میلادی (از نیمهٔ دوم چهارم هجری تا سال ۴۱۴ هجری قمری) همدان یکی از پایتخت‌های ایران محسوب می‌شد زیرا در این دوره شاخه‌ای از خاندان آل بویه در این شهر حکومت می‌کردند. ابوعلی سینا دانشمند مشهور ایرانی مدتی در این شهر وزارت شمس‌الدوله دیلمی را به عهده داشت. آرامگاه این فیلسوف و پزشک نامدار اکنون در شهر همدان قرار گرفته‌است.
در دوران سلجوقیان عراق عجم همدان مرکز سیاسی و پایتخت این دودمان بود و به همین علت چند تن از سلاطین سلجوقی از جمله سلطان مسعود بن محمد بن ملکشاه و سلطان محمد بن محمود در همدان مدفون شدند. در ابتدای این دوران تعداد زیادی مدرسه در این شهر راه‌اندازی شد و دانشمندان و طالبان علم و دانش از جاهای دیگر به سوی همدان روان شدند. البته این دوره کوتاه‌مدت بود و دلیل جنگ‌هایی آتی که بین این سلسله و خلافت عباسی درگرفت، این شهر دچار آسیب‌هایی شد.باباطاهر عریان شاعر نامدار همدان همزمان با پادشاهی نخستین شاه سلجوقی، طغرل بیک می‌زیسته‌است. شرح ملاقات طغرل و باباطاهر در کتاب راوندی آمده‌است.
مغولان در تعقیب سلطان محمد خوارزمشاه بعد از آنکه ری و قم را ویران کردند به سوی همدان حرکت کردند. همدان دو بار توسط مغولان مورد حمله قرار گرفت. بار اول در زمستان سال ۶۱۸ هجری به دلیل وحشتی که مردم داشتند، از مغولان اطاعت کردند و آنان نیز به غارت اموال اکتفا کردند.
حملهٔ دوم مغولان به همدان در بهار سال بعد اتفاق افتاد. این بار همدانی‌ها که بر اثر پرداخت‌های سال قبل چندان ثروتی برایشان باقی نمانده بود، تصمیم به مقاومت گرفتند. تصرف شهر برای مغولان به طول انجامید و در جریان محاصره گروه کثیری از سربازان مغول کشته شدند. سرانجام شهر به دست مغولان افتاد و مردم شهر قتل‌عام شدند. مغولان پس از این قتل‌عام شهر را به آتش کشیدند و آنچه را که از همدان باقی‌مانده بود، نابود کردند.
محققان وجود دو تپه حاصل از گورهای جمعی در میدان وسیع محلهٔ دوگوران همدان را، آثار بازماندهٔ این قتل‌عام می‌دانند. گمان می‌رود بازماندگان از آنجائیکه فرصت دفن کشتگان را نداشتند، همهٔ کشتگان را به صورت دو تپه برروی هم انباشته و خاک بر آنان پوشاندند.

از صفویه تا انقلاب مشروطه
تصویری نقاشی شده از همدان در سال ۱۸۵۰ میلادی
همدان در دوره صفویه دوباره از نعمت و آبادانی بهره‌مند گردید. پس از انقراض سلسلهٔ صفویه و بروز هرج و مرج در ایران در سال ۱۷۲۴ میلادی (۱۱۳۸ هجری)، شهر همدان به تصرف احمد پاشا عثمانی والی عثمانی درآمد و بر اثر مقاومت مردم در برابر قوای عثمانی، گروه بزرگی از مردم شهر قتل‌عام شدند.حزین لاهیجی که خود از نزدیک نظاره‌گر مقاومت مردم همدان در برابر قوای عثمانی و قتل‌عام آنان بوده، شرح این ماجرا را در کتاب سیاحتنامهٔ ایران خود آورده‌است. شش سال بعد در سال (۱۱۴۴ هجری)، نادر افشار همدان را از تصرف عثمانی‌ها درآورد و سرانجام در سال (۱۱۴۴ هجری) به موجب پیمان‌نامه‌ای میان ایران و عثمانی، شهر همدان به طور قطع به ایران واگذار شد.
در دوران زندیه همدان در دست امیران آن خاندان بود و در سال (۱۱۹۳ هجری) علی مرادخان نوهٔ خواهری کریمخان زند بعد از مرگ وی دم از استقلال زد و همدان را به عنوان پایتخت خود برگزید. او در این شهر به نام خود سکه ضرب کرد.
در سال (۱۲۰۵ هجری) آقا محمد خان قاجار همدان را تصرف کرد و برج و باروی آن را ویران کرد. در طول حکومت قاجاریان موقعیت شهر همدان به تدریج تثبیت شد. بازسازی و احداث بازار و مسجد جامع همدان و تویسرکان و ملایر از یادگارهای این دوره‌است.


از دوران مشروطه تا معاصر
مظفرالدین شاه، فرمان مشروطیت را در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ شمسی امضا کرد. از وقایع مهم این دوران این بود که نمونه‌ای کوچک از نظام حکومت مشورتی حدود ۲ سال پیش از وقوع گستردهٔ انقلاب مشروطیت در همدان به وقوع پیوسته بود و علی ظهیرالدوله حاکم منصف و متنفذ همدان، شورائی ۵۰ نفره از برگزیدگان اعیان و اشراف و اصناف و علما و تجار و اقلیت‌های دینی فراهم نمود تا در امور حکومت مشورت و همیاری و همفکری کنند. این دوران مثبت حکومت ظهیرالدوله در انسجام فرهنگی و اجتماعی همدان تأثیر فراوانی داشت، به گونه‌ای که پس از استقرار نظام مشروطه در ایران، این منطقه از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی رشد بسیار چشمگیری یافت.

مشاهیر بعد از اسلام
مشاهیر بعد از اسلام این شهر بزرگانی چون باباطاهر از شاعران نامدار قرن چهارم هجری، بدیع‌الزمان همدانی نویسندهٔ قدیمی‌ترین کتاب در فن مقامه‌نویسی، ابوالعلی حسن عطار از بزرگان ادب و از مشاهیر نحو و لغت و حدیث در قرن چهارم هجری، عین القضات همدانی از نوابع قرن پنجم هجری دارای آثاری در کلام، حکمت، عرفان و ادب پارسی، ابن صلاح همدانی پزشک و ریاضی‌دان قرن پنجم و ششم هجری، خواجه رشیدالدین فضل‌الله از وزرا، دانشمندان و پزشکان صاحب‌نظر قرن ششم و هفتم هجری، میر سید علی از عرفاً و رهروان سیروسلوک قرن هفتم هجری و میرزاده عشقی یکی از ستارگان فروزان شعر و نثر نمایشنامه در دوران انقلاب مشروطیت هستند.
بوعلی سینا از نادر دانشمندان و نوابغ روزگار در سال ۳۷۰ قمری در خرمیثین از توابع بخارا به دنیا آمد. او در سال ۴۰۶ هجری قمری در زمانی که همدان پایتخت آل بویه بود، وارد این شهر شد و پس از مدتی شمس‌الدوله دیلمی او را وزیر خود ساخت. بوعلی سینا در زمان اقامت در همدان در مدرسهٔ بزرگ شهر تدریس می‌کرد و در همچنین فرصت این را یافت تا بسیاری از تألیفات خود را به پایان رساند. مدتی نیز مورد بی‌مهری قرار گرفت و سرانجام به سال ۴۲۸ هجری قمری در باغ دوستش در همدان درگذشت. آرامگاه ابوعلی سینا هم اکنون در میدانی به همین نام در همدان قرار دارد.عارف قزوینی نیز سال‌های آخر عمر خود را در درهٔ زیبای مرادبیگ همدان سپری کرد. او در سال ۱۳۱۲ خورشیدی در همدان فوت کرد و آرامگاه او در جوار آرامگاه بوعلی‌سینا قرار دارد.

شخصیت‌های دوران معاصر
هوشنگ ایرانی پدر شعر سوررئال فارسی و شعر نو عرفانی ایران، احسان یارشاطر بنیان‌گذار و سرویراستار دانشنامه ایرانیکا، ویگن، از پیشروان موسیقی پاپ در ایران، مصطفی رحماندوست شاعر، نویسنده و مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان، پرویز اذکایی پژوهشگر و دارای تألیفات بسیار در مورد کتابشناسی، رجال‌شناسی، تاریخ علم و تاریخ همدان، محمد مفتح روحانی و سیاست‌مدار، پروفسور ساموئل رهبر پژوهشگر پرآوازهٔ ایران در زمینهٔ هموگلوبین، ابوالحسن بنی‌صدر نخستین رئیس جمهور ایران، شیرین عبادی نخستین و تنها ایرانی برندهٔ جایزه صلح نوبل شخصیت‌های دوران معاصر همدان هستند.
از دوره پس از اسلام نیز در نقاط مختلف شهر یادمان‌های متعددی برجای مانده که اهم آن‌ها عبارتند از: بقعهٔ خضر مربوط به قرن پنجم، بنای بسیار زیبا و ارزشمند گنبد علویان، آرامگاه استر و مردخای و برج قربان از دورهٔ سلجوقی، پل آبشینه از دورهٔ صفوی و مسجد جامع همدان، بازار همدان و میدان امام همدان از ابنیهٔ مهم بعداز دورهٔ صفوی است.
•     
گنبد علویان یکی از یادمان‌های دوره سلجوقیان
•     
آرامگاه باباطاهر
•     
شیر سنگی
•     
آرامگاه بوعلی سینا

شهرهای خواهر

     کولاب
تاجیکستان
۲۰۰۴

     اسپارتا
ترکیه
۱۳۸۸

     بخارا
ازبکستان

     ایکاترین‌بورگ
روسیه



لینک سازمانها





 

آمار بازدید

 بازدید این صفحه : 5678
 بازدید امروز : 40
 کل بازدید : 203266
 بازدیدکنندگان آنلاين : 4
 زمان بازدید : 1.5781