رویدادهای گرجستان

گرجستان

ورود به سایت

نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]

سرود ملی

 

پرجم ایران

 

پرچم گرجستان

فرا رسیدن ایام مبارک دهه فجر و سالگزد پیروزی انقلاب اسلامی ایران مبارک باد.

فهرست:

شوتا روستاولی

ایلیا چاوچاوادزه

آکاکی تسرتلی

واژا پشاولا

یاکوب گوگباشویلی

نیکو پیروسمانی



شوتا روستاولی


شوتا روستاوِلی یکی از شاعران گرجی سده ۱۲ میلادی بود. او را بزرگ‌ترین شاعر ادبیات کلاسیک غیر دینی گرجستان می‌دانند. روستاولی نویسنده حماسه پلنگینه‌پوش (وِپخیس تْقائوسانی ) است که حماسه ملی گرجستان می‌باشد.
در مورد او اطلاعات کمی وجود دارد ، اما همانطور که چهاربیتی هشتم شعر دیده می‌شود، شاعر خود را به عنوان "روستاولی" (کسی اهل روستاوی) معرفی می‌کند. سرنخ‌های دیگر موجود در شعر اظهار می‌کنند که روستاولی یک تحصیل کرده فرهیخته و همچنین یک نجیب زاده والامقام در دربار بزرگترین پادشاه گرجستان، ملکه تامار (1213-1160م.) بوده و شاهکار خود را - که بین سالهای ۱۱۹۶ تا ۱۲۰۷ میلادی سروده بود - به ملکه تامار اهدا کرده است. در سال ۱۹۶۰، گروهی از محققان و باستان شناسان گرجی در بیت المقدس، تصویری از روستاولی را بر روی دیوارهای کلیسایی ساخته شده در قرن نهم میلادی پیدا کردند که نوشته‌ای به گرجی میانه تصویر مردی سالخورده را - که ریش‌های سفید و بلند و قبای روحانی و با شکوه به تن دارد - "شوتا روستاولی" معرفی می‌کند. محققین اظهار می‌کنند که روستاولی قبل از مرگش سفری زیارتی به بیت المقدس داشته است.
منظومه "پلنگینه‌پوش" یا "پهلوانِ در پوست پلنگ" قصیده‌ای است که روستاولی در آن ، پیرامون آرمان‌های انسانگرایانه در قرون وسطی: عشق، دوستی، رشادت و ... می‌گوید. قهرمانان داستان شجاع، نوعدوست و بخشنده هستند. مکان وقوع اتفاقات داستان پلنگینه‌پوش منحصر به گرجستان نبوده و سرزمین‌های عربی، فلات ایران، شبه جزیره هندوستان و همچنین فلات تبت نیز در آن وجود دارند.
پلنگینه‌پوش اغلب به عنوان حماسه منظوم ملی گرجی‌ها محسوب می‌شود. این سروده به سبب زبان و وجه نمایشی خود مورد تحسین فراوان کارشناسان ادبی می‌باشد. این اثر برای اولین بار در سال ۱۷۱۲ میلادی درتفلیس به چاپ رسید و تا کنون به ۵۰ زبان زنده دنیا، منجمله به زبان فارسی ترجمه شده است. پلنگینه‌پوش برای اولین بار توسط فرشید دلشاد به فارسی ترجمه شده و در سال ۱۳۷۷ از سوی انتشارات ایران جام در تهران منتشر شد که در همان سال در سفارت گرجستان در تهران رونمایی شد. ترجمه فرشید دلشاد بر پایه نسخه گرجی این اثر و با بهره گرفتن از زبان پارسی سره و نثر مسجع و موزون انجام گرفته است. این ترجمه عملا" اساس کار و ماخذ دومین ترجمه این اثر به زبان پارسی است که محمد کاظم یوسف پور(مترجم) که خود در مقدمه به آن اشاره کرده است ، عدم تسلط خود به زبان گرجی را اذعان و بهره گیری از ترجمه های انگلیسی و عربی را پایه و اساس کار خود شناخته است. این کتاب در سال ۱۳۸۱ از سوی انتشارات دانشگاه گیلان منتشر شد. ترجمه دکتر دلشاد ، تنها ترجمه عملی به شمار می رود که در منابع متفاوت ادبی و منتقدانه کشور گرجستان ، بارها از آن تمجید به عمل آمده است. فرشید دلشاد و محمد کاظم یوسف پور به سبب برگردان این اثر به فارسی ، هر یک در سالهای متفاوت نشان ادبی گرجستان را از سوی رئیس جمهوری گرجستان دریافت نمودند.
منظومه پلنگینه‌پوش حاوی ۱۵۸۷ بند چهارپاره گون قافیه شده بوده و به وزن کلاسیک گرجی یعنی ابیات شانزده هجایی با ضرباهنگ درون مصراعی سروده شده است.

خلاصه داستان
پلنگینه‌پوش ماجراجوئی‌های "آوتاندیل" (Avtandil) نجیب زاده‌ای عرب و دوست او "تاریل" (Tariel) شاهزاده هند را نقل می‌کند. آوتاندیل فرستادهٔ معشوقه اش "تیناتین" (Tinatin) ، – دختر فرمانروای عرب که پدرش به تازگی تاج و تخت را به او بخشیده – به مأموریتی برای پیدا کردن شوالیه‌ای فراری و اسرارآمیز است که پوست پلنگ بر تن دارد. آوتاندیل شوالیه را پیدا می‌کند و پی میبرد که او همان تاریل است. تاریل از گم شدن "نستان دارجان" (Nestan Dariean) دختر پادشاه اش غمگین است. آوتاندیل، تاریل برای پیدا کردن نستان دارجان همراهی می‌کند. نستان دارجان توسط عده‌ای شرور در قلعه‌ای نفوذناپذیر زندانی شده است. سرانجام آوتاندیل و تاریل به کمک شاهزاده "پریدون" (Pridon)، نستان دارجان را آزاد می‌کنند. داستان با دو ازدواج همزمان به پایان می‌رسد. آوتاندیل با تیناتین و تاریل با نستان دارجان.

 

 

 


ایلیا چاوچاوادزه


ایلیا چاوچاوازه شاعر نثر نویس ، نویسنده سیاسی و اجتماعی ، منتقد ، مورخ و روشنفکر از مهم‌ترین رجل اجتماعی گرجی سده نوزدهم و رهبر جنبش آزادی بخش ملی بود. ایلیا ۲۷ اکتبر سال ۱۸۳۷م. در قوارلی (شرق گرجستان، منطقه کاختی) در خانواده گرگیل چاوچاوادزه زاده شد. مریم ببور یشویلی مادر ایلیا از بچگی در او علاقه به فرهنگ گرجی را تلقین کرد. ایلیا تحصیلات ابتدایی را در روستای خویش گذراند و در هشت سالگی به تفلیس آمده و به پانسیون خصوصی سپرده شد.
در سال ۱۸۵۷ ایلیا چاوچاوازه در دانشکده حقوق دانشگاه پترزبورگ ثبت نام کرد . دوره تحصیل در دانشگاه برای این شخصیت بزرگ آینده ثمر بخش داشت. او بسیار مطالعه می‌کرد ، مخصوصا به موضوعات سیاسی و اقتصادی علاقه داشت. برای بررسی و فراگرفتن آثار فرهنگی چند صد ساله گذشته گرجستان شدیداً فعالیت می‌کرد . به رهبری او انجمن هموطنان دانشجویان گرجی پترزبورگ کتابهای گرجی قدیمی و مجموعه غنی نسخ خطی را جمع آوری کردند.
در شکل گیری جهان بینی سیاسی ایلیا شخصیتهای انقلابی – دموکرات روسی ، چرنیشفسکی، دوبرولوبوف، بلینسکی و گرتسن تأثیر داشت. ایلیا در همان دوران دانشجویی با تاریخ تفکر اروپا ، با روشنگران بزرگ فرانسه ، فلسفه آلمانی، من‌جمله با هگل جامعه آرمانی سوسیالیستها آشنا شد.
در سالهای دانشجویی ایلیا اشعار پوشکین، لرمانتوف، بایرون، گوته و دیگران را ترجمه کرد. او به شکسپیر علاقه مفرطی داشت. ایلیا چاوچاوازه به همراه ایوانه ماچابلی اولین مترجم شکسپیر به گرجی است.
در سال ۱۸۶۱ ایلیا به گرجستان بازگشت. در همان زمان به فعالیتهای اجتماعی مشغول بود. زندگی و خلاقیت او دو هدف داشت : مبارزه برای آزادی ملت و مبارزه در مقابل ظلم اجتماعی. منظومه‌های ایلیا با این جوش و هیجان مملو از احساس است.
در "نامه‌های مسافر" ایلیا برنامه سیاسی آزادی بخش ملی را به طور روشن تدوین کرد. در منظومه "زاهد" ایلیا درباره مسائل دنیوی ماهیت زندگی و ایمان بحث کرد .... خصیصه تمام خلاقیت ایلیا چاوچاوازه عشق نامحدود به وطن ، خدمت خالصانه به ملت، مبارزه فداکارانه برای استقرار عدالت و نیکی است. ایلیا موسس و احیا کننده تقریباً همه انجمن هایی بود که در سه دهه آخر قرن نوزدهم تشکیل شده بود . بانک گرجی، انجمن توسعه سواد آموزی میان گرجیان و بایگانی دست نوشته‌های کهن گرجی موجود نزد این انجمن که بنیادی برای موزه ملی گرجستان شد، هیئت بازیگران دایمی، بازسازی تئاتر گرجی و بسیاری دیگر.
ایلیا در تمام طول زندگی مشغول تلاش فعالانه بود. در سال ۱۹۰۵ او تقاضای خود مختاری سیاسی گرجستان را مطرح کرد. در سال۱۹۰۶ او در کنگره امپراطوری روسیه نماینده گرجستان بود و به عنوان عضو شورای دولتی انتخاب شد. سال 1907م. ایلیا به گرجستان بازگشت. 28 اوت همان سال ایلیا را نزدیک روستای تسیتساموری خیانتکارانه به قتل رساندند.
در سال 1987م. از طرف کلیسای ارتدوکس گرجی ایلیا چاوچاوادزه تقدیس شد.

        (آرامگاه ایلیا چاوچاوادزه در "مقبرا مشاهیر گرجی" نزد کوه ماماداویتی – تفلیس)   

 

 

 

اکاکی تسِرِتِلی



آکاکی تسرتلی یکی از شاعران و نویسندگان محبوب گرجی (۱۹۱۵-۱۸۴۰) و از افراد برجسته جنبش آزادی میهنی گرجستان بود. آکاکی سرتلی 21 ژوئن سال 1840م. در روستای سخویتوری (غرب گرجستان،منطقه ایمرتی) زاده شد. تحصیلات دوره متوسطه را در دبیرستان کوتائیسی انجام داد. بعد از اتمام تحصیل در دانشکده خاورشناسی دانشگاه پترزبورگ، در سال ۱۸۶۲ به گرجستان بازگشت. اما هیچوقت در اداره دولتی خدمت نکرد. خلاق ، آزاده و ذاتاً با مردم مرتبط بود. در بلا و مصیبت با آنها شریک بود و همواره از دگراندیشان و روشن فکران پشتیبانی می‌کرد. اکاکی تسرتلی همراه ایلیا چاوچاوادزه رهبر جنبش آزادی بخش ملی سده نوزدهم بود.
آکاکی تسرتلی مؤلف اشعار معروف (سحرگاه – چنگوری- سولیکو و ... ) منظومه‌ها (مربی – تورنیکه اریستاولی و ...) ، داستان‌ها (سرگذشت من – باشی آچوکی ...) فکاهی و طنزها (صحنه‌ای در زندان – قهری – کینتو) مقالات اجتماعی و سیاسی و مقالات فکاهی بود. آکاکی با لطیفه گویی و حاضر جوابی از سالهای جوانی توجه جامعه را به خود جلب کرد. وی سرچشمه‌ای ناخشکیدنی از ادبیات عامه بود و تأثیر زیاد فرهنگ عامه بر نوشته‌های او مشخص است. و در گردآوری آثار ادبیات عامه سهم بسزایی داشت.



(مجسمه ایلیا چاوچاوادزه و اکاکی تسرتلی جلو مدرسه شماره یک تفلیس؛ مجسمسار و.توپوریدزه، 1958م.)

 

 

 

 

واژا پشاولا

واژا پشاولا (لوکا رازیکاشویلی) یکی از نویسندگان و شاعران بزرگ گرجستان بود. او در تاریخ 14 ژوئیه سال 1861 میلادی در روستای چارگالی در استان کوهستانی در شرق گرجستان و در خانواده ای روحانی و مذهبی متولد شد. در سن هشت سالگی در مدرسه مذهبی (حوزه علمیه) شهر تِلاوی (منطقه کاختی-شرق گرجستان) و در سال های 1871-1879.م در آموزشگاه عمومی نزد انستیتوی تربیت مدرس تفلیس تحصیل نمود و در سال 1882 م. از آموزشگاه تربیت مدرس شهر گوری فارغ التحصیل شد. در سال 1883 میلادی وارد دانشگاه سن پترزبورگ روسیه در رشته حقوق شد ولی بدلیل اینکه از پس مخارج سنگین این دانشگاه بر نمی آمد در سال 1884 میلادی به گرجستان بازگشت و مشغول به کار به عنوان یک معلم زبان گرجی شد. از سال 1888م. به روستای خود، چارگالی برگشت و مانند دیگر دهقانان کار می کرد. واژا پشاولا شخص بانفوذی بین مردم کوهستانی منطقه خود بود و به شهر به ندرت سفر می  کرد. وی همچنین یکی از افراد سرشناس جنبش ملی آزاد گرجستان بود.
خلاقیت غنی و متنوع واژا پشاوِلا در آثارادبی مانند: نظم ، نثر ، مقاله های مردمی ، ادبیات اجتماعی و سیاسی می باشد. در داستان های وی زندگی مردم کوه نشین ، رسم و رسوم آنها بیان شده است و به مشکلات و مسائل اجتماعی خشن از زمان پرداخته شده است. در سال های زندگی واژا پشاولا ، نوشته های او به عنوان یک کتاب جداگانه ای به ندرت منتشر می شد. در سال های 1925-1956 با ابتکار و تحت راهنمایی های آ. آباشِلی جامع ترین مجموعه از آثار واژا پشاولا در هفت جلد منتشر شده است. آثار او به زبان های روسی ، انگلیسی ، فرانسوی ، آلمانی و دیگر زبان های دنیا ترجمه و منتشر شده است. شورای جهانی صلح در سال 1961  صدمین سالگرد واژا پشاولا را در سراسر جهان جشن گرفته شد.
واژا پشاولا در 27 ژوئیه سال 1915 میلادی در شهر تفلیس درگذشت. وی در پانتئون نویسندگان و چهره های عمومی گرجستان (مقبره مشاهیر گرجستان) به خاک سپرده است.


     
         خانه-موزه واژا پشاولا در چارگالی

 

 

 

 

یاکوب گوگباشویلی


یاکوب گوگِباشویلی معلم ، بنیانگذار آموزش های علمی در گرجستان ، مقاله نویس ، نویسنده کودکان و رجل اجتماعی گرجی بود .او در تاریخ 15 اکتبر سال ۱۸۴۰ در خانواده کشیش تنگدستی در ده واریانی در ناحیه گوری گرجستان شرقی متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه شهر گوری آغاز کرد و از سال ۱۸۵۵ در مدرسه مذهبی تفلیس و از سال ۱۸۶۱ در فرهنگستان مذهبی کیف ادامه تحصیل داد. وی در دانشگاه کیف در کلاس‌های رشته علوم طبیعی در محضر استادان معروف حاضر می‌شد و به سبب ضعف جسمانی و سلامتی (به اضافه تنگدستی) نتوانست تحصیلات دانشگاهی خود را به اتمام برساند و ناچار در سال ۱۸۶۳ به گرجستان مراجعت کرد. از سال ۱۸۶۴ به تدریس در دبیرستان‌های تفلیس اشتغال داشت و حتی به مقام بازرسی در سیستم آموزش و پرورش رسید ولی به جهت فعالیت در گروه‌های آزادی خواهان گرجی او را در سال ۱۸۷۴ به عنصر غیر قابل اعتماد از سیستم آموزش و پرورش اخراج کردند.
گوگباشویلی خدمت بزرگی به ترویج زبان گرجی ، تعمیم سواد و فرهنگ در اقشار جامعه گرجیان کرد. وی بنیانگذار ادبیات کودکان ، عضو فعال انجمن‌های مختلف من جمله «انجمن گسترش و تعمیم سواد بین گرجیان» بود.

گوگباشویلی مبتکر تدوین و تالیف اولین کتاب درسی الفبای گرجی در سال ۱۸۶۵ تحت عنوان"دِدا اِنا" (زبان مادر) بود. گوگباشویلی در سال ۱۹۱۲ درگذشت . مجموعه آثار گوگباشویلی در سال‌های ۱۹۵۲ -۱۹۶۵ میلادی در ۱۰ جلد به چاپ رسید.
او در پانتئون نویسندگان و چهره های عمومی گرجستان (مقبره مشاهیر گرجستان) به خاک سپرده شده است.

 

 

 

 نیکو پیروسمانی



نیکو پیروسمانی- نیکالا ، نقاش خود آموخته معروف گرجی ، یکی از نقاشان برجسته ی پریمیتیویسم در جهان ، سال 1862 میلادی در دهکده میرزآآنی کاختی گرجستان دیده به جهان گشود. پدر و مادرش کشاورز بودند و زندگی شان در یک تاکستان کوچک می‌گذشت. پدر نیکو در سال 1870 م. وقتی نیکو 8 سال بود ، چشم از جهان فرو بست.  مریم ، یکی از دو خواهر نیکو که به تازگی ازدواج کرده بود و ساکن تفلیس شده بود برای کمک به مادر و نیکو و قبول بخشی از مسئولیت زندگی خانواده ، نیکو را نزد خود برد تا از او در شرایط بهتری نگه داری کند. ولی خیلی زود مریم خواهر نیکو نیز بر اثر شیوع وبا در تفلیس درگذشت و شوهر خواهرش او را به نزد خانواده کالانتاروف برای کار و انجام امور منزل و خصوصا" پیش خدمتی فرستاد. علاقه بیش از حد او به خلق آثار نقاشی تا آنجا پیش میرفت که تمام دیوار های اتاقش را نقاشی ها پوشانده بودند. در جوانی بود که عاشق اِلیزابِت خواهر بزرگ صاحب خانه – کالانتاروف شد. این عشق باعث شد نیکو برای همیشه خانواده کلانتاروف را ترک کند. بنابراین یک زندگی سرگردانی و تنهایی و جستجو شخصیت خود را آغاز کرد.
او در سال های ۱۸۸0 همراه با یک نقاش دیگر با سبکی شبیه خودش (گ. زازیاشویلی) یک کارگاه نقاشی تاسیس کرد و سفارشات تابلو های نقاشی برای مغازه ها و دکان ها می گرفت. در سال های 1890-1894 در راه آهن قفقاز کار می کرد ، پس از آن تجارت می کرد... در اواخر قرن 19 و آغاز قرن 20 میلادی به می خانه ها و دکان های تفلیس پناه می برد و با سفارش آنها تابلو ها ، پرتره ها و غیره نقاشی می کرد. در تمام سال‌هایی که برای درآمد کم و کوچک تن به هر کاری می‌داد ، از شغل‌های ریز و درشت‌اش الهام می‌گرفت و نقاشی می‌کرد. برخلاف خیلی از نقاشان هم‌دوره‌اش روی پارچه‌های مشمعی نقاشی می‌کرد. توجهی هم به جزئیات نداشت و برایش داستان در نقاشی مهم‌تر بود. تمام روزگارش در فقر گذشت. هنرمندان هم عصر خودش کم و بیش سعی می کردند به او کمک کنند ، ولی با این حال نیکو پیروسمانی در فقر و تنهایی درگذشت و قبر او ناشناخته است. نیکو پیروسمانی بعد از مرگ‌اش شناخته شد.
آثار پیروسمانی عمدتا تحت تاثیر رخدادها وشرایط اجتماعی زمان و مکانش بود. نقاشی هایش تبلور عمیق اندیشه های او بودند. در حال حاضر بخش بزرگی از آثار این هنرمند در موزه ملی هنرگرجستان و همچنین برخی از موزه های خارجی ،  در مجموعه های خصوصی در کشور های شوروی سابق نگهداری می شوند.

 

 

 


لینک سازمانها





 

آمار بازدید

 بازدید این صفحه : 2821
 بازدید امروز : 18
 کل بازدید : 203244
 بازدیدکنندگان آنلاين : 4
 زمان بازدید : 1.1406